کد مقاله : 44955        مسیر مقاله در نقشه سایت : , معارف اسلامی , عقائد اسلامی , آشنایی با اصول دین , صفات خداوند

تاثير اعتقاد به قدرت الهي در زندگي


تاثير اعتقاد به قدرت الهي در زندگي

قدرت به معناي قوت و توانايي بر انجام دادن كار و ترك آن است. مفهوم قدرت در انسان به اين معناست كه انسان هر گاه اراده كرد تا كاري را چه مادي و چه معنوي، انجام بدهد، بتواند آن را انجام دهد. (مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ج 9، ص 205، ذيل واژه قدر)
در كابردها و اصطلاحات سياسي، قدرت به معناي توانايي اجراي كاري خاص، توانايي شخص براي وادار كردن ديگران به تسليم در برابر خواست خود به هر صورتي، توانايي يك طبقه براي تحقق منافع خود در برابر طبقات ديگر و اعمال زور و خشونت مشروع و قانوني به كار مي رود كه از آن به قدرت سياسي دولت يا احزاب ياد مي شود. برخي خاستگاه قدرت را بر دارايي هاي محسوس و غيرمحسوس دانسته اند. به اين معنا كه نفوذ معنوي و روحي برخي از افراد يا ثروت و دارايي هاي مادي آنان موجب مي شود تا دايره اعمال و انجام كارهاي آنها گسترده تر از دايره محدود ديگر افراد جامعه شود. در اين صورت سخن از قدرت سخت و نرم به ميان مي آيد. قدرت نرم، همان نفوذ معنوي است كه شخص را قادر به انجام كارهايي مي كند كه از عهده ديگران برنمي آيد و به سادگي منافع خود را با اراده خود تامين مي كند. اما قدرت سخت، قدرتي است كه از طريق اعمال خشونت و زور و لو قانوني به دست مي آيد و اعمال مي شود. (نگاه كنيد: فرهنگ علوم سياسي، علي بخشي و مينوي افشاري راد، مركز اطلاعات ايران، تهران، ض 334 و 335، ذيل واژه قدرت)
قدرت در اصطلاح فلسفي، حالتي است در حيوان موجود زنده كه به سبب آن مي تواند كاري را انجام دهد يا ترك كند. قادر كسي است كه هرگاه اراده كند فعل از او صادر شود و گرنه صادر نخواهد شد. (فرهنگ معارف اسلامي، سيدجعفر سجادي، كومش، تهران، ج 3، ص 1470)

معيار ارزشمندي قدرت

قدرت چه مادي و چه معنوي، از ديدگاه عقل امري ارزشي و نيكوست، زيرا توانمندي هاي آدمي را براي انجام كاري افزايش مي دهد. خداوند اين معنا را در آيه 75 سوره نحل مورد تاييد قرار مي دهد. اين توانايي اگر براي تحقق هدف هاي الهي باشد، بسيار مطلوب است. (اسراء، آيه 80 و ص آيه 35) اما از نظر برخي از انسان ها چون فرعون، قدرت و ثروت به خودي خود ارزش است و حتي تنها ملاك ارزش انسان ها مي باشد. (زخرف، آيات 51 و 52) بسياري از دنياطلبان اين گونه به قدرت و ثروت مي نگرند و آن را معيار اصلي ارزش گذاري مي دانند. (قصص، آيات 76 و 79) اما از نظر قرآن، قدرت زماني ارزش مي يابد كه در مسير تعالي و كمال آدمي و جامعه باشد. اگر قدرت به اين قصد و هدف مورد توجه قرار گيرد نه تنها ارزش مي شود بلكه شايسته آن است كه مطلوب آدمي قرار گيرد؛ زيرا خود بهترين ابزار رشد و تعالي شخص و جامعه مي شود. قدرت چه بدني و جسمي باشد و چه علمي و يا مادي و معنوي، در اين صورت ارزش مي يابد كه در آياتي از جمله 76 تا 80 سوره قصص، 52 سوره هود و 247 سوره بقره و 69 سوره اعراف مورد توجه و تاكيد خداوند قرار گرفته است.

