مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / عدل الهی - معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خانه داری
مهربانی در زندگی مشترک
آنچه باید والدین بدانند
آنچه باید همسران بدانند
همسران نمونه
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
مسئله ى قضا و قدر الهى، يكى ديگر از مسائل بسيار مهم و از اعتقادات اساسى تمام اديان آسمانى است كه در افعال الهى مطرح مى شود و گرفتار بدفهمى ها و كج فهمى هاى فراوانى شده است. اين بحث در صدر اسلام نيز در معرض شبهات فراوانى قرار گرفت; برخى آن را خوراكِ مسلكِ جبرى خود قرار دادند و فرقه ى منحرفِ كلامىِ جبرگرايى را ابداع كردند; و پاره اى از سياست مداران، براى رسيدن به اهداف پليد خود، با تفسير غلط از قضا و قدر، سياست مدارى و حكومت مدارى نمودند و دسته ى ديگرى كه معتقد به وجود اختيار و اراده ى انسان بودند، دست از اعتقاد به قضا و قدر شستند، يا به تأويل هاى نادرست پرداختند. قبل از ورود به بحث قضا و قدر و تفسير صحيح آن، توجه به آيات قرآن ضرورت دارد:
الف) آيات مربوط به قدر الهى
1. تقدير عموم مخلوقات:
(وَخَلَقَ كُلَّ شَيْء فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً);[1] و همه ى موجودات را آفريد و اندازه ى هر چيز را معين فرمود.
2. تقدير خورشيد:
(وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ);[2] و خورشيد بر مدار معين خود حركت مى كند. اين اندازه گيرىِ خداوند داناى مقتدر است.
3. تقدير ماه:
(وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ);[3] و گردش ماه را در منازل معين مقدر كرديم، تا مانند شاخه ى خرما باز گردد.
4. تقدير باران:
(وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّماءِ مَاءً بِقَدَر);[4] ما از آسمان آب به اندازه نازل كرديم.
5. تقدير زمين:
(وَقَدَّرَ فِيهَا اَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّام سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ);[5] و قوت و ارزاق اهل زمين را در چهار روز مقدر فرمود.
6. (إِلاَّ اِمْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ);[6] مقرر كرديم كه همسر لوط از هلاك شدگان است.
اينك به نكات و مطالبى كه از اين آيات به دست مى آيد، مى پردازيم:
1. تقدير، به معناى ايجاد قدر و اندازه در شىء است.
2. از آيه ى نخست به دست مى آيد كه همه چيز مشمول تقدير الهى است، گرچه از آيات ديگر برخى از مصاديق تقدير الهى نيز روشن گشت. علاوه بر آيه ى نخست، آيه ى اخير نيز بر شمول افعال اختيارى انسان در تقدير الهى دلالت دارد.
4. تقدير الهى بر دو نوع علمى و عينى تقسيم مى شود; تقدير علمى بدين معناست كه خداوند متعال مى داند كه هر چيزى در چه زمان و مكانى و به چه صورتى تحقق مى يابد. اين معناى تقدير، به علم الهى بر مى گردد; و تقدير عينى و خارجى آن است كه هر شىء در خارج داراى اندازه و حدود مشخصى است; يعنى در شرايط و ويژگى هاى خاصى تحقق مى يابد.
5. آيا تقديرِ موجودات مستلزم جبر آنهاست؟ روشن است كه تقدير علمى منافاتى با اختيار موجودات مختار ندارد; زيرا معناى تقدير علمى اين بود كه خداوند مى داند موجود مختار، با وصف اختيار خود، چه كارى را انجام مى دهد يا نمى دهد; و اما تقدير خارجى نيز مستلزم جبر نيست; زيرا تقدير خارجى يعنى هر چيزى در اين عالم داراى حدود و قيود و اندازه هايى است و اين نوع از تقدير، وجود اختيار را نفى نمى كند; زيرا اختيار نيز وصفى است كه در موجود مختار تحقق دارد، و آن هم داراى حدود و شرايطى است; براى نمونه، اگر موجود مختار قصد كند كه راه برود، براى تحقق اين قصد، سلامتى اعضا و جوارح و ده ها عامل خارجى و داخلى لازم است; به عبارت ديگر، تحقق هر معلول وابسته به يك سلسله شرايط و حدود و علل ناقصه است و تا تمام اجزاى علت جمع نشوند و علت تامّه تحقق نيابد، معلول تحقق نمى يابد و يكى از اجزاى علت در افعال اختيارى، اختيار و اراده ى فاعل آنهاست.
