کد مقاله : 56542        مسیر مقاله در نقشه سایت : , معارف اسلامی , اسلام شناسی , مقالات

بررسی رشوه از دیدگاه اسلام و تأثیرآن در نظام اجتماعی


بررسی رشوه از دیدگاه اسلام و تأثیرآن در نظام اجتماعی

قسمت سوم

اقسام رشوه
الف).رشوه در قضاوت

رشوه در قضاوت به یقین حرام است و روایاتی نیز بر حرمت آن دلالت دارد. مرحوم شیخ انصاری به سه روایت بر حرمت رشوه در قضاوت استناد می فرماید:
الف)عن عمار بن مروان، قال: "کل شیء غلّ من الامام فهو سحت والسحت انواع کثیرة منها ما اصیب من أعمال الولاة الطّلمة و منها أجور القضاة و أجور الفواجر و ثمن الخمر و النبیذ المسکرو الّرّبا بعد البیّنة و امّا الرشا فی الاحکام یا عمّار فهو الکفر بالله العظیم".(1)
روایت به نقل از عماربن مروان امام(علیه السلام)فرمود: هرچیزی که سرقت از امام باشد آن سحت است و سحت انواع زیادی دارد: مثل درآمد کارگزاران و والیان ظالم، اجرت قاضی و زنان بدکار و پول شراب و نبیذ مسکر و اما رشوه در قضاوت، ای عمّار، آن کفر به خداوند بزرگ است.

ب)روایت سماعة از ابی عبدالله (علیه السلام)که: الرّشا فی الحکم هو الکفر باللَّه.(2)

یعنی: رشوه در قضاوت و حکم کردن کفر به خداست.
ج)روایت یوسف بن جابر که گوید: قال ابو جعفر (علیه السلام)لعن رسول الله من نظرالی فرج امرئة لاتحل له و رجلا خان اخاه فی إمرأتة و رجلا احتاج الناس الیه لفقهه فسئلهم الرّشوة.(3)
یعنی: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)سه طایفه را لعنت کرده است.
الف)کسی که نگاه کند به عورت زنی که بر او حلال نیست.
ب)مردی که خیانت کند به برادر خود درباره زن او
ج)مردی که مردم به علم او نیاز داشته باشند و او از مردم رشوه بخواهد.
روایاتی از شیعه و سنی هم برحرمت قضاوت به باطل و اخذ مال دلالت دارد که در زیر به سه نمونه اشاره می شود:
1-قال ابوعبدالله (علیه السلام): أنهاک عن خصلتین فیهما هلک الرجال انهاک ان تدین الله بالباطل و تفتی النّاس بما لاتعلم.(4)
امام صادق(علیه السلام)فرمود: تو را از دو خصلت نهی می نمایم که هلاکت انسانها در آن است نهی می کنم تو را از اینکه خدا را به باطل دینداری کنی و مردم را به آنچه نمی دانی فتوی دهی.
2-عن جعفر بن محمد عن ابائه فی وصیةالنبی(صلی الله علیه و آله و سلم)لعلی(علیه السلام)قال:"یا علی من السّحت ثمن المیتة و ثمن الکب و ثمن الخمر و مهرالزانیة و الرشوة فی الحکم و أجرالکاهن"(5)
از وصیت پیامبر اسلام به حضرت علی است که می فرماید:" ای علی، پول مردار و سگ و شراب و مهر زن بد کاره و رشوه در قضاوت همه از سحت است".
3-عن سالم بن ابی الجعد عن مسروق قال: سئل عبدالله بن مسعودعن السحت فقال هی الرّشا فقال فی الحکم فقال عبدالله: ذلک الکفر.(6)
از عبدالله بن مسعود در مورد "سحت"سوال شد پاسخ داد: رشوه است. دوباره سوال شد از رشوه در قضاوت پاسخ داد: آن کفر است.

ب).رشوه در غیرحکم قضاوت

روایت اصبغ بن نباتة است از امام علی علیه السلام نقل کرده است که:أیّما و ال احتجب عن حوائج الناس احتجب الله عنه یوم القیمة و عن حوائجه و ان اخذ هدیة کان غلو لا و ان اخذ رشوة فهو شرک.(7)
یعنی: هر حاکم و نماینده حکومتی که از برطرف کردن نیازهای دیگران در پس پرده برود، در قیامت خداوند خود را از او و نیازهایش در پرده می دارد. و چنانچه از مردم قبول هدیه کند خیانت کرده و اگر رشوه بگیرد شرک ورزیده است.

