|
درباره سؤال بايد معروض داريم كه معيارهاى كيفى و معنوى ازدواج قابل اندازهگيرى نيست تا بر اساس آن قضاوت نموده مثلاً در نامه شما اختلاف مذهبى بودن و نبودن مشخص نيست كه چقدر است تا بگوئيم چنين ازدواجى بلامانع است چه بسا اين اختلاف آن قدر شديد باشد كه راه خوشى و لذت را بر روى يكديگر سد سازد. لذا مىگويند دو همسر بايد در صفات و ويژگيهاى معنوى (كه كميّتپذير نيستند) كفو يكديگر باشند و همپايه و همتراز هم باشند اگر چه دو همسر صددرصد در صفات و ويژگىها همانند هم نيستند ولى در معيارهاى مورد نظر و ويژگيهاى اساسى بايد همسنگ باشند. بنابراين نمىتوان با نظرى قطعى چنين ازدواجى را به جا و يا نابهجا شمرد. از جانب ديگر آنچه اهميت بيشترى دارد عنايت به اين نكته است كه دختر و پسر قبل از پذيرفتن نقش مادرى و پدرى و زن و شوهر بودن بايد از آئين همسرى آشنا و به آن ادب شده باشند و لذا در روايات مىگويند كشتزار مناسب و ادب شده را براى نسل خود برگزينيد نه آنكه آن را به منزل آورده و آنگاه ادب سازيد تا لايق همسرى و مادر بودن شود. از سوى ديگر آيا هدايت نمودن و ادب كردن شخصى كه 20 سال به روشى خاص تربيت يافته و بزرگ شده است مقدور و ممكن مىباشد؟ كمترى مىتوان چنين هدفى را محقق ساخت و چه بسا كه اصول تعليم و تربيت تغيير رويّه و فكر را در اين سنين مردود مىشمارد چرا كه شخصيت او شكل گرفته و به آن سمت خود گرفته است و حتى تغيير آن شايد به شكستن آن بيانجامد بنابراين از مجموع نكات فوق بدست مىآيد كه ازدواج با چنين شخصى معلوم نيست به صلاح شما باشد در حالى كه آدمى بايد به ازدواجى اقدام كند كه از ابتدا به صحيح و صلاح بودن آن اطمينان داشته باشد تا اگر در آينده موردى خلاف انتظار رخ داد برايش قابل قبول و اصلاح آن ممكن باشد. يعنى از ابتدا نبايد به ازدواج ترديدى اقدام نمود. چون شما مىدانيد كه وى اين شرط لازم و ضرورى را ندارد و مىخواهيد در آينده او را به اين شرط متخلّق سازيد- البته اگر موفق شويد و او پذيرش داشته باشد- اين ازدواج را تائيد نمىكنيم.
|