|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
پاسخ اجمالی:
اسلام یک دین زنده و جهان شمول است که داعیۀ رهبری، هدایت و نجات تمام انسان ها در سراسر جهان و در تمام زمان ها را دارد. به همین دلیل از روز اول مورد خشم و غضب و کینۀ دشمنان متعددی بوده است. از این رو باید در مقابل دشمنان خود برنامه های ویژه داشته باشد تا از شرّ آنان در امان بماند و به اهداف بلند خود نائل آید. اسلام دین هدایت است و ارشاد همۀ انسان ها حتی مشرکان و کفار را وظیفۀ خود می داند و در برخورد با همۀ دشمنان ابتدا از راه ارشاد و نصیحت و دعوت به سوی عدل و ایمان وارد می شود اگر دعوت را پذیرفتند و ایمان آوردند هیچ جنگی با آنان ندارد. حتی اگر ایمان نیاوردند و بر دین خود باقی ماندند اما شرایط اسلام را پذیرفتند که مانع تبلیغ اسلام نشوند، علیه مسلمانان توطئه نکنند و ...باز اسلام با آنان نبردی ندارد. جنگ اسلام با دشمنانی است که آشکار و نهان با اسلام اعلان جنگ داده اند. اسلام نبرد بین کفر و ایمان و حق و باطل را یک نبرد طولانی بلکه دائمی می داند، تا زمانی که کفر، نفاق، بتپرستی، ظلم، فتنه و... بر صفحه جهان باقی نماند.
در یک تقسیم بندی دشمنان اسلام را می توان به سه دسته تقسیم کرد: 1.اهل کتاب 2.مشرکان (بت پرستان) 3. منافقان. هر یک از آیاتی که در سؤال خود به آنها اشاره کرده اید در باره گروهی خاص است. در آیه 29 سوره توبه برنامه اسلام در برخورد با کافران اهل کتاب بیان شده است.
آیه 5 سوره توبه در باره مشرکان و بت پرستانی است که توبه نکرده اند. مساله آزادی مذهبی؛ یعنی ترک اجبار پیروان مذاهب دیگر برای پذیرش اسلام، منحصر به ادیان آسمانی و اهل کتاب مانند یهود و نصاری است، و شامل بت پرستان نمیشود.
آیات 89-91 سوره نسا در باره منافقین نازل شده است و این شدت عمل نسبت به این دسته از دشمنان به خاطر آن است که نجات یک جامعه زنده از چنگال دشمنان دوستنما و جاسوسان خطرناک، راهی جز این ندارد.
نکته قابل توجه این که جنگ و نبرد اسلام با همه دشمنان خود یک نبرد جوانمردانه است که اسلام تمام اصول انسانی در آن را رعایت می کند.
پاسخ تفصیلی:
اسلام یک دین زنده و جهان شمول است که داعیۀ رهبری، هدایت و نجات تمام انسان ها در سراسر جهان و در تمام زمان ها را دارد. به همین دلیل از روز اول مورد خشم و غضب و کینۀ دشمنان متعددی بوده است. کسانی که هیچ گونه سازگاری با اسلام ندارند و هیچ گاه وجود اسلام را به عنوان یک آئین زنده و پویا تحمل نمی کنند؛ زیرا منافع خود را در تضاد با آن می دانند و مترصد فرصتی هستند تا اسلام را برای همیشه از صحنه بیرون کنند. حال اسلام چه واکنشی باید در مقابل دشمنان از خود نشان دهد؟ قطعاً باید برای دفع خطر چنین دشمنانی برنامه مناسب داشته باشد تا بتواند به حیات خود ادامه داده و به اهداف عالی خود که همان نجات و هدایت بشریت است نائل گردد؛ همانند درختی که برای رشد علاوه بر در اختیار داشتن آب و مواد غذایی لازم است از آفات نیز به دور باشد و گرنه نه تنها رشدی نخواهد داشت که ممکن است حیاتش هم به خطر بیفتد. براین اساس است که موضع اسلام در مقابل دشمنان خود بویژه در مقابل سران و عوامل اصلی آنان یک موضع حساب شده است که صادقانه این موضع را اعلام نموده تا دوست و دشمن تکلیف خود را بدانند. براین اساس همواره پیروان خود را به تحصیل آمادگی کامل برای نبرد و برتری جوانمردانه بر آنان دعوت کرده است. اسلام دین هدایت است و ارشاد همه انسان ها حتی مشرکان و کفار را وظیفه و تکلیف خود می داند و در برخورد با همۀ دشمنان ابتدا از راه ارشاد و نصیحت و دعوت به سوی عدل و ایمان وارد می شود اگر دعوت را پذیرفتند و ایمان آوردند هیچ جنگی با آنان ندارد. حتی اگر ایمان نیاوردند و بر دین خود باقی ماندند اما شرایط اسلام را پذیرفتند که مانع تبلیغ اسلام نشوند، علیه مسلمانان توطئه نکنند و ...باز اسلام با آنان نبردی ندارد؛ مانند همه غیر مسلمانانی که سالیان دراز در کنار پیامبر اسلام و خلفا با آرامش کامل تحت ذمه اسلام زندگی می کردند و از خدمات اسلام بهرمند بودند. جنگ اسلام با دشمنانی است که آشکار و نهان با اسلام اعلان جنگ داده اند. اسلام نبرد بین کفر و ایمان و حق و باطل را یک نبرد طولانی بلکه دائمی می داند، تا زمانی که کفر، نفاق، بتپرستی، ظلم، فتنه و.... بر صفحه جهان باقی نماند.
در حقیقت" اسلام" با کفر دو نوع پیکار دارد: یکی پیکارهای مقطعی است مانند غزواتی که پیامبر (ص) با دشمنان داشت که بعد از پایان هر جنگ شمشیرها به غلاف میرفت، و دیگر پیکار مستمری است که با" شرک و کفر و ظلم و فساد" دارد، و این امری است مستمر تا زمان گسترش حکومت عدل جهانی به وسیله حضرت مهدی (ع).[1]
در یک تقسیم بندی دشمنان اسلام را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1.اهل کتاب
2.مشرکان (بت پرستان)
3. منافقان
هر یک از آیاتی که در سؤال خود به آنها اشاره کرده اید در بارۀ دسته ای خاص از دشمنان اسلام است. اسلام با آگاهی کامل از ماهیت هر سه گروه و با توجه به تفاوت هایی که با هم دارند برای مقابله با هرکدام برنامۀ خاصی را اعلام کرده است و مبارزه با هر کدام از آنها به تناسب دارای شدت و ضعف هایی است.
1. اهل کتاب: در آیه 29 سورۀ توبه برنامه اسلام در برخورد با کافران اهل کتاب بیان شده است. درحقیقت اسلام برای آنها یک سلسله احکام حد وسط میان" مسلمین" و" مشرکین" قائل شده است، زیرا اهل کتاب از نظر پیروی از یک دین آسمانی شباهتی با مسلمانان دارند، ولی از جهتی نیز شبیه به مشرکان هستند، به همین دلیل اجازۀ کشتن آنها را نمیدهد در حالی که این اجازه را در بارۀ بت پرستانی که مقاومت به خرج میدادند، میدهد؛ زیرا برنامه، برنامه ریشه کن ساختن بت پرستی از روی کرۀ زمین بوده است؛ ولی در صورتی اجازه کنار آمدن با اهل کتاب را میدهد که آنها حاضر شوند به صورت یک اقلیت سالم مذهبی با مسلمانان زندگی مسالمتآمیز داشته باشند، اسلام را محترم بشمرند و دست به تحریکات بر ضد مسلمانان و تبلیغات مخالف اسلام نزنند، و یکی دیگر از نشانههای تسلیم آنها در برابر این نوع همزیستی مسالمتآمیز آن است که" جزیه" را که یک نوع مالیات سرانه است، بپذیرند و هر ساله مبلغی مختصر ( حدود و شرایط آن در جای خود بیان شده است) تحت این عنوان به حکومت اسلامی بپردازند. در غیر این صورت اجازه مبارزه و پیکار با آنها را صادر میکند.[2]
2. مشرکان (بت پرستان): آیه 5 سورۀ توبه در بارۀ مشرکانی است که توبه نکرده اند و این شدت عمل به خاطر آن است که برنامۀ اسلام ریشه کن ساختن بت پرستی از روی کرۀ زمین بوده، و مساله آزادی مذهبی؛ یعنی ترک اجبار پیروان مذاهب دیگر برای پذیرش اسلام، منحصر به ادیان آسمانی و اهل کتاب مانند یهود و نصاری است، و شامل بت پرستان نمیشود، زیرا بت پرستی مذهب و آئین نیست که محترم شمرده شود، بلکه انحطاط، خرافه، انحراف و بیماری است که به هر حال و به هر قیمت باید ریشه کن گردد.
این شدت و خشونت نه به مفهوم این است که راه بازگشت به روی آنها بسته شده باشد، بلکه در هر حال و در هر لحظه بخواهند میتوانند جهت خود را تغییر دهند، لذا بلافاصله اضافه میکند:" اگر آنها توبه کنند و به سوی حق باز گردند و نماز را بر پا دارند و زکات را ادا کنند، آنها را رها سازید"[3] و مزاحمشان نشوید. و در این صورت با سایر مسلمانان کمترین تفاوتی را ندارند و در همۀ احکام و حقوق با آنها شریکند.
" زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است"، و کسی را که به سوی او باز گردد، از در خود نمیراند (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).
سپس این موضوع را در آیه بعد با دستور دیگری تکمیل میکند تا تردیدی باقی نماند که هدف اسلام از این دستور تعمیم توحید و آئین حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه کردن اموال یا سرزمینهای دیگران،[4]
3. منافقان: آیات 89-91 سوره نسا در بارۀ منافقین نازل شده است و این شدت عمل که در آیۀ فوق نسبت به این دسته از منافقان نشان داده شده به خاطر آن است که نجات یک جامعه زنده که در مسیر یک انقلاب اصلاحی گام بر میدارد، از چنگال دشمنان دوستنما و جاسوسان خطرناک، راهی جز این ندارد.
این در حالی است که اسلام افراد غیر مسلمانی؛ همانند یهود و نصاری را با شرائطی تحت حمایت خود قرار داده، و اجازۀ هیچ گونه مزاحمت نسبت به آنها نمیدهد در مورد این دسته از منافقان این چنین شدت عمل به خرج داده است، و با این که آنان تظاهر به اسلام مینمودند دستور اسارت و حتی اعدام آنان را در صورت لزوم صادر کرده است، و این نیست مگر به خاطر آنکه این گونه افراد زیر پوشش اسلام میتوانند ضربههایی بزنند که هیچ دشمنی قادر بر آن نیست![5]
نکته قابل توجه این که جنگ و نبرد اسلام با همه دشمنان خود یک نبرد جوانمردانه است که تمام اصول انسانی نظیر حقوق زنان، کودکان، بیماران، مناطق مسکونی،اسیران، حیوانات،کشتزارها و ... در آن رعایت می شود.[6] علاوه بر اینکه اسلام و عقل اجازه می دهد که در مقابل دشمن توطئه گر خشونت به خرج داده شود اما در موارد متعددی پیامبر اسلام (ص) در کمال قدرت از این حق خود و مسلمانان چشم پوشی می کردند و با رحمت و مهربانی دشمنی ها و ظلم ها و جنایات آنها را می بخشیدند و یک نمونه از این بخشش در حال قدرت در جریان پیروزی مسلمانان بر مشرکین و فتح مکه بود که سال ها از هیچ گونه آزار و اذیتی در حق پیامبر و مسلمانان کوتاهی نکرده بودند و عدۀ زیادی از مسلمانان را در جنگ ها به شهادت رسانده بودند و انتظار انتقامی سخت را داشتند اما نبی مکرم اسلام (ص) بعد از فتح مکه دستور داد تا مسلمانان ندا در دهند:" الیوم یوم المرحمه"[7]، یعنی امروز روز گذشت و بخشش است. و همه مشرکان در کمال ناباوری دیدند که پیامبر همه کارهای گذشته آنان را نادیده گرفت و آنان را بخشید.
بنا بر این برنامه جهاد اسلام با دشمنان و کافران (غیر از بت پرستان) برای مبارزه با دین و عقیده آنان نیست چرا که اسلام این مبارزه را با منافقان هم دارد. بلکه انگیزه و هدف جهاد از بین بردن توطئه ها و موانعی است که در مسیر پیشرفت اسلام ایجاد می کردند. از طرف دیگر می بینیم غیر مسلمانانی که شرایط اسلام را رعایت می کردند با همان عقیده خود آزادانه در پناه قدرت اسلام در کنار مسلمانان زندگی می کردند و در مواقع زیادی با پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) به سؤال و جواب و بحث و مناظره در باره مسائل دینی خود می پرداختند و بر دین خود باقی بودند.
اما با توجه به این که بت پرستی مذهب و آئین نیست؛ بلکه انحطاط، خرافه، انحراف و بیماری است از این رو جهاد اسلام با این گروه علاوه بر این که برای از بین بردن توطئه ها و موانعی است که در مسیر پیشرفت اسلام ایجاد می کردند همجنین برای از بین بردن افکار منحط آنها نیز می باشد که به هر حال و به هر قیمت باید ریشه کن گردد.
برای آگاهی بیشتر نک:
1. سؤال 196 (سایت: 1161)، نمایه: ایمان و امر به معروف و... و جهاد ابتدایی.
2. سؤال 113 (سایت: 1347)، نمایه: مسئولیت پیامبر (ص) در قبال ایمان مردم.
3. سؤال 130 (سایت: 1237)، نمایه: جبر و اختیار.
4. سؤال 57 (سایت: 293)، نمایه: دین و اکراه.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مکارم شیرازی ، ناصر، تفسیر نمونه، ج21، ص402، دار الکتب الإسلامیة، ، تهران، 1374 ش.
[2] تفسیر نمونه، ج 7، ص 351.
[3] توبه، 5 "فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ".
[4] تفسیر نمونه، ج 7، ص 293.
[5] تفسیر نمونه، ج4، ص 52 .
[6] تمیمی مغربی،نعمان بن محمد، دعائمالإسلام، ج 1، ص 375، دار المعارف ، مصر، 1385ه ق، ذکر قتال المشرکین.
[7] مقریزی ،امتاع الاسماع، ج 8،ص 386،دار الکتب العلمیه،بیروت،الطبعة الاولی،1999/1420؛ابن عبد البر، الاستیعاب،ج 2،ص 598، دار الجیل،بیروت، الطبعة الاولی،1992/1412.
منبع: سایت اسلام کوئیست
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|