مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / تالار گفتگو / تاریخ / تاریخ انقلاب اسلامی / اندیشه های امام و رهبری
دمی با حافظ شیرازی
    مهم: اندیشه های سیاسی حضرت امام خمینی (ره)  
 1 
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  11:47 AM  
 اندیشه های سیاسی حضرت امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول




اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)، جزیی از اندیشه کلان وی و متأثر از ابعاد مختلف اندیشه های ایشان است. از آن جا که امام خمینی شخصیتی چند بعدی است که آثار متعددی در حوزه مباحث عرفان، فقه، فلسفه، کلام و سیاست از ایشان برجای مانده است، و به دلیل آن که وی بنیان گذار و رهبر نظامی مبتنی بر اندیشه های اسلامی بوده، بدیهی است که اندیشه سیاسی وی تمام مفاهیمی که در حوزه حکومت و جامعه کاربرد دارد را در بر می گیرد. امام خمینی یکی از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان دوران معاصر و از مردان تاریخ ساز جهان اسلام است. وی متفکری بزرگ بود که به حوزه های مختلف علمی اشراف داشت و همین ویژگی ها از وی شخصیتی چند بعدی ساخته بود.
 
محوری ترین مفاهیم اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) را می توان این گونه برشمرد: رابطه دین و سیاست، عدالت، آزادی، استقلال، مردم سالاری، قانون مداری و قانون گرایی، فرهنگ، وحدت و اتحاد مسلمانان، مصالح اسلام و مسلمانان، دعوت جهانیان به اسلام و گسترش آن، احیای هویت ملی – اسلامی، سیاست خارجی مبتنی بر آرمان های اسلامی و دفاع از مظلومان و محرومان در سراسر عالم.
 
 




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:17 PM  
 رابطه دین و سیاست در اندیشه امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

یکی از مفاهیم محوری در اندیشه امام رابطه دین و سیاست است، به گونه ای که می توان سنگ بنای اساسی اندیشه سیاسی وی را در این موضوع جست و جو کرد. اعتقاد به ضرورت حکومت و دفاع از لزوم وجود نظم سیاسی در جامعه از مباحث پایه ای و بنیادین در اندیشه سیاسی امام خمینی است.
وی از جمله عالمانی بود که به لزوم تأسیس نظام سیاسی در دوران غیبت معتقد بود. وی با ارائه دلایل عقلی و نقلی اثبات کرده که اولاً: اصل وجود حکومت برای جوامع بشری ضروری است. ثانیاً: در هر زمانی از جمله زمان غیبت امام معصوم (ع)، جامعه نیاز به حکومت مطلوب دارد که برای استقرار آن باید تلاش کرد.




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:27 PM  
 عدالت در اندیشه های حضرت امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

عدالت یکی از مفاهیم کلیدی است که همواره امام (ره) بر آن تأکید دارد و محوری ترین جهت گیری سیاسی اجتماعی نظام سیاسی از دیدگاه ایشان محسوب می شود. امام در سیره نظری و مواضع عملی خود، یکی از مهم ترین اهداف نظام سیاسی را تحقق قسط و عدالت در جامعه بیان می کند: "خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان برایشان دادیم و فرستادیم... که مردم قیام به قسط کنند، عدالت اجتماعی در بین مردم باشد".صحیفه امام، ج 15، ص 213.

 از ویژگی های اندیشه سیاسی امام خمینی آن است که وی
حکومت را ابزاری برای تحقق عدالت و معنویت در جامعه می داند، چه این که اگر عدل در جامعه حاکم شود انسان در مسیر رشد و سعادت حرکت می کند، اما در جامعه ای که نشان از عدالت نیست، نشان از سعادت، فلاح و رستگاری نیز وجود ندارد.
 




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:32 PM  
 استقلال و آزادی در اندیشه حضرت امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

 آزادی یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بود و یکی از مفاهیمی که امام به صورت بنیادین از آن دفاع می کردند. وی از آزادی نه به عنوان یک شعار و ابزار سیاسی، بلکه از حقوق ابتدایی بشر نام می بردند و معتقد بودند، این حق ابتدایی بشر است که آزاد باشد.صحیفه امام، ج 5، ص 387.  آزادی چه آن جا که به سرنوشت مشترک با دیگران ارتباط پیدا می کند؛ یعنی آزادی های مدنی و اجتماعی و چه آزادی های خصوصی و فردی که شامل حوزه هایی؛ مانند عقیده، بیان، فکر، احزاب و مطبوعات می شود. البته، طبیعی است که این آزادی ها بدون حد و مرز نخواهد بود. از نگاه امام حد این آزادی ها تا آن جا است که مصالح کشور را به خطر نیندازند. امام مرزهای آزادی را قوانین دینی و قوانین کشور که برگرفته از اسلام است می دانستند و می گفتند در تمام دنیا و تمام کشورها میان آزادی و توطئه مرز وجود دارد.صحیفه نور، ج 6، ص271؛ ج 4، ص259؛ ج 9، ص 90،

استقلال در تمام زمینه ها، عدم وابستگی، نفی دخالت اجانب، قطع نفوذ بی گانگان، تحت نظر دیگران نبودن و اداره مستقل مملکت تعاریف است که امام از استقلال ارائه می دهد.صحیفه نور، ج 6، ص 16، 490، 236؛ ج 4، ص 277.
 




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:36 PM  
 مردم سالاری در اندیشه امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

 مردم سالاری و نقش ویژه مردم در تعیین سرنوشت و حضور فعال آنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، از دیگر محورهای اندیشه سیاسی حضرت امام است. ایشان در رابطه با تعیین سرنوشت هر جامعه و ملتی به دست خودشان چنین می گوید: "ما بنای براین نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری کنیم. ما تابع آرای ملت هستیم....". صحیفه نور، ج 10، ص 181
.




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:42 PM  
 قانون مندی و مصلحت در اندیشه امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

قانون مداری و قانون گرایی از اصول اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام است. امام عمل به قانون را برای تمامی افراد جامعه از پایین ترین رده نظام تا بالاترین مقامات واجب می دانست. در حکومت مورد نظر امام شخص مطرح نیست، ملاک قانون الاهی است. همه تابع قانون اند و فرقی میان اشخاص نیست.(صحیفه نورج 9، ص 42.) امام معتقد بود در اسلام قانون حکومت می کند، به گونه ای که حتی پیامبر اکرم (ص) نیز تابع قانون بود.(صحیفه نور ج 10، ص 29.)
 
مصلحت: امام خمینی معتقد بود از نگاه اسلام، کارگزاران حکومت نمی توانند طبق رأی و نظر خود عمل کنند و بر آن اصرار بورزند، بلکه تمام آنچه در حکومت می گذرد باید براساس قوانین الاهی باشد، البته حاکم اسلامی می تواند در موضوعات طبق صلاح مسلمانان و یا صلاح حوزه حکومتی خود عمل کند.(صحیفه نور، ج 5، ص 461.) امام خود بارها تأکید کردند، اگر مصلحت اسلام یا مسلمانان را در عمل خاصی دیدند اقدام می کنند.(صحیفه نور،ج 1، ص 293.) دلایل پذیرش قطنامه 598 را در راستای همین اصل می توان ارزیابی کرد.




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:44 PM  
 گسترش اسلام در اندیشه امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

دعوت جهانیان به اسلام و گسترش معارف اسلام در میان ملل مختلف یکی دیگر از مفاهیم کلیدی اندیشه سیاسی امام خمینی است. دعوت گورباچف رهبر حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق از این زاویه قابل بررسی است: "باید قشرهای غیر اسلامی را ... به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید. (صحیفه نور، ج 3، ص 322.)