قدرت الهي

يكي از اسماي الهي، قادر است و خداوند بارها خود را به اين نام ستوده است. قدرت الهي چنان كه آيه 129 سوره بقره و آيات 17 تا 20 سوره ص و بسياري از آيات ديگر بيان مي كند، قدرتي آميخته با حكمت است. به اين معنا كه خداوند با آن كه قدرت بر انجام هر چيزي دارد و تمامي قدرت ها از آن اوست (بقره، آيه 156 و يونس، آيه 65) ولي اين قدرت در چارچوب حكمت است و بيرون از اهداف معقول كاري را انجام نمي دهد.
از ويژگي هاي قدرت خداوند، متانت و استحكام (ذاريات آيه 58)، انجام هركاري (بقره، آيه20) بي آن كه نيازمند بكارگيري اسباب و ابزار باشد (نحل، آيه40 و يس آيه82 و غافر، آيه68)، قاهر و شكست ناپذير (بقره آيه129) فوق العادگي (نساء آيه 84) و مانند آن است.

آثار و كاركردهاي باور به قدرت الهي

باور به اين كه خداوند قادر مطلق است و بر هر چيزي تسلط بي چون و چرا دارد، به معناي آن است كه خداوند هنگامي كه چيزي را بخواهد و وعده آن را بدهد، قادر به انجام آن است و بي هيچ تخلفي، آن چيز تحقق خواهد يافت. بنابراين، وعده و وعيدهاي خداوند، به معناي تحقق حتمي و قطعي آن است. (كهف، آيه 39 و نور، آيه45) نتيجه چنين باوري آن است كه آدمي مي بايست حساب كار خودش را داشته باشد و از وعيد هاي خداوند بترسد و به اموري كه فرمان داده عمل و از چيزي كه نهي كرده، پرهيز كند تا گرفتار خشم الهي نشود بلكه از وعده هاي خداوند چون پاداش اخروي و دنيوي سود برد.
به سخن ديگر، قدرت خداوند بر رساندن نفع و ضرر و باور آدمي به چنين قدرتي، مقتضي آن است كه آدمي تسليم خداوند باشد و هيچ گاه بر خلاف آموزه هاي وي عمل نكند. (انعام، آيات14 و 17 و 71)
خداوند در آيه 76 سوره مائده بيان مي كند كه قدرت خداوند بر دفع ضرر و جلب منفعت، وي را شايسته آن كرده است تا معبود بندگان شود. به سخن ديگر، اگر ما باور كنيم كه خداوند چنين موجود قادر قاهري است كه همه دفع ضررها و جلب منفعت ها به دست او است و كسي فوق و چيره بر او نيست، در اين هنگام وي را معبود خويش دانسته و تنها به پرستش وي رو مي آوريم؛ زيرا او را تنها ملجا و ماواي خود دانسته و با عبادت مهر و محبت وي را مي جوييم.
خداوند در آيه78 سوره قصص و 15 سوره فصلت به يكي ديگر از آثار توجه يابي به قدرت خداوند و باور و اعتقاد به آن اشاره كرده و مي فرمايد كه به اين قدرت بي پايان ازسوي انسان موجب مي شود تا آدمي خود را از هرگونه تفاخر و خود بزرگ بيني حفظ كند و راه استكبار را درپيش نگيرد.
چنان كه اين توجه به قدرت اطلاقي و بي شريك الهي موجب مي شود تا آدمي در دام شرك گرفتار نيايد و چيزي را شريك خداوند قرار ندهد و به آن تمسك نجويد و از آن، چيزي چون دفع مضرت و يا جلب منفعت نخواهد. (فاطر، آيات 1تا3)
همچنين توجه انسان به قدرت مطلق خداوند موجب مي شود تا به همه فرمان هاي الهي بي چون و چرا عمل كنيم (بقره، آيه148) و به كارهاي خيري كه فرمان مي دهد گرايش يافته و حتي در انجام آن بر يكديگر سبقت بجوييم. (بقره، آيه148)
به هرحال مهمترين كاركرد و اثري كه مي توان براي توجه يابي انسان به قدرت مطلق الهي و باور به آن بيان داشت، رهايي از دام غرور، خودپسندي، گردنكشي، تفاخر، استكبار، اجتناب از شرك در عبادت و غيرعبادت، تمسك به قدرت بي پايان وي، گرايش به عبوديت خدا، توسل و توكل به خدا، تفويض امور به خدا، مراعات حال ناتوانان، كمك به مستمندان براي جلب محبت الهي و مانند آن اشاره كرد كه در آياتي از جمله آيات 32 تا 39 سوره كهف، 165سوره بقره، 15سوره فصلت، 148سوره بقره و مانند آن بيان شده است.
البته آن چه بيان شد تنها گوشه اي از آثار اعتقاد به قدرت الهي در زندگي بشر است و واكاوي و تحليل همه آثار، نيازمند فرصت و حوصله ديگري است.

حميد اشرفي