مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خوشبختی در خانه شماست
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تضاد طبقاتی تا این حد یعنی؟+عکس
بدون شرح
خيانت همسر، مرد جوان را به كام مرگ كشاند
مردي كه در پي رابطه پنهاني با همسر دوستش مرتكب جنايت شده است در بازجويي‌ها نحوه ارتكاب قتل را شرح داد.
عزاداری سالروز شهادت امام علی النقی (ع) در قم
بدون شرح
حادثه‌ای که مریلا زارعی را به فکر مرگ انداخت!
مریلا زارعی می‌گوید که تا چند سال پیش زیاد شعار می‌داده و معتقد بوده که دنیا ارزشی ندارد، اما در یک‌سال...
سعید جلیلی با مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد
دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مراجع عظام تقلید در شهر نجف اشرف دیدار کرد.
مراسم سالگرد مرحوم ناصر حجازی
بدون شرح...
‌"ال 90" جایگزین "پیکان" و "پراید" در ناوگان تاکسیرانی کشور
از دو سال اخیر تاکنون خودورهای پژو 405، روآ و سمند به متقاضیان واگذار شده و امسال نیز پیگیر هستیم تا...
تولید بنزين در سال 91 افزایش می یابد
معاون وزير نفت از افزايش توليد بنزين كشور به حدود 12 ميليون ليتر در سال جاري خبر داد.
حسن خميني به موسوي خوييني ها تسلیت گفت
در پي در گذشت برادرموسوي خوييني ها ، سيد حسن خميني در پيام تسليتي اين مصيبت را به وي تسليت گفت .
کریستوف دام سرمربی استقلال می شود؟
خبرهای رسیده از باشگاه استقلال حاکی از آن است که سرمربی سرشناش آلمانی گزینه خارجی است که رئیس هیئت مدیره...
اسرائیل از هر گونه توافق غرب با ایران استقبال می‌کند
وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم از هر گونه توافق فراگیر قدرت‌های بزرگ با ایران استقبال...
علاقه مظلومی به نیمکت استقلال + کاریکاتور
سرمربی آبی پوشان پایتخت علی رغم عملکرد نچندان مطلوبش در این باشگاه در طی دو سال همچنان علاقمند به ادامه...
سرقت 170 ميليون تومانی با خوراندن شيركاكائو مسموم!
با توجه به اعترافات ياسر كارآگاهان در تحقيقات دريافتند كه ادعای فرامرز مبنی بر سرمايه‌گذاری در مغازه...
اشتباهات اقتصادی موجب گرانی افسارگسیخته شده است
امام جمعه قم گفت: گرانی موجود افسارگسیخته است و مسئولان باید آن را دریابند، زیرا حتماً برخی اشتباهات...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 741    دوشنبه 19 مرداد 1388 

رشته های سنتی مطالعات قرآنی1


رشته های سنتی مطالعات قرآنی

قسمت اول

در الاهیات اسلامی، قرآن، ((علم)) به شمار می آید و بنابراین عجیب نیست که فهم و تفسیر متن قرآن نیز والاترین نوع علوم دانسته شود. در حدیثی منسوب به پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به نقل ابن مسعود می خوانیم: ((هرکس علم می خواهد باید قرآن را به دقت مطالعه کند، چون علم اولین و آخرین در آن است.))2 یا در حدیثی دیگر منسوب به پیامبر(صلّی الله علیه و آله) آمده است: «بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و آن را به دیگران یاد دهد.»3 فضل زبان قرآن نسبت به هر زبان دیگری مانند فضل خدا بر مخلوقاتش است.4 یا بر اساس حدیثی منسوب به حضرت علی(علیه السّلام): « خداوند در این کتاب بیان هر چیزی را نازل کرده است،5 اما علم ما به آن بسیار محدود است.»6 نزد عالمان مسلمان «کتاب خدا و احادیث پیامبر، بیانی برای هر چیز دانستنی است.»7 به تدریج علوم برگرفته از قرآن یا به کار رفته برای فهم آن به چندین((علم)) یعنی((علوم قرآن)) تقسیم شد که در عنوان این مقاله با تعبیر((رشته های سنتی مطالعاتی قرآنی)) از آن یاد شده است.

قرآن، اشرف علوم

چنان که پیشتر گفته شد در نگاه اسلامی، قرآن همه ی علوم به ویژه تمامی علوم شرعی را به گونه ای صریح یا مبهم،شامل است. عبارت معروف ناظر به این باور، آیه ی 89 از سوره ی نحل است: وَنَزَلنَا عَلَیکَ الکِتَابَ تِبیَاناً لِکُلِّ شَیءٍ. بنا به دیدگاه برخی آیه مَافَرَّطنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیءٍ[انعام: 38] نیز به همین معنا است.8 همچنین موضوع(( سبعـة أحرف))9 که با نحوه ی نزول قرآن مرتبط است، نقشی اساسی در این تصویر الاهیاتی از قرآن ایفا می کند؛ چنان که آن را در استفاده ی فقیه اندلسی، ابوبکر بن عربی(م 543) از این حدیث نبوی می توان مشاهده کرد.10 به نظر او((علوم حدیث، شصت علم است؛ اما علوم قرآن بیشتر است)).11 از نگاه او علوم قرآن 77450 علم است یعنی به تعداد کلمات قرآن.12 این اظهار نظر آخر ظاهراً در سخنان علمای صوفیه ریشه دارد؛
این نکته، پیشتر در إحیاء علوم الدین غزالی (م505) آمده بوده است.13
در دوره ای بعد، محدث حنبلی ابن رجب(م795) کتابی با نام بیان الاستغناءبالقرآن فی تحصیل العلم و الایمان نوشت؛14 و به همین مطلب در رساله اش بر ضدّ آواز خواندن و رساله ی دیگرش درباره ی خضوع مقابل خداوند در نماز اشاره کرد.15 از این کتاب آخر معمولاً با عنوان الاستغناء بالقرآن یاد می شود.16 عالم شیعی محمد عبدالرحیم نهاوندی(متولد 1289) در مقدمه ی نفحات الرحمن فی تفسیر القرآن و تبیین الفرقان فهرستی قابل توجه از همه ی علومی را که تصور می شود در قرآنی که شامل همه چیز است وجود دارد به دست می دهد.17 بنا به نقلی علی(علیه السّلام) گفته است:«قرآن بر چهار بخش نازل شده است: بخشی درباره ی ما(یعنی اهل بیت پیامبر)، بخشی درباره ی دشمنان ما،بخشی فرائض و احکام، و بخشی حلال و حرام؛ و بخش های گران قدرِ(کرائم) قرآن از آنِ ماست».18
بدین ترتیب، مطالعه ی قرآن، شریف ترین کارهاست. به نوشته ی ابن جوزی(م597): «قرآن، اشرف علوم است، و فهم معانی آن کامل ترین فهم هاست؛ زیرا اشرف علم به شرف موضوع آن است.»19

خاستگاه ها و شکل گیری علوم قرآن

محمد(صلّی الله علیه و آله) ( یا پیروان اسلام) برای تقویت جایگاه دین جدید و پذیرش آن، نوعی تقلید رقابتی20 را با در نظر گرفتن قرآن به مثابه کتابی برتر از دیگر کتب مقدس به کار بردند. آن ها این ادعا را بر این حدیث مشهور منسوب به پیامبر مبتنی ساختند: « نخستین کتاب الاهی بر یک حرف21 نازل شده، در حالی که قرآن برهفت22 حرف فرود آمده است.»23 نقطه ضعف ادعا شده برای کتاب های مقدس پیشین و ظرفیت معنایی واژه ی «حرف»، راه را برای برداشت هایی نظیر این گشوده است:
«مراد پیامبر از کتاب نخستین که از یک باب نازل شده، آن دسته ازکتاب های نازل شده برپیامبران است که عاری از حدود و احکام و حلال و حرام الاهی است؛ نظیر زبور داود که ذکر و موعظه است، و انجیل عیسی که ستایش و تشویق به گذشت و نیکوکاری است و در آن ها خبری از احکام و شرایع نیست و کتاب هایی دیگر ا ز این قبیل. این کتاب ها بر برخی از معانی هفت گانه نازل شده است در حالی که کتاب ما شامل همه ی آن هاست و خدا، پیامبر ما محمد(صلّی الله علیه و آله) وامتش را بدان مخصوص کرده است.»24
موضوع(( سبعـة احرف)) ( در منابع سنی)25 احتمالاَ از یهودیت یا مسیحیت و فهم آنان ازمعانی چهارگانه¬ی کتاب مقدس وام گرفته شده است.26 حدیث راجع به هفت27 معنا/ وجه (حرفِ) قرآن به صورت های مختلفی تفسیر شده است.28
شیعیان امامیه، به ویژه اصولیان نیز همانند اهل سنت به ذکر این احادیث و بحث درباره ی آن ها پرداخته اند. اما شیعیان نخستین وگروهی که بعدها اخباریان نام گرفتند، براساس این اعتقاد که قرآن به دست صحابه تحریف شده است، موضوع« سبعـة احرف» را انکار می کنند. آنان همانند مراجع پیشین شان از حدیثی منسوب به امام صادق(علیه السّلام) بهره می گیرند:« قرآن، تنها بر یک حرف نازل شده واختلاف صرفاَ از جانب راویان است.» از این احادیث احتمالات هفت گانه ی تفسیری نیز فهمیده شده است، چنان که امام صادق(علیه السّلام) می فرماید:«قرآن بر هفت حرف نازل شده است و بهترین کار برای امام آن است که بر هفت وجه فتوا دهد.( این بخشش ماست؛ نگاه دار یا بی شمار ببخش) [ص: 39].»29
یکی از معانی برداشت شده از این حدیث به ویژه برای بحث ما جالب است. بنابر نقل ابن مسعود، پیامبر(صلّی الله علیه و آله) گفته است: «نخستین کتاب از یک باب و بر یک حرف نازل شد، اما قرآن از هفت باب و بر هفت حرف فرود آمد: امر و نهی، حلال و حرام، محکم و متشابه، و امثال.»30 یا در روایتی دیگر هفت حرف عبارت اند از: امر و نهی، ترغیب و ترهیب، جدل، قصص و مثل.31 هرگز اطمینانی نیست که محمد(صلّی الله علیه و آله) چنین عبارتی را گفته باشد، اما نکته ی جالب برای ما در این جا آن است که این حدیث با در برداشتن عدد نمادین هفت که با کمال نسبت و پیوند دارد راهی برای بیان این اعتقاد بوده که قرآن، همه ی علوم را شامل است. در این حدیث واژه ی علم ظاهر نشده و صورت اسمی هم به کار نرفته است، بلکه تنها وجه وصفی و صفت آمده است؛ با این همه راه برای ایجاد مقولاتی از این ها یعنی« گونه ها» یا « علوم» مختلف باز شده است. نمونه ای از این سنخ سخنی دیگر از ابن مسعود است:« خداوند قرآن را بر پنج حرف نازل کرده است: حلال و حرام و محکم و متشابه و امثال.»32
مفسر متقدم، مقاتل بن سلیمان(م 150)33، جنبه ها یا گونه های مختلف موجود در قرآن را در دو فهرست کوتاه و بلند جمع بندی کرده است. وی به حدیث نبوی راجع به سبعـة احرف اشاره ای نکرده، اما فهرست های او آشکار با این موضوع در ارتباط است. همچنین این کار او تلاشی است برای تعیین برخی از اصول و قواعد تفسیر قرآن. او از ((علم)) سخن نمی گوید، اما در این فهرست ها نشانه ای از آنچه در آینده ((علوم قرآن)) خواهد شد، می توان دید. وی در فهرست نخست می گوید: «قرآن بر پنچ وجه نازل شد:24 امرش، نهی اش، وعدش، وعیدش و اخبار گذشتگان.»35 گفته ی وی قابل مقایسه با گفتاری از ابن عباس(م69) به نقل کلبی(م146) است؛ زیرا کلبی و مقاتل در اقوال تفسیری متعددی با یکدیگر مشترک اند و وارثان تفسیر ابن عباس به شمار می آیند. ابن عباس می گوید:»قرآن بر چهار وجه [نازل شده] است: تفسیر، که عالمان می دانند؛ عربیت، که عرب می شناسد؛ حلال و حرام، که مردم مجاز به ندانستن آن نیستند؛ و تأویل، که تنها خداوند از آن آگاه است.)) و وقتی توضیح بیشتری درباره ی تأویل خواسته می شود او می گوید:«چیزی است که خواهد بود(ما هو کائن).36
