کد مقاله : 37544        مسیر مقاله در نقشه سایت : , خانواده , تعلیم و تربیت , تربیت دینی

بررسي مقايسه اي الگوي تعليم و تربيت اسلامي با اگزيستانسياليسم


بررسي مقايسه اي الگوي تعليم و تربيت اسلامي با اگزيستانسياليسم

تربيت الهي اسلام با ويژگيهاي خاص خود با بسياري از آراي مكاتب فلسفي از جمله اگزيستانسياليست ناسازگار است.بنابراين هدف از نگارش اين نوشتار بيان ديدگاههاي اسلام در مورد تربيت است كه بسياري از آراي مكتب اگزيستانسياليسم را رد مي كند.

چكيده :

در مقاله حاضر ابتدا نكات برجسته مربوط به مكتب اگزيستانسياليسم در باب نگرش اين مكتب فلسفي به انسان و تربيت وي بيان شده است. سپس آموزه هاي پيامبر اسلام (ص) به عنوان پيامبر خاتم و مربي و معلم بزرگ بشريت كه امر خطير كه خليفه خدا بر روي زمين و به عنوان بشري كه از جنس خود اوست و از سوي خدا و با تكيه بر كتاب عظيم تعليم و تربيت ، يعني قرآن مجيد به عهده داشته معرفي ميگردد. اين نوع تربيت الهي با ويژگيهاي خاص خود بسياري از آراي مكاتب فلسفي از جمله اگزيستانسياليست ناسازگار است كه مورد بحث قرار خواهد گرفت. لذا هدف از نگارش اين نوشتار بيان ديدگاههاي اسلام در مورد تربيت است كه بسياري از آراي مكتب اگزيستانسياليسم را رد ميكند. روش پژوهش كتابخانه اي است كه در پايان مقاله به ذكر منابع پرداخته شده است.
لغات كليدي : پيامبر خاتم (ص) - اگزيستانسياليسم - انسان - تربيت - قرآن - اسلام

مقدمه :

مكتب اگزيستانسياليسم در قرن بيستم به اوج شهرت خود رسيد. اين مكتب بيشتر ديدگاهي فلسفي است تا مكتب فكري منظم و مي توان آن را بعنوان نوعي انديشه فلسفي تلقي كرد كه بر يگانگي و آزادي فرد در برابر گروه ، جماعت يا جامعه توده وار تأكيد مي كند. سورن كي يركه گارد و ژان پلاستر صاحبنظران اين مكتبند (گوتك ، 1380).
در اين قسمت برآنيم تا قسمتي از آراء برجسته اين مكتب را در مورد انسان و تربيت بطور خلاصه بيان نماييم و درادامه نبز به اسلام به عنوان يك مكتب تربيتي با پرچمداري رسول خاتم (ص) خواهيم پرداخت.