ج).رشوه مجاز

صاحب تاج العروس می فرماید:
"مایعطی توصلأالی اخذحقٍ او دفع ظلمٍ فغیرداخل فیه".(8)
یعنی: آنچه برای گرفتن حق و دفع ستم پرداخته شود، داخل در رشوه نیست.
گاهی رشوه در غیر قضاوت به این صورت است که شخصی مالی می پردازد تا کار حلالش اصلاح و انجام شود در جواز آن شکی نیست.
مرحوم شیخ انصاری (قدس سره)می فرماید: کسی به دیگری رشوه می دهد تا از
منزلش برود و خودش در آنجا ساکن شود امام (علیه السلام)أبا عبدالله فرمود: اشکالی ندارد.(9)منظور منزل مشترک مثل مدرسه و... است.
2-روایت صیرفی که گوید: حفص أعور به أباالحسن (علیه السلام)عرض کرد: انّ عمال السلطان یشترون منّا القرب الاداوة فیوکلون الوکیل حتی یستوفیه فنرشوه حتی لا یظلمنا فقال: لابأس بما تصلح به مالک، ثم سکت ساعة ثم قال: اذا أنت رشوته یأخذ منک. اقلّ من الشرط؟ قال نعم قال فسدت رشوتک(10).
ترجمه:حفص الاعور از حضرت ابی الحسن (علیه السلام)می پرسد که عمال مأموران دولت از ما مشک و ظرف آبی می خرند. سپس افرادی را برای تحویل گرفتن اعزام می کنند ما به آنها رشوه می دهیم تا به مورد ظلّم عمّال سلطان واقع نشویم.
حضرت فرمود: اشکالی ندارد. آنگاه لحظه ای سکوت کردند و فرمودند:
وقتی به آنها رشوه می دهی کمتر از شرط از تو می گیرند؟ گفتم بله فرمود: رشوه ات فاسد شد.

د). فرق بین هدیه و رشوه

فرق بین هدیه و رشوه این است که رشوه به خاطرحکم داده می شود و هدیه به خاطر ایجاد محبتی که باعث می شود قاضی به سود اهداء کننده مطابق خواسته او حکم کند، داده می شود پس روشن است که هدیه حرام است چون آن هم یا رشوه است یه به تنقیح مناط: حکم رشوه را دارد، مراد از تنقیح مناط که هدیه حرام است چون آن هم یا رشوه است یا تنقیح مناط: حکم رشوه را دارد.
مراد از تنقیح مناط و ملاک حرمت رشوه یعنی قضاوت به سود رشوه دهنده در هدیه هم وجود دارد، شخص هدیه می دهد تا قاضی به سود او حکم کند بنابراین چون انگیزه هدیه دادن هم مانند انگیزه رشوه دادن می باشد پس حکم آن هم مانند حکم رشوه، حرام می باشد، چون مناط و ملاک در هر دو مشترک است.
صاحب جواهر نیز در این رابطه چنین می فرماید:
در عرف، رشوه اختصاص دارد به آنچه که قاضیان ستمکار و ظالمان و پیروان آن بکار می برند نه به آنچه که به خاطر محبت، دوستی و یا هر امر دیگری که به خاطر آن، امر به هدیه دادن شده است بر خلاف رشوه که نفسهای پاک از آن دوری می جویند چون آن غیر از هدیه و اجاره و جعاله است بلکه قسمی است که عرف، افرادش را می شناسد و آنچه مشکوک است(که رشوه است یا نه)اصل (اصالة الحلیة)حلال بودنش است.(11)و آنچه به کارگزاران و والیان حکومت داده می شود سحت و حرام است: از قبیل روایت أصبغ بن نباته که می فرمود:"اگر والی هدیه ای بگیرد خیانت کرده، یا هدایای عمال خیانت و دزدی است یا سحت و حرام است، لذا دورنمای اینها بر فرض مذکور بعنوان اعطاء
هدایا به منظور جلب محبت والی و قاضی حمل می شود و از آن باب حرام است و... (12)آنچه مسلم است این است که اگر هدیه به منظور منفعت و دفع ضرر باشد و بوی سودجویی و سوداگری بدهد همان حکم رشوه را دارد و قرائن و اوضاع و احوال أعم از زمان، موقع و محل، سِمَت شخص (قاضی یا عامل بودن)مبلغ و میزان هدیه و... در صدق عنوان هدیه یا رشوه مدخلیت دارد. به این روایت توجه کنیم.
بخاری این قضیه را چنین نقل کرده: استحمل النبی(صلی الله علیه و آله و سلم)رجلاً من بنی اسد – مقال له ابن الاتیبة، علی صدقة فلمّا قدم، قال: هذا من عملکم و هدا اهدی لی فقام النبیّ(صلی الله علیه و آله وسلم)علی المنبر فقال مابال العامل نبعثه فیأتی یقول هذا لک و هذا لی فهلاً جلس فی بیت ابیه و امه فینظر ایهدی له ام لا(13)یعنی:رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)شخصی از بنی اسد به نام ابن الاتیبه را برای جمع آوری زکوة به ناحیه ای مأموریت داد، هنگامی که پس از انجام مأموریتش بمدینه بازگشت گفت این مال شما است و این را هم به من هدیه داده اند. حضرت رسول (صلی الله علیه آله و سلم)بالای منبر رفت... و فرمود: چه معنا دارد که ما عاملی را برای کاری بفرستیم و او وقتی باز می گردد می گوید این مال تو و این مال من است این آدم چرا در خانه پدر و مادرش نمی نشیند تا ببیند آیا باز به او چیزی اهدا می کنند یا نه؟
در اینجا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)او را مورد تهمت دانسته و حرف او را قبول نفرمودند و لازمه اش این است که یا باید همه مال را به بیت المال تحویل دهد یا مدرک معتبری برای ادعای خود بیاورد.
روایت ذکر شده از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)بسیار گویا و کوبنده است و به روشنی مرز هدیه و رشوه را مشخص می کند.
شیخ انصاری (قدس سره)در تفاوت میان هدیه و رشوه می فرماید:
"والفرق بینهما و بین الرشوه تبذل لاجل الحکم و الهدیه تبذل لایراث الحب ُالمحرک له علی الحکم علی وفق مطلبه فالظاهر حرمتها لانهارشوة او بحکمها تنقیح المناط."(14)
شیخ انصاری (قدس سره)ضابطه هدیه را این گونه معرفی می کند:"و امّا بذل المال علی وجه الهدیه الموجبة لقضاء الحاجةالمباحة و فلا خطر فیه..."(15)دادن هدیه به خاطر رفع نیاز مباح منعی ندارد.
فرق بین رشوه و هدیه آنست که رشوه در مقابل صدور حکم به ناحق و یا در مقام امتناع از حکم بحق است. ولی هدیه مطلق می باشد در هر حال قبول هدیه گرچه حلال است ولی اخلاقاً شایسته است که قضات برای آنکه در مظان تهمت قرار نگیرند از قبول هدایا خودداری نمایند. با دقت نظر در فرمایشات فقها، بزرگوار، ضابطه هدیه به خوبی روشن می شود به طور مختصر می توان چنین بیان نمود، دوستی، محبت نزدیکی به خداوند، خویشاوندی، عادت قبلی به دادن هدیه در این صورتها حرام نمی باشد.