فهرست دوم مقاتل، تفصیلی قابل توجه از نخستین فهرست اوست:«قرآن شامل این مطالب است:1. خاص 2. عام 3.خاص برای مسلمانان 4. عام برای مشرکان 5. عام برای همه ی مردم 6. متشابه 7. محکم 8. مفسّر 9. مبهم 10. اضمار 11. تمام 12. روابطی درکلام 13. ناسخ 14. منسوخ 15. تقدیم 16. تأخیر 17. اشباه 18. وجوه و جواب آن در سوره ای دیگر 19. امثالی که خدا برای خودش می زند 20. امثالی برای رستاخیز و آخرت 23. خبر گذشتگان 24. خبر بهشت و جهنم25. خاص برای یک مشرک 26. فرائض37 27.احکام 28. حدود 29. خبر دل های مؤمنان 30. دشمنی مشرکان عرب 32. تفسیر 33. تفسیرِتفسیر.38 این فهرست شبیه فهرستی شامل سی و جه و منسوب به یکی از عالمان ((اقدم)) است که سیوطی آن را نقل کرده است.39
آیه ی وَنَزَّلنَا عَلَیکَ الکِتابَ تِبیَاناً لِکُلً شَیءٍ[نحل: 89] در ایجاد راهی برای ایجاد یا تثبیت((علوم قرآنی)) نقشی قابل قیاس با احادیث ((سبعـة احرف)) ایفا کرده است.مجاهد(م 104) از مفسران متقدم این آیه را چنین تفسیر می کند:«[بیان کننده ی] آن چه حلال و حرام است.»40 شافعی، یکی از نخستین نظریه پردازان اصول فقه می نویسد:« خداوند قرآن را روشنگر(تبیان) هرچیزی نازل کرده است و این تبیین، وجوهی دارد: یا این که صریحاً وجوب و احکام آن را بیان کرده؛ یا این که در مواردی آیاتی را اجمالی نازل کرده است و این تبیین، وجوهی دارد: یا این که صریحاً وجوب و احکام آن را بیان کرده؛ یا این که در مواردی آیاتی را اجمالی نازل کرده که در این صورت توضیح داده که تبیین چگونه باید انجام شود: (از طریق اقوال پیامبرش)؛ یا این که احکامی را مجمل نازل کرده و به اجتهاد درآن فرمان داده و علاماتی را خلق کرده است...»41 به نظر شافعی«قرآن حاوی تمامی انواع بیان است.» باید توجه داشت که ((بیان)) را نمی توان تنها با یک واژه ترجمه کرد زیرا «مظهر معانی الاهی است یعنی مقاصد خالق که آن ها را با افعال مطلوبش یعنی احکام بیان می کند.»42 «بیان، تجلی معناست.»43
اما همین شافعی، معنای آیه ی 89 از سوره ی نحل را با حدیث سبعـة احرف و معانی برداشت شده از آن مرتبط ساخته راه برای ظهور(( علم و سپس علوم قرآن)) گشوده است. این اتفاق در حدود سال 189 هجری روی داد که وی در مقابل خلیفه هارون الرشید و در حضور حامی او محمد بن حسن شیبانی، فقیه مشهور حنفی، قرار داشت. خلیفه ازشافعی درباره ی((علم)) وی به کتاب سؤال می کند و او پاسخ می دهد: درباره ی کدام علم می پرسی، ای امیرمؤمنان! علم تنزیل یا تأویل آن؟ محکم یا متشابه آن؟ اخبار یا احکام آن؟ مکی یا مدنی آن، آن چه درشب یا روز نازل شده؟ در سفر یا درحضر؟ تبیین وصف آن؟ هماهنگی گونه های آن؟نظائر آن؟اعراب آن؟ وجوه قرائات آن؟ حروف آن؟معانی لغات آن؟ حدود آن؟ تعداد آیات آن؟ هارون الرشید می گوید: «تو مدعی هستی که به قرآن علمی عظیم داری!»44
این فهرست شافعی با فهرست مقاتل بن سلیمان بی ارتباط نیست؛ زیرا او تفسیر مقاتل را می شناخته و برای آن احترام فراوانی قائل بوده و بنابر نقلی گفته است:« همه ی مردم محتاج سه نفرند: مقاتل بن سلیمان در تفسیر،...»45

کتاب هایی درباره ی(( علوم قرآن)) یا شامل این اصطلاح در عنوانشان

پیدایی اصطلاح تخصصی((علوم قرآن)) را قرن ششم یا هفتم46، یا قرن هفتم47، یا حتی آغاز قرن پنجم48 دانسته اند. اما تعیین دقیق این مسئله به میزان اطلاع ما بستگی دارد و تاکنون پژوهش کاملی به زبان عربی یا زبان های دیگر راجع به این موضوع انجام نشده است.
آن چه می توان گفت، آن است که این اصطلاح تخصصی قبلاً در عنوان کتابی متعلق به نیمه ی دوم قرن سوم یا آغاز قرن چهارم به کار رفته است: ابن مرزبان(م309)49 کتابی مفصل در بیست و هفت جزء با نام الحاوی فی علوم القرآن نوشته است.50 ما چیزی درباره ی محتوای این کتاب که ممکن است یک تفسیر قرآن باشد، نمی دانیم.مؤلف در درجه ی اول، ادیب است و بیش از پنجاه کتاب از فارسی به عربی ترجمه کرده است. گفته اند: یکی از شاگردان او، ابن انباری(م328)51، کتاب عجائب علوم القرآن52 را نوشت و در آن به موضوعاتی چون فضائل قرآن، نزول قرآن بر هفت حرف، کتابت مصاحف، و تعداد سوره ها و آیات و کلمات قرآن پرداخت.53 این عنوان در میان فهرست آثار او به چشم نمی خورد54، اما نسخه ای احتمالی از این اثر موجود است که برای حصول اطمینان باید آن را به طور کامل بررسی کرد. از سوی دیگر به یقین او کتابی مرسوم به المشکل فی معانی القرآن تألیف کرده که حاصل املاء وی طی چندین سال بوده و البته تنها تا سوره ی طه ادامه یافته است.55
محمد بن بحر رُهنی(زنده در اوایل قرن چهارم)56، که متهم به گرایش افراطی شیعی است، مقدمـة علم القرآن را نوشت که موجود نیست و در آن بر این نکته تأکید کرد که علی(علیه السّلام) و اهل بیت تنها مراجع تفسیر قرآن اند. وی همچنین گفته است: در مصاحفی که عثمان به شهرهای بزرگ جهان اسلام فرستاد، قرائت برخی عبارات با هم اختلاف داشت.
رمّانی اخشیدی(م 384)، زبان شناس معتزلی، چندین کتاب درباره ی موضوعات مختلف قرآنی نوشت57 از جمله تفسیری مفصل بر قرآن که اجزاء 7، 10و 12 آن موجود است58، یعنی الجامع فی علم(علوم) تفسیر القرآن. ظاهراً این کتاب همان التفسیر الکبیر او باشد59.