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:46 PM  
 احیای هویت اسلامی از نظر امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

 احیای هویت اسلامی، یکی دیگر از محورهای اندیشه سیاسی و مبارزاتی امام خمینی است. امام (ره) احیای هویت ملی - اسلامی را رمز استقلال و قدرت کشور و مانعی در راه گسترش سلطه قدرت های جهانی دانسته و همواره تأکید می کردند که: "هیچ نحو استقلالی حاصل نمی شود، مگر این که ما خودمان را بشناسیم و باور داشته باشیم." (صحیفه نور،همان، ج 9، 258.)




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:50 PM  
 سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

سیاست خارجی، چگونگی روابط با کشورهای خارجی و نحوه تعامل دولت اسلامی در عرصه های بین المللی، و دفاع از مظلومان و محرومان در سراسر دنیا، یکی از مباحت مهم در اندیشه سیاسی امام خمینی محسوب می شود. نفی سلطه بی گانگان ( اصل نفی سبیل).("وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً" . نساء، 141.)  این یکی از قواعد مهم فقه اسلام است که براساس آن حق سلطه کافران بر مسلمان نفی شده است. امام براساس این قاعده فقهی با هرنوع سلطه طلبی و مداخله بی گانگان در امور مسلمانان به شدت مخالفت می کرد. مخالفت امام با استکبار، قطع سلطه اجانب و مخالفت با اتکای به قدرت های سلطه گر، در این راستا است.(صحیفه امام، ج 4، ص 317.)




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  12:53 PM  
 فرهنگ در اندیشه حضرت امام خمینی (ره)


پاسخ نقل قول

امام خمینی یکی از تأثیر گذارترینمتفکران عصر حاضر در تاریخ معاصر ایران است، امام فرهنگ را مبنا و پایه ای برای مسائل سیاسی و اقتصادی می داند. ایشان معتقد بود اگر فرهنگ درست شود و انسان درست تربیت شود، همه مشکلات جامعه درست می شود: "پس فرهنگ، یک کارخانه آدم سازی است، چنانچه انبیا هم برای همین معنا آمدند که آدم درست کنند...".(تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی، تبیان(دفتر هجدهم)، ص 270.)
از نگاه امام، فرهنگ کامل و انسان ساز فقط در درون اسلام وجود دارد و تربیت جامعه و مردم تنها از مسیر فرهنگ اسلامی امکان پذیر است: "قضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت صحیح باشد. شما کوشش کنید که فرهنگ را، فرهنگ مستقل اسلامی درست کنید".صحیفه امام، ج 8، ص 96.




ghadir110
کاربر تازه وارد




تاریخ عضویت: آبان 1390 
تعداد پست ها: 135



شنبه 14 بهمن 1391  11:16 AM  
 بازخوانی دیدگاه‌های امام خمینی (ره) در زمینه انقلاب اسلامی ایران


پاسخ نقل قول


بازخوانی دیدگاه‌های امام خمینی (ره) در زمینه انقلاب اسلامی ایران

مقدمه:

شناخت كامل و همه جانبه‌ی چهره‌ی ممتاز حضرت امام خمینی (ره) بدون بررسی ابعاد گوناگون شخصیت ، اندیشه‌ها، مواضع و عملكرد ایشان در مراحل مختلف حیات اجتماعی ـ‌ سیاسی ممكن نیست. امام خمینی (ره) با تدوین و تحكیم پایه‌های نظری نظام سیاسی مبتنی بر دین و تمهید مقدمات عملی آن و گسترش دادن اسلام سیاسی و بسیج كردن مردم مسلمان ایران، سلطنت 2500 ساله شاهنشاهی را ساقط و نظام جمهوری اسلامی ایران را جایگزین آن ساخت.در این نوشتار تلاش شده است اندیشه‌ سیاسی امام خمینی (ره) در نقد حكومت پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران بررسی و كنكاش قرار داده شود.