ذ).دلائل حرمت هدیه

1)عن الاصبغ عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام)قال: "ایّما والِ... و اِن اخذ هدیة کان غلولاً...(16)ترجمه اصبغ از حضرت علی(علیه السلام)نقل می کند که امام(علیه السلام)فرمود: اگر (والی)هدیه بگیرد سرقت از بیت المال است.
روایت درمورد هدیه دادن به والی و کارگزاران است.(17)
2)روایتی نقل شده از حضرت علی(علیه السلام)در تفسیر آیه السّحت امام (علیه السلام)می فرماید:"و هو الرجل یقتضی لأخیه الحاجة ثمَ یقبل الهدیة"(18)
یعنی خورنده حرام کسی است که حاجت برادر دینی خود را برآورده سپس قبول هدیه می کند.

پی نوشت ها :

1.خویی، سید ابوالقاسم، پیشین، ص 263.
2.شیخ صدوق خصال، به تصحیح علی اکبر غفاری، ص 329، حدیث25.
3.وسائل الشیعه ج 17، ص92.
4.شیخ طوسی، ابی جعفر، تهذیب احکام، پیشین، ص224، روایت6.
5.فیض کاشانی، محمد(ملامحسن)وافی، پیشین؛ ج1، کتاب عقل و علم و توحید، ص48.
6.عاملی، شیخ حر، پیشین، ج12، ص63، حدیث 22062.
7.بیقی، ابوبکر احمد بن حسین، سنن الکبری البیهقی، ج10، ص 139.
8.مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 75، ص345.
9.زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ج10، ص150.
10.عاملی، شیخ حُر، وسائل الشیعه ج12، ص 607جئیث22514.
11.شیخ مرتضی، پیشین، ص31.
12.نجفی (صاحب جواهر)محمد حسن، پیشین، ج22، ص148.
13.محمدی، علی، شرح مکاسب، ج2، ص 413.
14.بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح، بخاری، ج9، ص99.
15.انصاری(ره)، شیخ مرتضی، پیشین، ص31.
16.انصاری(ره)، شیخ مرتضی، پیشین، ص31.
17.حرعاملی، شیخ، پیشین، ص207.

منبع: نشریه فکر و نظر، شماره 5-4.