در برخی منابع60 میان دو اثر ابوالحسن اشعری(م324)، یعنی المختزون، که کتابی است در علم کلام، و تفسیر القرآن (در 500 جلد!)، که در آن به ردّ مخالفان معتزلی اش به ویژه ابوعلی جبّایی و کعبی پرداخته، خلط شده است. ابن عربی مدعی است تنها یک نسخه(!) از این دو اثر در قرن چهارم موجود بوده است که بنابر گزارشی صاحب بن عبّاد(م385) برای انتقال آن به دارالخلافه ده هزار دینار پرداخت، اما این نسخه در آتش سوزی از بین رفت.61 ابن فورک(م 406) به ما می گوید که نسخه هایی نادر از این تفسیر موجود است که بسیاری از اشاعره از آن ها بی خبرند.62
در نیمه ی دوم قرن چهارم یا آغاز قرن پنجم، مفسر بزرگ خراسان، ابن حبیب نیشابوری(م 406) که کرّامی بود و سپس شافعی شد دو کتاب با نام های التنبیه علی فضل علوم القرآن63و کتاب التنزیل و ترتیبه نوشت که هر دو موجود است.64 شاگرد مشهور وی، مفسر نیشابوری، ابو اسحاق ثعلبی(م 427)، الکامل فی علم القرآن را نوشت. یکی از مهم ترین شاگردان او، ابوالحسن واحدی(م 468)، این کتاب را برثعلبی قرائت کرده است.65 این سه کتاب در دست نیستند.66
تألیفات این نیشابوریان احتمالاً در پی آثار کرّامیان نیشابور صورت گرفته است.67 شاهدی بر فعالیت گسترده ی کرامیان در علوم قرآنی کتاب المبانی ابن بسطام68 است. این کتاب، که موضوعش علوم قرآنی است، در سال 425 هجری به عنوان مقدمه ای برتفسیر قرآن ابن بسطام تألیف شد. پیش تر ما این کتاب را به اشتباه به ابومحمد احمد بن محمد بن علی عاصمی نسبت داده بودیم69، اما اخیراً انتساب صحیح آن به طور قطعی تعیین شده است.70 این سنّت کرّامی در علوم قرآنی سابقه ای دیرینه دارد و به شیخ بزرگ کرّامی نیشابور، حکیم بن هیصم نَبی (م409)، مؤلف اثری با نام کتاب اعجازالقرآن، باز می گردد.71
و از جمله عناصر مهمی است که بازگشت آن به خود ابن کرّام(م255) است، چنان که در کتاب الایضاح نوشته ی کرّامی دیگری یعنی احمدبن ابی عمر زاهد اندرابی(م470)،شاگرد ابن بسطام، می توان دید. اندرابی همچنین پنج کتاب یا رساله درباره ی علوم قرآنی متعلق به میراث کرّامی نظیر قوارع القرآن72 را در نسخه ای به خطّ خودش گردآورده است.73ابوبکر عتیق بن محمد سورآبادی(م494)74، پیشوای کرّامیان نیشابور در دوران خود، تفسیری بر قرآن دارد که تصحیح شده است. نسخه های متعددی از تألیفات کرّامی در زمینه ی علوم قرآنی در اختیار است که بیشتر آن ها در کتابخانه های ایران نگهداری می شود.
باقلاّنی(م403) عالم مالکی و اشعری که ابتدا در بصره و بعدها در بغداد می زیست، اعجاز القرآن را تألیف کرد. او همچنین[نَُکت] الانتصار لنقل القرآن را نوشت که شامل مطالب فراوانی درباره ی علوم قرآنی است از جمله: نام های قرآن، سوره، آیه، انتقال و ترتیب قرآن، ردّ شیعیان و دیگران نسبت به آن، احرف سبعه، زبان و سبک قرآن، آیات شیطانی، جمع قرآن، قرائات مختلف و قرّاء سبعه.
نحوی و مفسر مصری، ابوالحسن علی بن ابراهیم حَوفی (م430)، تفسیری سی جلدی بر قرآن نوشت با نام البرهان فی تفسیر القرآن.75 حدود پانزده جلد از این تفسیر موجود است. این تفسیر به ترتیب سوره های قرآن است، اما زیر بخش هایی مطابق با علوم قرآنی دارد: ساختار آیه و معنای آن در سیاق (نظم)76، نکات نحوی و لغوی، یا اعراب.77 زرکشی(م794)78 این کتاب را در شمار بهترین کتاب های راجع به این موضوع قرار می دهد. در این تفسیر علاوه بر معنا و تفسیر آیه، مسائل مرتبط با وقف و اتمام، قرائات، احکام فقهی(در صورت لزوم)، اسباب نزول، نسخ و غیره طرح شده است.79
در قرن پنجم، ادیب و شاعر، ابوعامر فضل بن اسماعیل تمیمی جرجانی(م بعد از 458)، البیان فی علم/ علوم القرآن را نوشت.80 این کتاب احتمالاَ تفسیری با تأکید ویژه بر جنبه های لغوی و ادبی بوده است، نظیر دُرج الدّرر81 نوشته ی عبدالقاهر جرجانی(م 471)، عالم فقه اللغه و بلاغی معاصر او.82
فقیه و قاضی شافعی و متکلم اشعری اهل بغداد83، شَیذَله ابوالمعالی عَزیزی/ عُزیزی بن عبدالملک جیلی(م494)84، کتابی با نام البرهان فی مشکلات القرآن نوشت. سیوطی85 این کتاب را در میان گروهی از دست نامه های علوم قرآنی قرار داده که به نحو جامعی موضوعات مربوط را پوشش نداده اند. زرکشی86 نیز به ویژه در بحث اعجاز قرآن به این کتاب استناد کرده است.
در قرن ششم عالم شافعی اهل مرورود خراسان، زاغولی محمد بن حسین اَرُزّی(م 559)، گفته اند که اثری در چهارصد جلد مرسوم به قیدالاوابد تألیف کردکه دائرة المعارفی است عظیم درباره ی علوم تفسیر، حدیث، فقه و زبان. این اثر موجود نیست.87
عالم جامع الاطراف بغدادی، ابن جوزی(م597) چندین کتاب درابن باره تألیف کرد، از جمله عجائب علوم القرآن 88 که تصحیح و منتشر شده است.89 عنوانی را که بروکلمان90 ذکر کرده یعنی المجتبی فی علوم القرآن و در یک جلد موجود است، نه تنها شامل علوم قرآنی(نظیر قرائات) است بلکه مطالب دیگری چون حدیث و نظایر آن را شامل است.91 ابن جوزی خود این کتاب را با نام المجتبی من المجتبی تلخیص کرده است.92 سومین اثر ابن جوزی، المدهش، که به المدهش و المحاضرات نیز معروف است، در سال 591 تألیف شد. فصل اول این کتاب (ص2-22) به برخی مباحث قرآنی اختصاص دارد و سپس در چهار فصل دیگر مطالبی مرتبط با زبان، حدیث، تاریخ نگاری و نیز مطالبی همچون داستان های پیامبران آمده است.93 اما کتابی که بیش از همه به گونه ی آثار جامع علوم قرآنی در سده های بعدی نظیر تألیفات زرکشی و سیوطی نزدیک است، فنون الافنان فی عجائب علوم القرآن ابن جوزی است.94 این کتاب با عناوین دیگری چون فنّ الافنان فی علوم القرآن نیز موجود است. گفتنی است ارتباط بین اولین و سومینِ این سه اثر ابن جوزی را بر اساس محتوای نسخه های مختلف خطی آن دو باید بررسی کرد. دست آخر، باید توجه داشت که ابن جوزی همانند عالمان دیگر، کتاب های جداگانه ای نیز درباره ی علوم مختلف قرآنی نوشت است.95
در قرن هفتم دست کم دودست نامه درباره ی علوم قرآن تألیف شد: جمال القرّاء و کمال الاقراء96 نوشته ی علم الدین سخاوی(م643). این کتاب به ده فصل تقسیم شده است: سوره ها و آیات قرآن، اعجاز آن، فضائل آن، تقسیمات آن، تعداد آیات آن، قرائات شاذ، نسخ، قاریان و قرائات، تجوید، وقف و ابتدا. این کتاب یکی از منابع دست نامه ای دیگر با نام المرشد الوجیز إلی علوم تتعلّق بالکتاب العزیز97 نوشته ی مورخ دمشقی، ابو شامه مقدسی( م665) بوده است. این اثر دارای شش فصل است: نزول،تدوین، احرف سبعه، قرائات مشهور، قرائات شاذ و علوم سودمند قرآن.
