ترجمه و تحشيه : دكتر محمود مهدوى دامغانى
بسا كس كه آغاز روزى را ديد و آن را را به پايان نرساند و چه بسا كس كه درآغاز شب بر او رشك بردند و در پايان آن شب بانگ مويه گران بر او خاست ،از جمله خوارى دنيا در نظر خداوند اين است كه جز در آن از خداوند نافرمانى نمىشود، و جز با ترك و وانهادن دنيا به آن چه پيش خداوند است دست يافته نمى شود ، (392) ، (393)هر كه چيزى را جويد به آن يا برخى از آن خواهد رسيد ، سخن گوييد تا شناخته شويد كه آدمى زير زبانش نهان است ، (399)مشك چه نيكو عطرى است ، حمل آن آسان و رايحه اش سخت و معطر ودل انگيز است ،بسا سخن كه از حمله كارگرتر است ، (403)هر چيز كه بدان بسنده توان كرد، بس است ، (404) ، (407) ، لطايفى درباره نامها و كينه ها ، (408) ، نكته هايى درباره رسوم عرب و پندارهاى ايشان ، ، مغيره بن شبعه ، سخنى از ابوالمعالى جوينى درباره صحابه و پاسخ به آن ، عمار بن ياسر و پاره اى از اخبار او ، فرموده است : دل مصحف ديده است ، (418)پرهيزگارى مهتر خلقهاست
از نامه آن حضرت به كميل بن زياد نخعى كه از سوى اوعامل هيت بود و بر او خرده مى گيرد كه چرا سپاهيان دشمن را كه از منطقه او براى غارت وحمله عبور كرده اند، واگذارده و نرانده است ، (62): از نامه آن حضرت به مردم مصر كه چون مالك اشتر را به حكومت آن جا گماشت همراه او براى ايشان گسيل فرمود ، (64): از نامه آن حضرت است در پاسخ نامه معاويه ، (67): از نامه آن حضرت است به قثم بن عباس كه عامل او در مكه بود ،
(68): از نامه آن حضرت كه آن را پيش از خلافت خود به سلمان فارسى نوشته است ، (69): از نامه هاى آن حضرت كه به حارث همدانى نوشته است ، (71): از نامه آن حضرت است به منذر بن جارود عبدى كه او را بر ناحيه اى حكومت داده بود و او خيانت در امانت كرد. ، (73): از نامه آن حضرت به معاويه ، (75): از نامه آن حضرت به معاويه است كه در آغاز بيعت مردم با او براى خلافت به اونوشته است و واقدى آن را در كتاب جمل آورده است . ، (77): از سفارش آن حضرت است به عبدالله بن عباس هنگامى كه او را براى احتجاج باخوارج گسيل داشت ، (78): از نامه اى از آن حضرت در پاسخ نامه اى كه ابوموسى اشعرى براى او از محلىكه براى حكميت رفته بود دومة الجندل نوشته بود
صفين مرقوم فرموده است ، (25) از عهدنامه اى از آن حضرت كه براى كسانى كه به كار گزارى جمع آورىصدقات مى گماردمى نوشت . ، (27) از عهد نامه آن حضرت به محمد بن ابى بكر است هنگامى كه او را به حكومت مصر گماشت ، (28) از نامه اى از آن حضرت در پاسخ معاويه
از سخنان على عليه السلام خطاب به طلحه و زبير كه پس از بيعت با او در مورد خلافت ايراد كرده است . ، (199) : از سخنان على (ع ) به هنگامى كه روزهاى جنگ صفين شنيد كه گروهى از يارانش شاميان را دشنام مى دهند ، (200) : از سخنان آن حضرت (ع ) در يكى از روزهاى جنگ صفين كه ديد پسرش امام حسن عليه السلام شتابان براى جنگ در حركت است . ، (201) : از سخنان آن حضرت به هنگامى كه يارانش در موضوع حكميت نگران و بر او معترض شدند ، (202) : از سخنان آن حضرت (ع ) در بصره هنگامى كه براى عيادت علاء بن زياد حارثى كه از يارانش بود رفت و چون بزرگى خانه او را ديد چنين فرمود: ، (203) : و از سخنان آن حضرت عليه السلام در پاسخ كسى كه از او درباره احاديث نوآورده و از اختلاف اخبارى كه ميان مردم است پرسيده بود. ، (207) : از سخنان آن حضرت (ع ) ، (209) : از خطبه هاى آن حضرت (ع ) كه در صفين ايراد فرموده است . ، (211) : از سخنان آن حضرت (ع ) ، (212) : از سخنان آن حضرت (ع ) درباره كسانى كه براى جنگ با او به بصره رفتند. ، (213) : از سخنان على عليه السلام هنگامى كه از كنار جسد طلحة بن عبيدالله و عبدالرحمان بن عتاب بن اسيد كه در جنگ جمل كشته شده بودند عبور كرد
مشخصات کتاب :
پدید آورنده: ابن ابی الحدید