|
يقين به خداوند اقسامى دارد و براى رسيدن به هر يك، راهى ويژه را بايد پيمود: الف) يقين عقلى و نظرى (علم اليقين): اين مرحله اولين مرتبه يقين و نيل به آن كمال قوت نظرى است. براى رسيدن به اين مرتبه بايد جهاد و خيزش علمى كلامى و فلسفى نمود و با تحقيقات و كاوشهاى پردامنه، ادله گوناگون مربوط به وجود خدا و مباحث مربوط به صفات و اسما را بررسى و حجاب شبهات را يكى پس از ديگرى خرق نمود تا بتوان از پرتو خورشيد تابان معرفت بهره گرفت. در اين زمينه مطالعه كتابهاى زير سودمند است: 1- بهترين راه شناخت خدا، محمدى رى شهرى 2- آفريدگار جهان، مكارم شيرازى 3- اثبات وجود خدا، چهل تن از دانشمندان 4- خدا در قرآن، شهيد بهشتى 5- اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5، علامه طباطبايى- شهيد مطهرى 6- كليات فلسفه، ترجمه: دكتر مجتبوى 7- علل گرايش به ماديگرى، شهيد مطهرى ب) يقين قلبى و شهودى: در اين مرحله به جاى سير با پاى چوبين استدلال، با بال تزكيه و تصفيه نفس از جميع رذايل و خبائث از جمله: خودبينى و دنياپرستى- كه امالرذائل است- و با آراستن دل به جميع اوصاف محموده و عبادت و بندگى خالصانه مىتوان خدا را با تمام وجود يافت. به قول حافظ:
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس ورنه هر كو ورقى خواند معانى دانست
از اين رهگذر به آن جا توان رسيد كه اميرالمؤمنين (ع) فرمود: انى لم اعبد ربا لم اره خدايى را كه نبينم بندگىاش نمىكنم». اين كشف شهودى و احساس باطنى نيز مراتبى دارد كه اول آن «عيناليقين» و آخر آن «حقاليقين» است وهر يك از آن دو را نيز درجاتى است بيشمار. آن كه به چنين جايگاه رفيعى رسيد ديگر جهان شگفت خلقت را دليل و مقدمه بر اثبات وجود خدا قرار نمىدهد بل به كشف لمى با رؤيت جمال و كمال حق مخلوقات را كه چيزى جز فعل او و در عين ربط و تعلق به او نيستند باز خواهد شناخت. چنان كه اباعبدالله (ع) در دعاى شريف عرفه به محضر حق عرضه داشت:. كيف يستدل عليك بما هو فى وجوده مفتقر اليك ايكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتى تكون الاثار هى التى توصل اليك عميت عين لاتراك عليها رقيبا چگونه بر تو به چيزى استدلال شود كه در وجود به تو نيازمند است؟ آيا غير تو ظهورى افزون بر تو دارد تا آشكار كننده تو باشد؟ راستى كى پنهان گشتهاى تا نيازمند دليل براى راهنمايى به سويت باشى؟ و كى دور گشتهاى تا آثار و نشانهها رساننده به سويت باشند؟ آه چه نابينا است چشمى كه تو را مراقب خود نبيند».
|