در قرن هشتم کامل ترین دست نامه ی علوم قرآنی تا آن روز به نگارش درآمد: البرهان فی علوم القرآن نوشته ی عالم مصری، بدرالدین زرکشی(م794). این کتاب در چهل و هفت فصل سامان یافته است.98
کتاب عالم اندلسی، ابن جُزَیّ کلبی غرناطی(م 741) با عنوان التسهیل لعلوم التنزیل، یک تفسیر است اما مقدمه ای مفصل درباره ی علوم قرآنی دارد.99 کتاب دیگر الدرالمصون فی علوم/ علم الکتاب المکنون نوشته سمین/ ابن سمین حلبی (م756) که در شش جلد تصحیح و منتشر شده، در واقع تفسیری است منحصر درتوضیحات صرفی و نحوی و لغوی همراه با شواهد و استنادات متعدد شعری.100
در قرن نهم که می توان آن را قرن دست نامه های بزرگ علوم قرآنی نامید، این گونه از تألیفات رونق گرفت. در این قرن مؤلف یکی از لغت نامه های مشهور عربی(القاموس)، یعنی فیروزآبادی(م817)، تفسیرش بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز را می نویسد.پس از آن مواقع العلوم فی موقع النجوم عالم مصری جلال الدین عبدالرحمن بُلقینی(م842) به نگارش در می آید.101 عنوان این کتاب از مفهوم نزول/ تنزیل که از اصطلاحات به کار رفته برای مفهوم اسلامی وحی است، الهام گرفته شده است.کتاب بلقینی به همراه اثر زرکشی یکی از منابع متعدد الاتقان سیوطی است. سیوطی، شاگرد علم الدین بلقینی، برادر کوچک جلال الدین بلقینی، بود.102
عالم حنفی اهل برغمه و مقیم قاهره، محمد بن سلیمان کافیجی(م879)103 یکی از استادان سیوطی، در سال 856 تألیف دست نامه ای کوچک با نام التیسیر فی قواعد التفسیر را به پایان رساند. گفته می شود«وی به کتابش بسیار مباهات می کرده و به گمانش کسی پیش از او کتابی به این خوبی نداشته است. اما او احتمالاً البرهان زرکشی را ندیده بود والاّ[ از این گفته اش] شرمنده می شد.»104 این کتاب شامل دو فصل است: 1. اصطلاحات علوم قرآنی مورد نیاز برای تفسیر؛ 2. قواعد تفسیر و مسائل گوناگون مرتبط با آن.
عالم جامع الاطراف مصری، جلال الدین سیوطی(م 911) موفق شد کامل ترین دست نامه ی علوم قرآنی را تألیف کند. سیوطی با خواندن کتاب استادش، کافیجی دلسرد شد. سپس مواقع بلقینی را به توصیه ی برادر مؤلف کتاب یعنی استادش علم الدین بلقینی مطالعه کرد و آن را اثری پراطلاع و خوش ساختار یافت. اما به نظرش آمد که این کتاب نیازمند آن است که با مجموعه ای از نکات مهم تکمیل شود و از نو سامان یابد. بنابراین در سال 872 التحبیر فی علم التفسیر105 را در قالب 102 فصل نوشت.106 سیوطی که هنوز راضی نشده بود، تصمیم گرفت کاری بهتر انجام دهد و کتابی جامع بنویسد. در این هنگام وی با البرهان زرکشی آشنا شد که او را بسیار خرسند کرد و بر آن شد که این کتاب را به گونه ای مناسب تر ساماندهی کند و فصول و مطالبی را به آن بیفزاید. این امر به تألیف الاتقان فی علوم القرآن انجامید.107 سیوطی نگارش این کتاب را در هشتاد فصل و به عنوان مقدمه ی تفسیرش مجمع البحرین و مطلع البدرین که پیش تر آغاز کرده بود در سال 878 به پایان رساند.108 با وجود حجم کمتر البرهان، مطالبی در آن هست که در الاتقان نیست. سیوطی پیش از الاتقان، معترک الاقران فی إعجاز القرآن را درباره ی ابعاد بلاغی و سبک شناختی قرآن نوشته بود که اگر چه شامل همه ی علوم قرآنی نیست، چندین فصل مشترک با الاتقان دارد.109
صوفی شافعی اهل دمشق ابن عرّاق محمد بن احمد بن عبدالرحمن(م933)، کتابی منتخب گونه را در 138 جزء با نام جوهرة الغوّاص و تحفـة أهل الاختصاص110 شامل موضوعات علوم قرآنی، پیامبر، قصص، صحابه و نکات عرفانی تألیف کرد. وی در این کتاب رسالـة فی علم المواعظ ابن جوزی را در قالب چهار فصل رونویسی کرده است: علوم قرآنی، قرآن و فقه اللغه، علوم حدیث و تاریخ نگاری. او همچنین کتاب ردّ معانی الایات المتشابهات یا ردّ المتشابه الی المحکم نوشته ی لَبّّان مصری(م 749) را رو نویسی کرده است. در ادامه وی همین کار را با کتاب خودش نَوح القلوب انجام داده است. بخش هایی از این کتاب درباره ی پیامبر و صحابه است که هیچ ارتباطی با علوم قرآنی ندارد و باقی آن شامل رساله ای کوچک درباره ی تعابیر ویژه ی قرآنی مرتبط با علم کلام، به ترتیب سوره هاست111 که ابوطاهر سلفی(م576) آن را در سال 572 روایت کرده است. این رساله در واقع همان لغـة القرآن منسوب به ابن عباس است که از طریق وزّان برای سلفی روایت شده است.112 ابن عرّاق مجموعه اش را با بیانی صوفیانه درباره ی یک صد عبارت قرآنی، برگرفته از آغاز تفسیر قرآن ابوالعباس بونی(م622)113 پایان داده است.
ابوالخیر طاشکوپری زاده(م968) در مفتاح السعادة و مصباح السیادة فی موضوعات العلوم که شرح حال- کتاب شناسی دائرة المعارف گونه ای درباره ی طبقه بندی علوم است، فصل ششم(جلد دوم) را به علوم شرعی یعنی قرآن، حدیث و فقه اختصاص داده و در آن به علوم قرآنی توجه ویژه ای کرده است: تفسیر قرآن خصوصاً کتاب های تألیف شده در این حوزه114؛ شاخه های قرائات(فروع القرائات)115؛فروع التفسیر116. این توجه ویژه بدان معناست که به نظر وی بیشتر علوم قرآنی بر تفسیر متمرکز است. دیگرانی این علوم را جز بخش هایی که ناظر به معانی و تفسیر آیات قرآن است، مطالعاتی درباره ی قرآن می دانند.117
نگارش دست نامه های علوم قرآنی در سده های بعدی نیز تا به امروز ادامه یافته است. برخی از این ها عبارتند از: محاسن التأویل نوشته ی جمال الدین قاسمی(م 1914) که تفسیری بر قرآن است و مطالب فراوانی را درباره ی علوم قرآنی در بردارد؛ تبیان الفرقان فی علوم القرآن طاهر جزائری اهل دمشق؛ مناهل العرفان فی علوم القرآن نوشته ی محمد عبدالعظیم زُرقانی، از علمای الازهر در نیمه ی نخست قرن بیستم، که در 1943 منتشر شد و برخی محققان از آن به عنوان یک منبع بهره می برند، هر چند فاقد ارجاعات است؛ منهج الفرقان فی علوم القرآن نوشته ی م. ع. سلامـة؛ فی علوم القرائات نوشته ی س. ر. طویل. و اخیراً مجموعه ای بدون نسخه نویسنده با عنوان علوم القرآن عندالمفسرین در سه جلد و نیز التمهید فی علوم القرآن نوشته ی آیت الله محمد هادی معرفت منتشر شده است.
همچنین باید توجه داشت که چندین مفسر مقدمه هایی بر تفاسیرشان نوشته اند که شامل جنبه های گوناگون علوم قرآنی است118 که از آن جمله اند: طبری( م 310)119، ثعلبی(م427)120، طوسی(م460)121، راغب اصفهانی(م احتمالاً 502)122، ابن عطیـة اندلسی(م541)123، شهرستانی(م548)124، طبرسی(م 548)125، قرطبی(م671)126 ، نظام الدین حسن بن محمد بن حسین نیشابوری اعرج(م بعد 730)127، ابن جُزی(م741)128 ابوحیان غرناطی(م745)129، ابن کثیر(م 774)130، بقاعی(م 885)131، محمود آلوسی(م 1854 میلادی)132 و دیگران. اما گروهی از عالمان به نگارش مقدمه ای کلّی بدون بررسی دقیق و کافی منابع قرآنی بسنده کرده اند و برخی دیگر نظیر ماتریدی(م 333)133 و ابواللیث سمرقندی(م 373)134صفحات اندکی را به بحث درباره ی ضرورت تفسیر یا همچون ماوردی(م 450)135 به سخن گفتن از نام های قرآن، سوره، سبعـة احرف،اعجاز و تفسیر اختصاص داده اند.
همچنین باید گفت که بسیاری از جوامع حدیث بخشی با نام کتاب التفسیر دارند؛ نظیر آثار سعیدبن منصور خراسانی(م227)136، بخاری(م 256)137، ابن حجر138، مسلم139، نسائی(م303)140، حاکم نیشابوری(م 405)141 و دیگران. تعدادی از این جوامع همچنین بخشی با عنوان فضائل القرآن دارند از جمله آثار سعیدبن منصور142؛ ابن ابی شیبه(م235)143، بخاری144، ابن حجر145،مسلم146 و نسائی147.

پی نوشت ها:

1. نوشتار حاضر ترجمه ای است از:
Claude Gilliot, ''Traditional Disciplines of Qur'anic Studies'', in Encyclopaedia of the Qur'an, J, D. McAuliffe (ed.),Leiden 2001-2006, vol, 5, pp. 318 -339.
2. ابن ابی شیبه، المصنف، ج6، ص127، ش30009؛ ابوعبید، فضائل،ص41-42، ش79؛ابواللیث سمرقندی، تفسیر،ج1، ص71؛بیهقی،شعب، 2،ص 332، ش1960؛ غزالی، احیاء[8/آداب تلاوة قرآن]، ج1، ص254، س18؛زبیدی، اتحاف، ج5، ص 94؛ قرطبی، تفسیر، ج1، ص446-453؛ زرکشی، برهان، ج1، ص8.
3. بخاری، صحیح، ج3،ص402[66، فضائل القرآن، 21].
4. دربرخی نسخه ها: چون از جانب خداست، بغدادی، فصل، ج1،ص 234-236؛ ابن ضریس، فضائل، ص77- 78، ش132-140؛ آجرّی، اخلاق، ص61-68؛ رازی، فضائل، ص70-71، ش26-27؛ ابن رجب، مورد، ص75-76؛ سیوطی، اتقان،ج4، ص124؛قس.بقاعی، مصاعد، ج1، ص378-379،298-301 و فیروز آبادی، بصائر، ج1، ص 57-64 را با احادیث دیگر؛ علوم القرآن عند المفسرین، ج1، ص69-86.
5. این مضمون درآیه ی 89 سوره ی نحل آمده است.
6. بقاعی، مصاعد، ج1، ص 379 از تفسیر عبدبن حمید( م 249)؛ Sezgin,GAS, 1/113
7. ابن عربی، قانون، ص 180.
8. سیوطی، اتقان، ج4، ص[28 فصل 65].
9. درمتون متأخرتر گاهی(( حرف)) مطابق است با آن چه زبان شناسان فرانسویarticulation (تلفظ) می نامند.
10. قانون، ص70، 189-195.
11. همان، ص 193.
12. همان، ص 226-227؛ زرکشی، برهان، ج1، ص 16-17؛ سیوطی، معترک، ج1، ص 23؛ همو، اتقان، ج4، ص37 [فصل 65؛ قس فصل19، ج1، ص 242، برای تعداد کلمات: 77435، 77437 یا77200]؛ حدود 78000: Rosenthal, Knowledge, 20.
13. احیاء، قاهره، 1939، ج1، ص 77200: 290 علم.
14. امروزه در اختیارنیست؛ حاجی خلیفه، کشف، ج1، ص 273، ش 613.
15. نزهـة الاسماء، در ابن رجب، مجموع رسائل، ج2، ص : 463 بر ضد آواز خواندن قرآن و خواندن آواز به طور کلی؛ الذل و الانکسار یا الخشوع فی الصلاة در مجموع رسائل، ج1،ص: 298 درباره ی کسانی که از شوق شنیدن قرآن جان باخته اند.
16. بقاعی، مصاعد، ج1، ص 379 از آن نقل کرده است.
17. به نقل علوم القرآن عند المفسرین، ج1، ص 179-181.
18. فرات کوفی(م حدود 310)، تفسیر، ص 45-46، ش1، برای روایات دیگر، ص46-50؛ Asher,Scripture,88-9 . Bar-
19. زاد، 1/3؛ قس ابن ابی شیبه، مصنف، ج6، ص 22[125-126، فضائل القرآن، 16].
20. تعبیر فرانسویmimetisme concurentiel که مردم شناسان به کار می برند.
21. این واژه معانی مختلفی چون روش، وجه، لبه، حرف، عبارت، معنا یا قرائت دارد. در نقل های دیگر، به جای حرف، باب آمده است.
22. در برخی نقل ها: چهار یا پنج.
23. طبری، تفسیر، ج1، ص 21-71؛ ترجمه ی انگلیسی، ج1، ص 16- 30؛ مهدوی ، بیان، ص 24-28؛ Gilliot,Lectures,1;id,Elt,111-133.
24. طبری، تفسیر، ج1، ص 71؛ ترجمه ی انگلیسی، ج1، ص 30؛ Gilliot,Lectures,2/56.
25. قس علوم القرآن عند المفسرین، ج2،ص127-207.
26. در زبان عبری: پِشاط،رِمِز، دِراش، سُد؛ در زبان لاتین:
Sensus litteralis, sensus spritualis
که تقسیم می شود به:
Littera/historia, allegoria, tropologi /moralis, anagogia Wansbrough, QS, 243; Bowering, Mystical, 139-140; Gilliot, 120-121; Gilliot / Larcher, Exegesis, 100b.
27. سه، چهار یا پنج، بقاعی، مصاعد، ج1، ص 382-388.
28. 16یا 35 تفسیر در منابع سنی، که ما آن را به هفت نوع تقلیل داده ایم؛ Gilliot,Lectures,1/18.
29. ابن بابویه، خصال، ص 358؛ علوم القرآن عند المفسرین، ج2، ص 212.
30. طبری، تفسیر، ج1، ص 68، ش67؛ ترجمه ی انگلیسی، ج1، ص 29؛ ابوشامه، مرشد، ص 107، 109، 271-274؛ سیوطی، اتقان، ج1، ص 170-171؛ Gilliot,Lectures,1/20؛ قس ابوعبید، فضائل [44]، ج1،ص278-279، ش78: متفاوت و از صحابی دیگر.
31. طبری، تفسیر، ج1، ص 69، ش68؛ ترجمه ی انگلیسی، ج1، ص 29 که مورد استفاده ی ما بوده است؛ ماوردی، نکت، ج1، ص 29.
32. طبری، تفسیر، ج1، ص 69، ش 70؛ ترجمه ی انگلیسی، ج1، ص 29 .
33. Gilliot, Muqatil.
34. Goldziher, Richtungen, 84-5.
35. مقاتل، تفسیر، ج1، ص 126؛ Gilliot,Elt 118; Nwya, Exegesis,67.
36. مقاتل، تفسبر، ج1، ص 27؛ مراجعه شود به: Gilliot/Larcher,Exegesis, 100b.
37. شاید این جا منظور آیات ارث باشد.
38.مقاتل،تفسیر،ج1،ص27؛
Gilliot,Elt, 118-119 ; Versteegh , Arabic Gammar, 104-105
39. اتقان ، ج3، ص 117- 118[سفصل51].
40. طبری، تفسیر، ج14، ص 162.
41. شافعی، کتاب جِماع العلم، در همو، الام، ج7، ص 277؛ 9/15؛ ترجمه بر اساس دومی صورت گرفته که تصحیح بهتری دارد؛ سیوطی، اتقان، ج1، ص 16، قس همان،4/29 [فصل 65] ابن عادل، لباب، ج12، ص 140-141، در تفسیرآیه ی 81 سوره نحل وی اضافه می کند: اجماع، قیاس، خبر واحد و غیره.
42. Yahia, Contribution, 310.
43. Yahia, Contribution, 365.
44. بیهقی، مناقب، ج1، ص 136؛ زرقانی، مناهل، ج1، ص26: گزارشی ملخص بدون استناد که اوایل آن معتبر به نظر نمی رسد: (( علوم قرآن متعدد است...))
45. ابن خلکان، وفیات، ج5، ص 255؛Abbott, Studies,2/100.
46. علوم القرآن عند المفسرین، ج1، ص 10.
47 زرقانی، ج1، ص 27.
48.همان، ج1، ص 28.
49. ابوبکر محمد بن خلف محوّلی بغدادی آجرّی؛ مراجعه شود به: سمعانی، الانساب، ج5، ص 221؛
Brokelmann,GAL,S,1/125,S,1/189 -190.
50. ابن ندیم، الفهرست، ص 149؛ ابن ندیم- دودگه، ص 328، یاقوت، الارشاد، ج6، ص 2645، ش1115: محمد بن مرزبان ابوالعباس دیمِرَتی، یا دیمیرَتی؛ ذهبی، سیر، ج14، ص 264؛ داوودی، طبقات، ج2، ص141، ش 486؛ صبحی صالح، ص 122.
51. مراجعه شود به: Brokelmann,GAL,1/119,S,2/182; sezgin, 8/148, 9/144-147
52. مراجعه شود به: نسخه ی اسکندریه:Sezgin, 9/147,4.
53 .صالح، مباحث فی علوم القرآن، ص 122.
54. ابن انباری،ظاهر، ج1، ص 21-27.
55. Sezgin, 8/153.
56.یاقوت، الارشاد، ج6، ص 2434-2436، ش1004؛
Kohlberg, Ibn Tawus, no.441
57. قفطی، انباه، ص 295.
58. جزء 12 دارای 150 برگ و شامل تفسیر آیات ابراهیم: 17 تا کهف: 37 است!
59. Sezgin, 8/112-113,270;
برای هر دو مراجعه شود به: مبارک، رمانی،93-99.
60. ابن عربی، قانون، ص 119؛ همو، عواصم، ص 97-98.
61. Gimaret, Bibliography d' Ash'ari, 255-6, 260-2.
62. ابن فورک، مجرد، ص165، 325.
63. نام این کتاب در فهرست آثارش نیست؛ اما سیوطی(اتقان، ج1، ص 36) از آن نقل قول کرده است.
64. Saleh, Formation, 45-47, 88.
65. یاقوت، ارشاد، 4/1663؛
Gilliot, Exegese, 140; Saleh, Formation, 51.
66. ظاهراً مؤلف مقاله دراین جا دچارسهو شده است. وی با آن که دو سطر پیشتر نوشته که دو کتاب ابن حبیب موجود است که البته همین نکته نیز محل تأمل است دراین جا می نویسد که این سه کتاب در دست نیست.(مترجم).
67 .درباره ی وجود چهارده گانه ی تفسیری ثعلبی مراجعه شود به: Saleh, Formation, 87-80
68. ابو محمد حامد بن احمد بن جعفر بن بسطامی طُحَیری یا طَخیری(؟). مراجعه شود به: صریفینی، منتخب، ص 211، ش.638؛
Gilliot, Sciences coraniques,19-20, 59.
69. Gilliot, Theologie musulmane, 183.
70. انصاری، ملاحظاتی، ص 80.
71. Van Ess, Ungenutzte Texte, 60-74.
72. به استناد شنیده ها، اندرایی این رساله را در سال 429 استساخ کرده است؛ این کتاب در ایران تصحیح شده اما نه براساس نسخه ی اندرایی. مراجعه شود به: انصاری، ملاحظاتی، ص 69-71.
73.این نسخه در مشهد( مکتبـة رضویـة، نسخـة 12405) با علامت وقف اندرابی موجود است.
74. Van ess, Ungenutzte Texte, 73-74.
75. حاجی خلیفه، کشف،ج2، ص 46-47، ش 1794 و ج1، ص 241؛ یاقوت، ارشاد، ج4، ص 1343-4، ش713؛ زرکشی، برهان، ج1، ص 301؛ ج3، ص 222؛
Brockelmann, GAL, 2/411.