ضرورت انقلاب اسلامی

در اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) استبداد خصلتی است كه به تدریج در سلطنت مطلقه ، تبدیل به عادت می‌شود. عادت به این شیوه حكمرانی ، آزادی‌های سیاسی جامعه را نابود می‌سازد.چنین مشكلی نه از طریق وعظ و نصیحت حل می‌شود و نه مشروطیت توانست نسبت به تقلیل یا حذف آن همت گمارد. لذا حضرت امام مسوولیت تمام نابسامانی‌های موجود را در رأس هرم حكومت ... می‌داند و راهكار آن را سرنگونی سلطنت و برپایی حكومت اسلامی توسط ولی فقیه می‌داند. به طوری كه برای نخستین بار در كتاب ولایت فقیه خویش ، از انقلاب سیاسی نام می‌برد و خواستار سرنگونی سلطنت می‌گردد:

»شرع و عقل حكم می‌كند كه نگذاریم وضع حكومت‌ها به همین صورت ضد اسلامی یا غیر اسلامی ادامه پیدا كند. دلایل این كار واضح است، ‌چون برقرای نظام سیاسی غیر اسلامی به معنی بی‌اجرا ماندن نظام سیاسی اسلام است. هم چنین به این دلیل كه هر نظام سیاسی غیر اسلامی، نظام شرك آلوده است چون حاكم‌اش طاغوت است و ما موظفیم آثار شرك را از جامعه‌ی مسلمانان و از حیات آنان دور كنیم و از بین ببریم و باز به این دلیل موظفیم شرایط اجتماعی مساعدی برای تربیت افراد مؤمن و با فضیلت فراهم سازیم واین شرایط درست ضد شرایط طاغوت و قدرت‌های نارواست ... ما چاره نداریم جز این كه دستگاه‌های حكومتی فاسد و فاسد كننده را از بین ببریم و هیأت‌های حاكمه خائن و فاسد و ظالم و جائر را سرنگون كنیم. این وظیفه‌ای است كه همه مسلمانان در یكایك كشورهای اسلامی می‌باید انجام بدهند و انقلاب سیاسی را به پیروزی برسانند(1)
 
اما انقلاب سیاسی در فضایی كه اكثریت عالمان دینی و روشنفكران ایرانی متأثر از گفتمان مشروطیت بودند، تحولی بعید به نظر می‌رسید. به ویژه آن كه بسیاری از مراجع حوزه علمیه به دلیل سرخوردگی‌های ناشی از فرجام مشروطیت و نیز ترس و واهمه از تعرضات علنی ‌رضاخان ، در انزوا به سر می‌برند و علاقه چندانی به بازگشت مجدد به عرصه‌ی سیاست نداشتند. ‌در این شرایط حضرت امام وارد عرصه سیاست شد و به نقد دولت پهلوی پرداخت.
 
جسارت امام خمینی در نقد جدی و صریح دولت، شجاعتی بود كه بسیاری از طرفداران مشروطه از انجام آن ناتوان بودند.(2) بدون شك ایستادگی حضرت امام در قبال حوادثی چون لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و كاپیتولاسیون نقش مهمی ایفا كرد. به ویژه آن كه حضرت امام با كشاندن مبارزه به كانون اصلی آن یعنی حوزه علمیه قم، عملا علما و مراجع وقت را به یك رویارویی ناخواسته كشاند. و بخش وسیعی از روحانیون و مراجع را به نیروی اپوزیسیون مبدل ساخت.بنابراین وضعیتی پدید آمد كه امام خمینی رسما اعلان می‌كند «موافقت با نظام شاهنشاهی چه به صراحت و چه به وسیله طرحی كه لازمه‌اش بقای آن است، خیانت به اسلام و قرآن كریم و مسلمین و ایران است و هر كس با هر اسم ، با آن موافقت نشان دهد، مطرود و اجتناب از آن لازم است.»(3) همچنین در پاسخ به سؤال روزنامه الهدف لبنان و رادیو اتریش مبنی بر این كه رژیم شاه تصمیم دارد قانون اساسی را با شریعت اسلام متناسب كند می‌افزاید «اینها همه دروغ است. اگر راست می‌گویند، اول چیزی كه در قانون اساسی مخالف با اسلام است، سلطنت شاه و اصل رژیم سلطنتی است»(4) كه باید برداشته شود.

بازسازی نظریه انقلاب

اولین نكته‌ای كه در بازسازی نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی مشهود است تفكیك بین دو انقلاب مادی و معنوی است كه هر یك دارای ویژگی‌های مختص خویش است. هر چند به فرمایش ایشان «قوه مقاومت در برابر ستم و بی‌عدالتی دولت، جزو طبیعت ساختمان بشر است، لكن هدف از شوریدن و مقاومت كردن وجه تمایز این دو انقلاب است. از دیدگاه امام خمینی «همه انقلابات به جز انقلاب اسلامی، به دنبال اهداف مادی بوده و در حصار از میان رفتن یك حكومت و روی كار آمدن حكومتی دیگر محدود شده‌اند. این انقلاب با انقلاب سایر كشورها و انقلاب‌هایی كه در دنیا اتفاق افتاده است فرق دارد. انقلاب‌هایی كه در دنیا تاكنون اتفاق افتاده است قدرت را از دست یك قدرتمند، یك جابر ، به دست جابر دیگری كه یا مثلا این‌ یا بالاتر از این است منتقل كردند. شما مطالعه كنید در حال انقلاب‌هایی كه در دنیا پیدا شده است یا كودتاهایی كه هر روز واقع می‌شود و شده است ، ببینید كه آن وضع آن جا چطور است. جز این است كه با اغفال مردم یك انقلاب پیدا شده است و یك قدرتی را به كنار گذاشته‌اند یك قدرت مشابه او یا بدتر از او سر كار آورده‌اند؟ هیچ در حال ملت‌ها فرق حاصل نشده است یا حال ملت‌ها بدتر شده است.» (5) انقلاب فرانسه، شوروی و سایر انقلاباتی كه در عالم واقع شده است یك انقلاباتی بوده است و رژیم‌ها تغییر كردند. رژیم دیگر حكومت تغییر كرده به حكومت دیگر. اما انگیزه ، انگیزه مادی است. انگیزه دنیایی بوده است آن وقتی كه روسیه قیام می‌كند و رژیم سابق را از بین می‌برد انگیزه‌اش این بوده است كه این دنیا دست من باشد نه دست او».(6)

از این رو انقلاب‌های معمول دنیا در منظر حضرت امام ، به واسطه بروز فشارهای طولانی و طاقت فرسای اقتصادی ـ سیاسی از یك سو و منازعه قدرت میان نخبگان سیاسی از سوی دیگر ، به وقوع پیوسته‌اند.به طور كلی از منظر حضرت امام ، سلسله عواملی كه به مسأله سرنگونی و نیز برقراری و ثبات نظامی اسلامی منجر شد عبارتند از:

الف) اراده‌ی الهی

تأثیر عنایت خداوند در پیروزی نهضت اسلامی به گونه‌ای بود كه به اعتقاد حضرت امام ، پیش از آن كه دریابیم كه چه عوامل ذهنی و عینی موجب پیدایش انقلاب اسلامی شد باید پدید آمدن نفس شرایط را محصول اراده الهی بدانیم«این انقلاب ، نه با تبلیغات من و شما به راه افتاد و نه هم روحانیت جنود خداوند بود. هیچ كس از جناح‌های سیاسی نمی‌تواند ادعا كند كه او خالق انقلاب است. اگر اراده خداوند به آن تعلق نمی‌گرفت حتی شعار مرگ بر سلطنت پهلوی نیز بر زبان هیچ یك از شماها جاری نمی‌شد.» (7)


ب) آگاهی و هوشیاری مردم

حضرت امام در جمع شاگردان خود در نجف كه بعدها مسوولیت آگاهی بخشی مردم را بر عهده گرفتند فرمود «ما موظفیم ابهامی را كه نسبت به اسلام به وجود آوردند، بر طرف سازیم. تا این ابهام‌ها را از اذهان نزداییم ، هیچ كاری نمی‌توانیم انجام دهیم. ما باید این ابهامی را كه بر اثر تبلیغات سوء چند صد ساله نسبت به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل كرده‌های ما پیدا شده رفع كنیم ... شما مطمئن باشید اگر این مكتب را عرضه نمایید و حكومت اسلامی را چنان كه هست به دانشگاه‌ها معرفی كنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند كرد. دانشجویان با استبداد مخالفند. با حكومت‌های دست نشانده و استعماری مخالفند. با قلدری و غارت اموال عمومی مخالفند. با حرام‌خواری دروغ پردازی مخالفند. با اسلامی كه چنین طرز حكومت اجتماعی و تعالیمی دارد هیچ دانشگاه و دانشجویی مخالفت ندارد»(8)

ایشان با بیان تفاوت اسلام با دینی كه به عنوان افیون توده‌ها معرفی می‌شود می‌فرماید «می‌خواهند مسلمین را خراب كنند، می‌خواهند مسلمین را از اسلام جدا كنند و مسلمین خواب بروند و آن‌ها مال مسلمین را بخورند. این افیون است، نه اسلام.» در حقیقت تمیز اسلام اصیل از دروغین و متوجه ساختن مردم به آن، همان انقلاب درونی است كه به فرمایش حضرت امام ، تا حاصل نشود، انقلاب بیرونی یا جابجایی قدرت صورت نخواهد پذیرفت.

ج)تزلزل دستگاه سركوب هیأت حاكمه

گسست به وجود آمده كه به تعبیر حضرت امام به دو قطب متضاد ملت و دولت مبدل شده بود با آغاز بحران‌های سال 56 به یك رویارویی جدی و شورش همگانی تبدیل گردید. خیزشی كه با نگارش مقاله‌ی توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات درباره امام خمینی در هفدهم دی ماه همان سال آغاز شد سرانجام با سقوط حكومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به پایان رسید. به طوری كه شاه نیز تصور می‌كرد می‌تواند تظاهرات و اعتصابات را با استفاده از ارتش و نیروهای مسلح همانند قیام پانزده خرداد 42 خاموش كند. اما چنین نشد. و حتی بدنه‌ی ارتش نیز متأثر از جریان انقلاب به انقلابیون پیوستند و موجبات تسریع در پیروزی انقلاب را فراهم ساختند. «یك ملتی كه هیچ ابزار نداشت ... بر یك قدرتی كه تا دندان مسلح بود و دنبالش هم آمریكا بود كه می‌گفت ما پشتیبانی می‌كنیم...این قدرتی كه پشتوانه‌اش هم قدرت بود ... به دست این‌ها از بین رفت.البته ارتش هم كمك كرد اما بعد از این كه این‌ها فریادهایشان را كردند كه آن‌ها را هم متحول كردند. ارتش‌ها از این فداكاری كه به خیال خودشان برای آن مردك داشتند، منحرف كردند به این طرف، یك عده‌ای كه البته از آن بزرگ‌ها بودند كه فرار هم كردند .... دیگران هم متحول شدند نیروی هوایی هم همین طور، نیروهای دیگر هم همین طور ،‌ هوانیروز هم ، همافران این‌ها متحول شدند. این تحولات هم كه در آن‌ها پیدا شد باز یك امر عادی نبود كه این طور متحول كرد یك ارتشی را. متحول كرد كه بتوان بر خلاف شاه ... قیام كنند».(10)

د) لزوم آگاهی بخشی رهبران نهضت

حضرت امام با بیان این مطلب كه بزرگترین كاری كه از ما ساخته است بیدار كردن و متوجه ساختن مردم است (11) علمای اسلام را به نشر حقایق و گفتگو با مردم دعوت و از آنان می‌خواهد كه در برابر جنایاتی كه رخ می‌دهد سكوت نكنند. از این رو وظایف اصلی كارگزاران ، زدودن زنگارهای فراموشی از اسلام واقعی و عرضه خالصانه آن به عموم مردم و نقد وضع موجود و ناسازگاری آن با آموزه‌های اسلام اصیل و بالاخره معرفی مقصرین اصلی چنین اوضاعی است.

هـ)‌انعطاف ناپذیری نظام سیاسی و كاهش تدریجی مشروعیت

روند تدریجی آگاهی مردم از دو مؤلفه‌ی اسلام اصیل و ناسازگاری نظام سیاسی وقت با آن، خود تحول تدریجی مشروعیت آن نظام را فراهم می‌ساخت و شكاف ساده‌ی جامعه با دولت تبدیل به یك شكاف فعال می‌نمود. گسست یا شكاف به وجود آمده به دو طریق می‌توانست ترمیم یا فعال گردد. راه حل اول آن بود كه ساختار قدرت ، با دركی عمیق از بحران مشروعیت و نا همخوانی ذهنی و عملی مردم با آن ، از خود انعطاف نشان دهد و به مطالبات جامعه‌ی دینی تن دهد. و راه حل دوم آن بود كه لجاجت دولت و بی‌كفایتی آن در حل بحران، مردم را علاقمند به براندازی راه‌های خشونت آمیز نماید. مسلم بود كه رژیم شاه، ساختاری غیر منعطف داشت و شاه نمی‌توانست بین خود و مخالفین تفاهم ایجاد كند. اگر یك كشور بخواهد یك كشور سالمی باشد باید بین دستگاه حاكمه با ملت تفاهم باشد ، مع‌الاسف «رژیم‌های شاهنشاهی و به خصوص در رژیم اخیر، این معنا عكس بود. یعنی دستگاه حاكمه كوشش می‌كرد با ادعا ، فشار ، آزار ، شكنجه ، حبس و امثال این‌ها با ملت رفتار كند و ملت هم اگر زور نداشت كوشش می‌كرد كه مالیات نپردازد. از زیر بار همه چیز در برود هر چه بتواند كارشكنی كند برای دولت و از این جهت دهی شكاف بین مردم و دولت حاصل می‌شد و هم هیچ پشتیبانی نداشت و دستگاه حاكمه یك امر به خیال خودش مستقلی بود كه هیچ ارتباطی با ملت نداشت. ملت هم به او هیچ اعتماد نداشت. او را دشمن خودش می‌دانست با پایگاه نداشتن در پیش ملت ناچار باید كنار بروند و رفت. این باید یك عبرت باشد برای دولت‌ها.» (12)

منابع:

1ـ امام خمینی ، ولایت فقیه ، تهران ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 8373 ، ص 40

2ـ فراتی ، عبدالوهاب ، اندیشه‌های سیاسی امام خمینی ، تهران‌، مؤسسه انتشاراتی احیاگران ، 1380 ، ص 80
3ـ صحیفه نور ، ج 1 ، ص 590

4ـ صحیفه نور ، ج 2 ، ص 483

5ـ صحیفه نور ، ج 19 ، ص 269

6ـ صحیفه نور ، ج 20 ، ص 63

7‌ـ صحیفه نور ، ج 3 ،‌ص 204- 207

8ـ امام خمینی ، همان ، ص 77

9ـ صحیفه نور ، ج 3 ، ص 4-8

10ـ صحیفه نور ، ج 5 ، ص 227

11ـ در جستجو راه از كلام امام (دفتر دهم ، انقلاب اسلامی ، تهران ، امیركبیر ، 1361 ، ص 46

12ـ صحیفه نور ، ج 7 ، ص 169
 
نویسنده: محمدمهدی سیفی- سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
 

IRAN_BANO
کاربر جدید




تاریخ عضویت: تیر 1391 
تعداد پست ها: 48




 1 



 

    
فروشگاه تالار گفتمان



ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما