|
دوست عزيز مگر سرنوشت هر شخصى را كسى غير از خودش رقم مىزند؟ حتى انسانهاى تنبل با تنبلى خودشان سرنوشت خويش را رقم مىزنند و تعيين مىكنند. حال اگر شخصى اول و يا دوم و يا. مورد نظر شرايط ازدواج را نداشت بايد به سراغ شخص بعدى رفت و اگر دست از حركت و فعاليت بكشيد يا ديگران به شكلى (مانند فريب، خودنمائى و يا حتى تصريح عاقلانه) برايتان تصميم مىگيرند و يا براى هميشه ازدواج نكرده مىمانيد كه هر يك مىتواند سرنوشت شما باشد و خودتان اين سرنوشت را براى خودتان مشخص نمودهايد. بىترديد شخص عاقل و تحصيل كردهاى همانند شما با اراده و تصميم شخصى خود كه برخاسته از بينش و شناخت است اقدام كرده و ازدواج مىنمايد و هرگز نبايد سخن از ناتوانى زد كه اين حرف لايق و سزاوار شما نيست. پس شرايط مورد نظر را ليست كنيد و بر اساس اهميت به آنها امتياز دهيد و افراد مورد نظر را با ليست مورد نظر سنجيده و نمره دهيد و هر شخصى كه از شرايط اساسى برخوردار بود و امتياز لازم را آورد برگزينيد و بدانيد كه دو همسر هرگز در تمام خواستهها و ويژگىها همانگونه كه هر يك مىپسندند نيستند و وجود اختلاف نه تنها قابل پيشبينى بلكه ضرورى است چه لازمه رشد و ترقى چنين است. البته نبايد در انتخاب وسواس نمود كه هر جا پاى وسواس و دقت افراط گونه باز شود مسير پيشرفت و موفقيت سد مىگردد.
در اين زمينه از كتب زير مىتوانيد بهره بگيريد: 1. جوانان و انتخاب همسر، نوشته علىاكبر مظاهرى 2. انتخاب همسر، نوشته آقاى امينى.
3. خانواده ايدهآل، نوشته آقاى صافى.
|