76. بقاعی، نظم؛ درباره ی رابطه ی بین سوره ها: سیوطی، تناسب.
77. Silvestro de Sacy, Muqni ', 307.
78. برهان، ج1، ص 301.
79. زرقانی، مناهل، ج1، ص27-28؛ به نوشته ی زرقانی نام اصلی کتاب حوفی البرهان فی علوم القرآن است.
80. یاقوت، ارشاد، ص 2166، 2170؛ حاجی خلیفه، کشف، ج2، ص 82، ش 2012.
81. Brokelmann, S, 1/504
82. البته اگر انتساب این کتاب به جرجانی صحیح باشد؛ حاجی خلیفه( ج3، ص 222، ش5043) در این باره تردیدی کرده است.
83. وی اصالتاَ گیلانی بود که برای یک عالم اشعری امری قابل توجه است.
84. ابن خلکان، وفیات، ج3، ص 259-260؛
Brokelmann, 1/433; S, 1/755
85. اتقان، ج1، ص 31-32، 177-181.
86. برهان، ج2، ص 90؛ ج3، ص 375.
87. ذهبی، سیر، ج20، ص 492-493؛ Ahlwardt, 1,no. 450/2 ؛حاجی خلیفه، کشف، ج4، ص 590، ش 9688"چهار جلد" آورده اما در چاپ یالتقایا، ج2، ص 1367" چهار صد جلد" آمده است.
88. علوجی، مؤلفات، ش 324؛ Brokelmann, 1/504, op 30.
89. Gilliot, Textes Arabes, in MIDEO, 19, no. 29.
90. Brokelmann, op. 32.
91. علوجی، مؤلفات، ش 383.
92. علوجی، مؤلفات، ش384؛ Brokelmann,S,1/918, sub op.32.
93. حاجی خلیفه، کشف، ج5، ص 477، ش11704، ج2، ص 1640، علوجی، ش329؛ Brokelmann,1/506, op. 81, .
94. علوجی، ش 167؛
Brokelmann, 1/504, 1/918 .
95. به ادامه ی مقاله مراجعه شود؛ همچنین فنیسان، آثار الحنابلـة، ص 94- 99.
96. Gilliot, Textes Arabes, in MIDEO, 19, no. 24.
97. حاجی خلیفه، کشف، ج5، ص 494، ش11801.
98. Brokelmann, 2/91-2; S, 2/18, op. 20; Anawati. Textes Arabes, in MIDEO4, no. 108; 15 in MIDEO 6.
99.op. cit., 1/4-29.
100. حاجی خلیفه، کشف، ج3، ص 190، ش 4870؛
. Brokelmann,2/137-8, op.1
101. Brokelmann, 2/112, S, 2/13.
102. حاجی خلیفه، کشف، ج6، ص 233- 234، ش 13351؛ سیوطی، اتقان، ج1، ص17-18 با نقل مقدمه ی بلقینی، تحبیر، ص 27- 28.
103. Brokelmann, 2/144, op, 1.
104. حاجی خلیفه، کشف، ج2، 487،ش3813.
105. گاهی از آن با نام التخبیر یاد می شود؛ حاجی خلیفه، کشف، ج2، ص 248، ش 2729.
106. سیوطی، اتقان، ج1، ص 16-23.
107. اتقان، ج1،ص23-31.
108Brokelmann, 2/144; S, 2/179, op, 1.؛( درباره ی منابع و شکل گیری اتقان) Ahlwardt,Verzeichnis,1, no.423.
109. برای نمونه این فصول از اتقان/ معترک الاقران با هم مقایسه شود:
22-27/10؛37-38/13؛43/ 9؛44/ 11؛45 /14؛48/7؛55/12؛60/5؛62/4؛63/6؛65/1؛67/29؛68/30.
110. Brokelmann, 22/332, op 1 ; Ahlwardt, no.427.
111. صفحات 14 تا 30.
112. بقاعی، کتاب لغـة القرآن، ص 137-138؛Rippin, Ibn Abbas,19.
113. Brokelmann, 1/497-8.
114. ج2، ص62-128.
115.ج2، ص 369-377.
116.ج2، ص380 – 595.
117. علوم القرآن عند المفسرین، ج1، ص9.
118. علوم القرآن عند المفسرین، ج1، ص12.
119. تفسیر، ج1،ص3-110؛ ترجمه ی انگلیسی، ج1،ص 5-51.
120.کشف، ج1، ص 73-87.
121.تبیان، ج1، ص1-21.
122. مقدمه ی جامع التفاسیر، ص 27- 109.
123. محرر، ج1،ص 33-57؛ جفری، مقدمتان، ص 251-294.
124. مفاتیح الاسرار، ج1، ص 1 الف27- ب؛Monnot, Introduction.
125. مجمع، ج1، ص17- 34.
126. جامع، ج1، ص 1- 107.
127. تفسیر، ج1، ص 1-48؛
Gilliot, Exegese,142-3
با استناد به پژوهش های مونو.
128. تسهیل، ج1، ص 4-29.
129. بحر، ج1، ص 3-14، منابع، استادان و علوم تفسیر.
130. فضائل، کتابی مستقل و نیز در برخی نسخه ها بخشی از تفسیر او( در هر صورت، فضائل، ص3-4؛ و شاید در برخی تصحیح ها)؛ به هر حال، مقدمه ی تفسیر(ج1، ص11-18) با آن چه در فضائل آمده متفاوت است.
131. مصاعد، ج1، ص 97- 478.
132. روح، ج1، ص22- 85.
133. تأویلات، چاپ جبوری، ص 5-6؛ چاپ ونلی اوغلو، ج1، ص 3-4 درباره ی تفسیر و تأویل.
134. تفسیر، ج1، ص 71-113.
135. نکت، ج1،ص23-43.
136. در سنن، ص2-4، تا سوره ی مائده.
137. در صحیح، ج3، ص 193-390[کتاب 65]؛ ترجمه ی فرانسه: ج3، ص 249-519.
138. در فتح، ج8، ص 155-744.
139. صحیح، ج4، ص2312-2323[کتاب 54].
140. در سینن، ج6، ص 282-526[کتاب 82].
141. در مستدرک، ج2، ص 220-541.
142. در سنن، ج1، ص 7- 232. این کتاب یکی از منابع سیوطی دراتقان(ج1،ص 48) است.
143. در مصنف، ج6، ص 117-156[کتاب22].
144. در صحیح، ج3،ص 391-410[کتاب66]؛ ترجمه ی فرانسه: ج3، ص 520- 543.
145. در فتح، ج9، ص 3-103.
146. در صحیح، ج4، ص 543-566، در کتاب 6 بحث نمازمسافر.
147. در سنن، ج5، ص3-34[کتاب 75]؛ یا در کتابی مستقل نظیر مستدرک حاکم نیشابوری(ج2، ص220-257 یعنی ابتدای کتاب التفسیر).

کلود ژیلیو
ترجمه ی مهرداد عباسی

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما