|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
با توجه به اين كه زمان ظهور مشخص نيست. بنابراين، سخن گفتن از نزديكي يا دوري آن، امري پسنديده نيست.
البته، عدهاي با توجه به اوضاع و شرايط فعلي حاكم بر جهان، به اين باور رسيدهاند كه دورهاي كه در آن زندگي ميكنيم همان دورهي آخرالزمان است كه در روايات به آن اشاره شده است؛ زيرا، براي آخر الزمان نشانههايي گفته شده، مانند گسترش فساد و تفسير دين بر اساس هوا و هوس و ... كه اين نشانهها در دورهي زماني ما به وقوع پيوسته است. پس زمان كنوني، آخر الزمان است و ظهور نيز در اين دوران محقق ميشود. به علاوه، با وجود انقلاب اسلامي ايران و زنده شدن نام و ياد امام زمان، و معرفي ايشان به دنيا، آمادگي و اقبال مردم به پذيرش ايشان، بيشتر شده و اميد به ظهور هم بيشتر شده است.
به هر حال ما در عين آن كه بايد اميد به تعجيل در فرج داشته باشيم و آمادگي براي ظهور را در خود تقويت بكنيم، ولي نبايد فكر خود را متوجه اموري بكنيم كه از محدودهي علم ما فراتر است و راهي براي دسترسي به آن نداريم. لذا سخن از نزديكي علايم، امري قابل قبول نيست.
به بيان ديگر همانگونه که بيان شد، زمان ظهور حضرت مهدي(ع) براي کسي معلوم نيست و در روايات متعدد، تعيين کنندگان وقت، دروغگو معرفي شدهاند. بنابراين، هيچ يک از علماي بزرگوار ما نيز براي ظهور، زماني را تعيين نکرده است. بايد توجه داشت که در مواردي، افراد، کلام بزرگان را به درستي درک نميکنند و طبق فهم و برداشت خود، چيزي را ميگويند و بعد آن را به علما نسبت ميدهند.
البته دوره زماني ما، همراه با حوادثي است که اميد انسان را به ظهور نزديک حضرت، افزايش ميدهد از جمله:
1. گسترش مباحث مهدويت در سطوح مختلف جامعه به اين معنا که توجه مردم به حضرت و اقبال عمومي و آمادگي پذيرش در مردم نسبت به ايشان، بالا رفته است.
ظهور انقلاب اسلامي که منادي و معرف حقايق اسلام(در حد ممکن) بود، باعث توجه بيشتر جهانيان به اسلام شد و روحيه کفر ستيزي و مبارزه با ظلم در ميان ملتها، به ويژه مسلمانان بيشتر شده است . به گونهاي که اصول گرايي اسلامي، يکي از جرياناتي است که منافع غرب را به خطر انداخته است. برخي از علما نيز معتقدند، همانگونه که در انقلاب اسلامي ايران تجلي يافته، مردم با حقيقت قيام امام زمان(ع) آشنايي بيشتري پيدا کردهاند و براي ظهور اصلي و قيام جهاني حضرت، آماده ميشوند.
2. آن چه در روايتهاي متعدد درباره وضعيت آخر الزمان به تصوير کشيده شده است و در زمان ما قابل مشاهده است، و اين احساس به انسان ميدهد که شايد دوران آخر الزماني که در روايات به آن اشاره شده و ظهور حضرت را در بستر چنين دوراني معرفي کرده است، همين زمان ما باشد.
3. حرکت عمومي کشورها و جوامع به سمت وحدت و همگرايي و به عبارت ديگر، توجه به تشکيلات بين المللي و اتحاديههاي منطقهاي و فاصله گرفتن از جزء گرايي، ملتها را به اين نتيجه رسانده که براي آينده بهتر، بايد مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهکدهاي کوچک دانست. طبعا، اين پديده نياز به يک قانون عمومي و بين المللي را تشديد ميکند. و اين رويداد آمادگي را براي پذيرش يک حاکميت فراگير، بيش تر کرده است.
4. ظلم و ستم بيش از حد و روز افزون دولتهاي استکباري به کشورهاي فقيري که به صورتهاي گوناگون در جريان است، از يک سو، و لجام گسيختگي فرهنگي و فکري و علمي از سوي ديگر، و درماندگي مکاتب مختلف در اصلاح بشريت که باعث هرج و مرج در زندگي بشر شده است؛ از سوي سوم، اين واقعيت را اثبات کرده است که آينده روشن فقط، در سايه حاکميت فردي آسماني است. "الوين تافلر" صاحب نظريه "موج سوم" اعتراف کرده است که : "فهرست مشکلاتي که جامعه ما (غرب) به آن مواجه است، تمامي ندارد. با ديدن فروپاشي پياپي نهادهاي تمدن صنعتي در حال نزاع به درون غرقاب بي کفايتي و فساد، بوي انحطاط اخلاقي آن نيز مشام را ميآزارد. در نتيجه، موج ناخشنودي و فشار براي تغييرات، فضا را انباشته است. در پاسخ به اين فشارها، هزاران طرح ارائه ميشود که همگي ادعا دارند اساس و بنيادي و حتي انقلابياند، اما بارها و بارها مقررات و طرحهاي جديد ـ براي حل مشکلات کمانه ميکنند و بر وخامت مشکلات ما ميافزايند و اين احساس عجز و يأس را دامن ميزنند که هيچ فايدهاي ندارد. اين احساس براي هر نظام دموکراسي خطرناک است و نياز شديد به وجود مرد اسب سفيد سوار ضربالمثلها را هر چه بيشتر دامن ميزند"(مجله انتظار، ش3، ص98)
ب. چگونگي قيام: با توجه به روايات به صورت خلاصه ميتوان چنين گفت:
وقتي مردم جهان آماده پذيرش حضرت شدند، با ديدن علايم ظهور نگاهها متوجه مكه ميشود. حضرت مهدي(عج) با اذن و امر خدا همراه با 313نفر از ياران در مسجد الحرام ظاهر ميشوند و با معرفي خود ظهور را اعلام كرده و مردم را به سوي خدا و پيروي از خود دعوت ميكند. با اعلام ظهور، ياران ديگر حضرت نيز به طرف مكه حركت ميكنند تا اينكه جمعيت ياران به ده هزار نفر ميرسد و حضرت خروج ميكند. مكه را به تصرف در ميآورد و پس از اصلاح امور به طرف مدينه حركت ميكند. با تصرف اين شهر و اصلاح امور آن به سمت عراق به راه ميافتد. البته در طول حركت ياران ديگري نيز به سپاه حضرت افزوده ميشود. در عراق پس از ارشاد و راهنمايي، به جنگ با معاندان و لشكر ظالم سفياني ميپردازد كه در نهايت به پيروزي حضرت و كشته شدن سفياني و سپاه او ميانجامد. سپس حضرت براي فتح بيت المقدس اقدام ميكند. نزول حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) باعث ميشود افراد زيادي از اهل كتاب به اسلام گرايش پيدا كنند و سر انجام با فرستادن ياران به نقاط مختلف عالم و فتح آن ، پيروزي نهايي براي اسلام رقم ميخورد.
بايد توجه داشت حركت حضرت با تبليغ و تبيين حقيقت آغاز ميشود. او پيامآور صلح و راستي است. او براي نجات ميآيد، او رحمت الهي بر بندگان است. او ضد ظلم و شرك و فساد است. لذا ابتدا دعوت به حقيقت ميكند و سپس در صورت تقابل و عناد افراد، با آنان ميجنگد.
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|