|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
نكاتى را كه مىتوان در رابطه با پديده هايى چون سحر، جادو و طلسم بيان كرد، به طور خلاصه متذكر مىشويم: 1- قرآن در آيات زيادى، به موارد خارق عادت (همچون معجزات پيامبران استجابت دعا (مؤمن، آيه 60) تأثير سحر و جادو (بقره، آيه 102) و چشم زخم (قلم، آيه 51) اشاره مىكند. روشن است كه اين موارد، گاهى خير بودند (مانند معجزات) و گاهى در راه سرّانجام مىگرفتند (مثل سحر، جادو و چشمزخم). اينكه خداوند به اين امور اشاره مىكند، نشانگر اين است كه اينها امور واقعى است ولى غيرعادىاند.
2. دانشمندان اسلامى، معتقداند: اين امور به اراده فاعل (ارادهاى كه از شعور غيرمادى انسانى سرچشمه مىگيرد) بستگى دارد. از اين رو، وقوع اين امور، خارج از حوزه علت و معلول به شمار نمىآيد. بنابراين ميزان تأثير آنها، وابسته به قدرت اراده فاعلى آن است. هرگاه اراده فاعل، قوى و متكى بر اراده الهى باشد، آن كار غير قابل شكست خواهد بود. (مثل معجزه)، اما هر وقت در راه شرّ باشد و پشتوانهاى غيرالهى داشته باشد، در مقابل اراده قوى و محكم، شكست خواهد خورد (مانند سحر و چشم زخم و.).(1) 3. با توجه ه اين كه اراده يك پديده نفسانى است و نفس در همه انسانها وجود دارد، چارهاى جز تجربه قدرت نفس از جهت كمى و كيفى، در عرصه زندگى براى انسان نيست. از اين رو در ميان انسانها، برخى با آگاهى به اين استعداد، در مقام استفاده از آن بر مىآيند هر چند برخى در راه خير و بعضى هم در راه شر به كار مىبرند.
گفتنى است كه انسان مايل به انتقال دارايى خود به دوستان و آشنايان خود است و سعى مىكند اين گونه تجربيات را هم در قالب نوشته از خود به يادگار بگذارد، اما غافل از اين كه اين تجربهها، تجربه شخصى او و متكى براندازه قدرت روحى او است. اين نوشتهها، ممكن است به دست غيراهل خود بيفتد و موجب استفاده ناصحيح از آنها گردد.
بنابراين بايد گفت: شيوع اين گونه امور و استفادههاى نابجا از آنها، به نوع آگاهى و فرهنگ مردم برمىگردد. روشن است كه هيچ وقت مصرف بد از چيزى، باعث قبيح بودن خود آن نمىگردد. در اين ميان، بالا رفتن آگاهى مردم، ميتواند اين مشكل را حل بكند. وظيفه عالمان و رسانههاى تبليغى است كه فرهنگ مردم را بالا ببرند تا جلوى سوء استفادهكنندگان گرفته شود.
4. به جهت اين كه فاعل سحر، جادو و طلسم در ادراك طرف مقابل تصرف مىكند شخص خود به خود- بسته به نوع علاقه قلبى خويش به فاعل- تلقيينات موازى با آن را در خود ايجاد مىكند و با اين نوع انگيزه، دنبال كار مىافتد كه گاهى در انجام دادن آن موفق مىشود و گاهى ناموفق.
بنابراين موثّر حقيقى در اين گونه امور، به طور غالب همان تلقينات روحى و روانى حاصل سحركننده و شخص مراجعه كننده است كه موجب تحقّق عمل در خارج مىگردد. حال اگر انسان اعتماد به نفس خود را بالا ببرد و به قدرت روحى خود واقف گردد، پى خواهد برد كه به هيچ وجه، بدون تعلق مشيت خداوند به تحقق عمل، آن اوراد و اذكار نمىتواند در زندگى بشر تأثيرى داشته باشد. به همين سبب لازم است انسان در همه حال برخداوند توكل كند و در هنگام مواجهه با اين امور، از سبب اصلى غفلت نكند و با انديشه و اميد به خدا، در پى يافتن علاج واقعى باشد.
5. در دوران حيات ائمه (ع)، اشخاصى به خدمت آنان مىرسيدند و تقاضاى دعا مىكردند. وقتى آنان زبان به دعا مىگشودند، شنوندگان گوش فرا مىدادند و آن را به حافظه خود مىسپردند. سپس در دفعات بعدى بدون مراجعه به امام (ع) در پى استفاده از آن برمىآمدند، بدون اين كه شرايط زمانى و مكانى آن را ملاحظه كنند.
گذشته از آن، چون اين گونه امور، به وفور مورد احتياج مردم قرار مىگرفت تحريف و حتى جعل سند و متن هم امكان داشت. البته مىتوان اصل كلّى مسأله و حقانيت «ادعيه» را به صورت سربسته و اجمال پذيرفت ولى حكم به اين كه هر دعايى و وردى حتما از امامان معصوم (ع) منقول است، پذيرفتنى نيست و نياز به اين دارد كه متن و سند آن احاديث، مورد بررسى قرار گيرد. حال بيشتر دعاهايى كه در دست افراد حرفهاى هست، نمىتوان انتساب آنها را به ائمه (ع) پذيرفت.
پىنوشت
(1) (ر. ك: علامه طباطبايى، بررسىهاى اسلامى)
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|