اگزيستانسياليسم بعنوان يك مكتب تربيتي

در مكتب اگزيستانسياليسم "عالم يك تغيير دهنده غير قابل تغيير ويك محيط بي طرف است كه انسان ها بايد در آن به سر برند. انسانها هر خود را ( آنچه كه بايد باشند ) از طريق انتخابهاي روزمره خويش شكل مي دهند. توانايي انتخاب و آگاهي عقلاني ( بررسي كيفيت انتخابهاي به عمل آمده) از ويژگيهاي اساسي انسان هستند " ( گريز ، 1383 ، صفحه 121 ).
" انسان ها به واسطه انتخاب هايي كه انجام مي دهند درباره زندگي خويش مسئولند. براي انتخاب هاي مناسب آگاهي امري ضروري است. در اهداف تربيتي اين مكتب برانگيختن يا تقويت آگاهي ، كه به نوبه خود در بهبود انتخابهاي فردي به كار خواهد رفت مد نظر است و تمركز بر محتوا ، خيلي كمتر از تمركز بر نگرش فرد نسبت به محتواست " ( گريز ، 1383 ، صفحه 158 ).
از نظر اگزيستانسياليست ها مي توان ارزشهايي را شناخت كه ما را در يقين درست و نادرست و همين طور زيبايي كمك كند اما اين ارزشها از طريق انتخاب كردن مشخص تعيين مي شوند و مفهوم شخصي دارند ( گريز ، 1383 )
" ارزش ها از درون فرد نشأت مي گيرند همه استعدادهاي آدمي براي رسيدن به اين ارزشها استفاده مي شوند ، اما بر استعداد يكتايي آدمي براي شناخت ( آگاهي ) تأكيد ويژه مي شود و به دليل اينكه ارزشها در انتخاب شخصي ريشه دارند. مستعد تغيير كردن و در عين حال مخصوص هستند ، به اين معني كه آنها احتمالا از شخصي به شخص ديگر متفاوت هستند " (گريز ، 1383 ، صفحه 317 ). " هم ارزشهاي اخلاقي و هم ارزشهاي زيباشناختي موضوعهاي مربوط به انتخاب شخصي هستند. همانند روال كليه شناختها ، معلم قرار است بعنوان موجد انگيزه بكار رود. دانش آموز بايد از راه آگاهي جدي شخصي . از راه تفحص به انتخابي مسئولانه نائل شود " ( گريز ، 1383 ، 379 ).
" در اگزيستانسياليسم ما قادريم بدانيم اما صرفا از طريق احساس شخصي ، و از طريق انتخاب فردي كه در بردارنده آگاهي دروني و ذهني است به معرفت و شناخت دست مي يابيم " ( شوريني ، 1378 ، صفحه 130 ).

اسلام و تعليم و تربيت

دين اسلام كه برنامه زندگي بشريت را مشخص كرده است ، پيامبر(ص) را معلم برگزيده مسلمانان قرار داده است و اين از آنجا نشأت مي گيرد كه پيامبر(ص) و مردم خدايي دارند كه خود ، رب و تعليم دهنده است.
" نخستين حركت در مسير تعليم و تربيت اسلامي با پيغمبر اكرم (ص) بوده است. بطور كلي در امي بودن آن حضرت اتفاق نظر وجود دارد. ايشان ضمن انجام رسالت و دعوت به دين جديد ، همچنين رهبر و رئيس حكومت ، مربي و معلم با نفوذ نيز بود ، پيغمبر به شدت جانبدار و مشوق علم و دانش شناخته شده است... از جمله صفات باريتعالي رب است. اين كلمه معني گسترده اي دارد. به معاني تربيت كردن ، پروراندن و به كمال رسانيدن بكار مي رود... معلم ومربي و رهبر در حقيقت پروردگار است. نقش انبياء و كتب مقدس كه بر آنان نازل گرديده ابلاغ اوامر و منهيات و شرح اصول دين و پايه هاي ايمان و اعتقاد و مسئوليت انسان در افكار و اعمال خود در پيشگاه باريتعالي مي باشد... قرآن را محققين از ريشه قراء و مصدر مي دانند. معني آن خواندن است و به تعبير ديگر قرآن از نظر لغوي و هم از نظر تعليماتي مفهوم خواندن دارد... دليل اصلي تمام فعاليتهاي تعليماتي در عالم اسلام محققا قرآن مجيد بوده است. مسلمين عقيده دارند كه قرآن آخرين كتاب وحي و نمونه اي از قرآني مي باشد در ملكوت ( لوح محفوظ ) وجود دارد " (داغ و اويمن ، چاپ دوم 1374 ، صفحات 7 و 8 و 9 و11 ).
" در دوران شكل گيري و سازمان يابي ، اسلام به عنوان يك دين و يك حكومت تعليم و تربيت اسلامي متكي به دو پايه بود :
الف - يادگيري و انتقال دانشها به عنوان يك ايدئولوژي و به بيان ديگر يك مسئوليت ديني بود.
ب - هدف از اين كار تنها الله و كسب رضاي او بوده است " (داغ واويمن ، چاپ دوم 1374 ، صفحه 12 ).
بنابراين تعليم و تربيت در اسلام بر پايه مشخصي قرار گرفته كه آن قرآن و مباني اسلامي است ، بر خلاف اگزيستانسياليسم كه در آن هر انساني صلاحيت تعيين ارزشها را دارد ، قرآن و همچنين پيامبر(ص) ارزشهاي الهي را كه براساس آن انسان به سرمنزل مقصود خواهد رسيد مشخص كرده اند.
در اسلام هم مانند اگزيستانسياليسم انسان بايد انتخاب كند و مسئول انتخاب خويش است. اما براي اينكه در اين انتخاب راهنما داشته باشد خداوند پيامبران را برگزيد و علت وجود پيامبران را هم مي توان در همين مسأله جستجو كرد.
" خداوند پس از اينكه كرات فراوان و بيشماري را در عالمهاي گوناگون آفريد ، اراده كرد موجودي را بيافريند كه توان گزينش داشته باشد و بتواند مسير زندگيش را خود تعيين كند و مسئوليت اين گزينش را بپذيرد... زمين طبق حكمت و مشيت الهي ، به موجودي نياز داشت كه با شعور و انتخابگر باشد ، و زندگيش دو مسير داشته باشد. موجودي كه از نظر معنوي امكان ترقي و سقوط داشته باشد ، بتواند مسيرش را عوض كند و از يك موجود خوب به يك موجود بد تبديل شود... حال براي آنكه انسان بتواند مسير سعادت خويش را انتخاب كند به شناخت راه و آگاهي از مسير درست نياز دارد... خداوند بزرگ براي اينكه انسان بتواند مسير تكامل و سعادت خويش را تشخيص دهد پيامبران را برانگيخته كرد. خداوند پيامبران را فرستاد تا هدف آفرينش انسان را تحقق بخشد و كمبودهايي را كه عقل انسان در دريافت وحي دارد جبران كند " ( مصباح يزدي ، 1382 ، صفحه 199 و 200 و 201 ).
پيامبر خاتم(ص) با كتابي به هدايت مردم پرداخت كه علاوه بر اينكه انسانها را در انتخاب درست ياري مي كند ،ارزشها را تعيين كرده و بر خلاف اگزيستانسياليسم مانع از اين مي شود كه ارزشهاي اخلاقي و انساني به ورطه نسبي بودن بيافتند. قرآن مجيد در عين مشخص كردن ارزشها و حيطه ها و حدود و ثغورها ، انسان را به تحقيق و انديشيدن ترغيب مي نمايد.
" قرآن بر اساس تحقيق بنيانگذاري شده است و مردم را به بنا نهادن زندگي خود بر تحقيق فرا مي خواند و محققان را مي ستايد و روگردانندگان از تحقيق راسرزنش مي كند... ولي بدون آموزش شيوه تحقيق و ارائه شرايط رسيدن به حق ، به صرف يك بيان كلي كفايت نمي كند ، بلكه موانع رسيدن به حق را يادآوري و داستان كساني را نقل مي كند كه شرايط رسيدن به حق را به چنگ نياورده ، از موانع وصول به حق پرهيز نكرده ، در سرگرداني ناداني و حيرت گمراهي فرو رفته اند. همچنين به نقل سيره كساني مي پردازد كه آن شرايط را يافته ، از اين موانع رها گشته ، به قرب و وصال رسيده اند. پس تدبر در قرآن حكم ضروري است تا چيستي و چگونگي منطق قرآن در آموزش شيوه تحقيق روشن شود. سپس بايد به سخن گويا كننده قرآن و انسان كامل معصوم (ع) گوش داد تا بيان آن حضرت نيز در چگونگي هدايت به سوي حق و رسيدن به حق روشن شود. همچنين معلوم شود ، ثقليني كه رسول خدا (ص) در امت خود به يادگار گذاشت ، چونان دو چشم و دو گوش هستند كه هردو باهم مي بينند وهردو باهم مي شنوند ، بدون آنكه تمايز ، تعدد ، ناسازگاري يا گوناگوني ميان ديديدني ها و شنيدني هاي آنها باشد " ( جوادي آملي ، 1383 ، صفحه 158 و 159 ).
اگر بخواهيم مانند اگزيستانسياليسم صرف آگاهي و انتخاب انسانها را براي تعيين ارزش و پيدا كردن راه ملاك قرار دهيم انسان به ناكجاآباد هايي خواهد رسيد كه زمان قبل از ظهور حضرت خاتم (ص) رسيده بود.
در خطبه 198 نهج البلاغه چنين آمده است : " سپس خداوند سبحان حضرت محمد (ص) را هنگامي مبعوث فرمود كه دنيا به مراحل پاياني رسيده ، نشانه هاي آخرت نزديك ، و رونق آن به تاريكي گراييده و اهل خود را به پا داشته ، جاي آن ناهموار ، آماده نيستي و نابودي ، زمانش در شرف پايان ، نشانه هاي نابودي آشكار.... در اين هنگام خداوند پيامبر (ص) را ابلاغ كننده رسالت ، افتخار آفرين امت ، چونان باران بهاري براي تشنگان حقيقت آن روزگاران ، مايه سربلندي مسلمانان و عزت و شرافت يارانش قرار داد "( دشتي ، 1380 ، صفحه 417 ).
خداوند پيامبر(ص) را مبعوث نمود تا انسانها را در انتخابشان با ايجاد آگاهي نشأت گرفته از قرآن و علم الهي ياري رساند و حجت را بر مردم تمام نمايد.
در قسمتي از خطبه 86 چنين آمده است : " پيامبرش را مدتي در ميان شما قرار داد تا براي او و شما ، دين را به اكمال رساند ، و آنچه در قرآن نازل شد و مايه رضاي الهي است تحقق يخشد و بازبان پيامبرش كارهاي خوشايند و نا خوشايند ، بايدها و نبايدها را ابلاغ كرد و اوامر و نواهي را آموزش داد و راه انس را بر شما بست و حجت را تمام كرد " ( دشتي ، 1380 ، صفحه 145 ).
در قسمتي از خطبه 109 آمده است : پيامبر (ص) براي تبليغ احكامي كه قطع كننده عذرهاست تلاش كرد وامت اسلامي را با هشدارهاي لازم نصيحت كرد وبا بشارتها مردم را به سوي بهشت فرا خواند و از آتش جهنم پرهيز داد " ( دشتي ، 1380 ، صفحه 209)

انسان شناسي مبناي روش تربيتي اسلام

حضرت رسول(ص) در حالي مربي بشر از سوي خداست كه انسان را به خوبي مي شناسد. مي داند كه انسان خليفه خدا در زمين است ( مضمون 35 بقره ، 165 انعام) ، ظرفيت عملي انسان بزرگترين ظرفيتهايي است كه يك مخلوق ممكن است داشته باشد ( مضمون 31 و 32 بقره) ، انسان فطرتي خدا آشنا دارد (172 اعراف) ، آفرينش انسان آفرينشي حساب شده است ( مضمون 121 طه) ، او شخصيتي مستقل و آزاد دارد و بايد با ابتكار و كار خود زمين را آباد كند ( مضمون 72 احزاب و 3 دهر) ، انسان تركيبي است از ماده و روح ( سجده 7و9) ، انسان كرامتي ذاتي و شرافتي ذاتي دارد ( مضمون 70 اسراء ) او وجداني اخلاقي دارد و زشت و زيبا را درك مي كند (مضمون 8 و 9 شمس) ، او فقط با ياد خدا آرام مي گيرد و زماني كه به ذات خدا بپيوندد به خواستهاي خود رسيده است ( مضمون 28 رعد و 6 انشقاق) ، نعمتهاي زمين براي انسان آفريده شده است ( مضمون 29 بقره و 13 جاثيه) ، او تنها براي مسائل مادي كار نمي كند بلكه رضاي خدا برايش مهم است ( مضمون 28 فجر و 72 توبه) ، انسان بسيار ستمگر ونادان است ( احزاب 72) ، نسبت به پروردگارش ناسپاس است ( حج 66) ، آنگاه كه خود را مستغني مي بيند طغيان مي كند (علق 71) ، عجول و شتابگراست ( اسراء 11) ، تنگ چشم و ممسك است ( اسراء 100) ، او حريص آفريده شده ( معارج 19) ، او مجادله گرترين مخلوق است (كهف 54) ، اگر بدي به او رسد خرج كننده است و اگر نعمت به او رسد بخل كننده است ( معارج19)
براستي از كداميك از مكاتب و فلسفه هاي تربيتي مي توان انتظار داشت انسان را به اندازه قرآني كه از سوي خالق او نازل شده بشناسد. لذا انسان شناسي انسان كه بر پايه شناخت ويژگيهاي انسان است ، يك انسان شناسي ديني است كه داراي جامعيت ، اتقان و خطاناپذيري ، توجه به مبدأ و معاد و بينش ساختاري و رابطه ساحتهاي مختلف وجود انسان مي باشد ( رجبي ، چاپ دوم 1379 ).
لازم به ذكر است كه نبايد اثرات مثبت بكارگيري فلسفه فكري اگزيستانسياليسم را در آموزش و پرورش فراموش كرد. چرا كه باعث مي شود در هياهوي توجه به گروه و امور جمعي ، انسان خود را فراموش نكند و انتخاب وآگاهي مانع از اين مي شود كه خلاقيت افراد سركوب گردد ، ولي بايد اين انتخابها و آگاهيها مبنايي ديني و انسان شناسانه داشته باشد تا انسانها را در سير الي الله ياري رساند.

نتيجه

- مكتب تربيتي اسلام ، نشأت گرفته از آخرين دين و قرآن مجيد است كاملترين مكتب تربيتي بشمار مي آيد.
- مكتب تربيتي اسلام،علاوه بر ارج نهادن به آزادي انسانها با تعليم و تربيت بر مبناي اسلام وقرآن ، مردم را براي اتنخاب بهتر ياري مي رساند.
- مكتب تربيتي اسلام خط بطلاني است بر نسبي بودن ارزشها ، چرا كه ارزشهاي انساني و اخلاقي و... را بر مبناي اسلام و قرآن مشخص نموده است.

منابع
- قرآن كريم .
- اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع) ( 23 قبل از هجرت ). نهج البلاغه . ترجمه محمد دشتي . تهران : دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي (1380) .
- جوادي آملي ، عبدالله (1382) . قرآن حكيم از منظر امام رضا (ع) . قم : مركز نشر اسراء .
- خليلي شوريني ، سياوش (1378) . مكاتب فلسفي و آراء تربيتي . تهران : يادواره كتاب .
- داغ ، محمد و رشيد اويمن ، حفظ الرحمن ( چاپ دوم 1374 ) . تاريخ تعليم و تربيت در اسلام قرن يك و شش هجري . ترجمه دكتر علي اصغر كوشافر. تبريز : انتشارات دانشگاه تبريز .
- رجبي ، محمود ( چاپ دوم 1379 ) . انسان شناسي . قم : مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) .
- گوتك ، جرالد ال ( چاپ چهارم 1384 ) . مكاتب فلسفي و آراء تربيتي . ترجمه دكتر محمد جعفر پاك سرشت . تهران : سمت .
- گريز ، آرنولد (1383) . فلسفه تربيتي شما چيست . ترجمه شعباني وركي و ديگران . مشهد : انتشارات به نشر .
- مصباح يزدي ، محمد تقي (1382) . آفتاب ولايت . قم : مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) .
تدوين و تنظيم: سعيده رسولي - سازمان مردم نهاد طليعه رويش
خبرگزاري فارس