ب) آيات مربوط به قضاى الهى
(وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ);[7] و چون اراده ى آفريدن چيزى كند، به محض آن كه بگويد باش، موجود خواهد شد.
(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَل مُسَمى);[8] خداست آن كه وقت مرگ، ارواح خلق را مى گيرد و آن كس را كه هنوز مرگش فرا نرسيده است نيز، در حال خواب روحش را قبض مى كند; پس آن را كه حكم به مرگش كرده، جانش را نگاه مى دارد و آن ديگر - نفس ها را - تا هنگامى معين - به سوى زندگى دنيا - باز پس مى فرستد. (ليقضى الله امراً كان مفعولا);[9] تا خداوند آن را كه در قضاى حتمى خود مقرر نموده است، اجرا فرمايد.
(وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً);[10] پروردگارت حكم نمود كه جز او كسى را نپرستيد و به والدين خود احسان نماييد.
(وَمَا كَانَ لِمُؤْمِن وَلاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً مُّبِيناً);[11] هيچ مرد و زنى را، در كارى كه خدا و رسول حكم كنند، اراده و اختيار نيست.
(وَ اللّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ);[12] و خداوند عادلانه قضاوت مى كند.
(وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ);[13] و آب فرو نشست و كار پايان يافت.
(فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ);[14] موسى مشتى به او زد و كارش را تمام كرد.
(وَلاَ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ);[15] و نسبت به قرآن عجله نكن، قبل از آن كه وحى خداوند به سوى تو پايان پذيرد.
مطالبى كه از آيات مذكور در باب قضاى الهى به دست مى آيد به شرح ذيل است:
1. قضاى الهى، همانند تقدير، فراگير و شامل همه ى حوادث و موجودات، حتى امور اختيارى است.
2. كلمه ى قضا در آيات ذكر شده، به معناى گوناگونى به كار رفته است كه عبارت اند از:
الف) قضا به معناى اراده ى الهى، مانند: (وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ);[16]زيرا اين آيه شبيه آيه ى (إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ)[17] است.
ب) حكم تشريعى، مانند: (وَ قَضى رَبُّكَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِيّاهُ)
ج) قضاوت و داورى، مانند: (وَ اللّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ)
د) به معناى تمام كردن و پايان دادن; مانند ساير آيات فوق.
3. قضا، به معناى اتمام كار، با افعال اختيارى منافاتى ندارد; زيرا اتمام كار به دست خداست، يعنى همه ى كارها به دست اوست; و همان گونه كه در توحيد افعالى گذشت، فاعليت ساير موجودات در طول فاعليت خداوند است و هيچ كدام از آنها استقلالى در وجود و افعال خود ندارند; پس همه چيز از آن خداست و اين تفسير به هيچ وجه به معناى سلب اختيار و اراده ى انسان ها نيست; به عبارت ديگر، هرگاه علت تامه محقق بشود، معلول، بالضروره تحقق مى يابد; و اتمام و ضرورت معلول، زمانى است كه علت تامه موجود گردد; و يكى از اجزاى علت تامه، كه آخرين جزء محسوب مى شود، اراده و اختيارِ موجود مختار در افعال اختيارى است; ولى بر اساس توحيد افعالى، كه همه ى موجودات عين الربط الى الله هستند و هيچ استقلالى از خود ندارند، قضا و اتمام نهايى كار به دست حق تعالى است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. فرقان: 2.
[2]. يس: 38.
[3]. يس: 39.
[4]. مؤمنون: 18.
[5]. فصّلت: 10.
[6]. حجر: 60.
[7]. بقره: 117; و آل عمران: 47; مريم: 35 و غافر: 68.
[8]. زمر: 42.
[9]. انفال: 44.
[10]. اسراء: 23.
[11]. احزاب: 36.
[12]. غافر: 20.
[13]. هود: 44.
[14]. قصص: 15.
[15]. طه: 114.
[16]. بقره: 117.
[17]. يس: 82.
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

چگونه مي توان خود را از عذاب خداوند به دور داشت در حالي که آن گونه كه از روايات به دست مي آيد، وقتي عذاب مي آيد خوب و بد همه را در بر مي گيرد؛ در اين صورت چه بايد كرد؟

بعضي از مخترعين مثل مخترع برق خدمات بزرگي براي بشريت انجام داده اند آيا زحمات ايشان به صرف اين که مسلمان نبوده اند از جانب خداوند ناديده گرفته مي شود؟

الف: اگر مرگ و زندگي در دست خداوند است، نظريه­هاي پزشکي که مي­گويند انسان اگر واجد اين خصوصيات باشد، طول عمرش اين مقدار است و يا فلان انسان تا اين مدت مي تواند زندگي کند، چه مي شود؟ و نيز اگر مرگ و زندگي در دست خدا است، احتياط در رانندگي و امثال اين امور چه معنا دارد؟ ب) قضا و قدر الهي به چه معنا است؟

معناي واژه، اختيار، قضا، قدر و ظلم چيست؟

قضا و قدر را توضيح دهيد.

الف: اگر مرگ دست خداست پس عملكرد و نظرية‌ علمي علوم پزشكي در اين‌باره كه طول عمر و قد و قواره انسان‌ها از چند درصد به چند درصد افزايش مي‌يابد در محدودة‌ خاص عمري و قد و اندازه خاص بدون تغيير نيست؟ ب: قضا و قدر چه معنائي دارند و اگر دست خداست احتياط در رانندگي و امثال آن چه مفهومي دارد؟

انسان كه راهي را برمي‎گزيند (راه خدا يا راه شيطان) و اعمالي كه انجام مي‎دهد چه اعمالي خوب و يا بد، آيا اين سرنوشت خوب و بد را خداوند از قبل براي انسان رقم زده است يا خود انسان براي خود برمي‎گزيند؟

در فلسفة بلايا گفته شده كه خداوند مي خواهد بندگانش را آزمايش كند آيا راههاي ديگري غير از بلايا وجود ندارد كه آزمايش كند و انسان معمولاً در اوقات سختي و مشقت بيشتر به ياد خداست و در ايام رفاه، آسايش و ... غفلت دارد پس چرا در رفاه او را آزمايش نمي كند؟

در متون ديني بعضي از اعمال باعث جهنمي شدن آدم مي شود مثل عاق والدين بعضي اعمال باعث بهشتي شدن آدم مي شود مثل کفالت يتيم يا شاد کردن يتيم حال شخصي كه هر دوي اين اعمال را انجام مي‌دهد عاق والدين را با نهايت شقاوت و كفالت يتيم را با نهايت اخلاص، تكليف او در جهان آخرت چيست؟

آيا مي توان اين نظريه را قبول كرد كه در عالم هميشه و همه جا يك عده خوب و يك عِدّه بد هستند؟

زلزله بالاي هفت ريشتر در ژاپن هيچ گونه فاجعة انساني در بر ندارد, بهتر نيست ما زلزله را يك امر طبيعي قلمداد كنيم و منازلمان را ضد زلزله بسازيم, تا جلوي اين فاجعه‌ها و كشتارها و خرابي‌ها را بگيريم؟

افراد ناقص الخلقه و ولدالزنا، چرا اين طور شده‏اند و چه تقصيري دارند؟

آيا شخصيّت و موقعيّت افراد، در كيفر و پاداش آنها مؤثّر است؟

چرا خداوند انسان‏ها را متفاوت آفريده و آيا اين تفاوت‏ها ظلم نيست؟

عدالت خداوند را که يکي از اصول دين ما است به صورت شفاف و با ذکر مثال توضيح دهيد؟

آيا تفاوت يك مسلمان با كافر فقط در گفتن همان دو جمله مخصوص است؟

رابطة ‌استخاره با قضا و قدر چيست؟

با توجه به اين اصل قرآني که اجل هر کس از پيش مقرر شده و تا زماني که فرا نرسد کسي نخواهد مرد، کساني که اقدام به خودکشي مي کنند، اگر در اقدامشان موفق شوند و بميرند، يعني اجلشان رسيده بوده، اگر موفق نشوند، يعني اجلشان فرا نرسيده بوده. پس گناهي متوجه آن ها نبايد باشد، چون مرگ و زندگي او بسته به کار خودش نيست، بلکه بسته به اجلش هست. بنابر اين چرا مي گويند خودکشي گناه است؟

با وجود تقدير (قضا و قدر) الهي تلاش هاي من براي رسيدن به سعادت مفهومي ندارد، چون از قبل معلوم است که من اهل بهشتم يا جهنم، دنيا مزرعه آخرت است، هم معنا ندارد، همان گونه که دعا کردن تأثيري ندارد؟

از حضرت علي ـ عليه السلام ـ دو داستان نقل شده است: يكي اين كه ايشان روزي از زير ديواري كه در حال خراب شدن بود كنار رفتند. عده‌اي گفتند از قضاي الهي فرار مي‌كني؟ حضرت فرمود: از قضاي الهي به قدر الهي فرار مي‌كنم. ديگر آنكه، روزي ايشان زير ديوار شكسته‌اي نشسته بودند و قضاوت مي‌كردند،‌يكي از حضار گفت: ديوار در حال فرو ريختن است، حضرت فرمود: اجل آدمي نگهبان اوست. لطفاً بفرمائيد اين دو حديث چگونه قابل جمع است؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما