|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
ابتدا بايد معناى حب روشن شود و سپس تعريف حب اهل بيت و ائمه اطهار (ع). حب يعنى رغبت و ميل انسان به چيزى اگر اين ميل باطنى و رغبت دل به چيزى شديد و قوى شود آنراعشق مىنامند (با استفاده از مجمع البحرين، طريحى، ج 2، ماده حبب) تعريف حب اهل بيت (ع) را بايد از خود روايات اخذ كرد در روايتى، رسول اكرم (ص) مىفرمايند: لا يؤمن احدكم حتى اكون احب اليه من ولده و والده و الناس اجمعين هيچكس از شماها ايمان ندارد مگر اين كه من نزد او از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوبتر باشم.(1). حضرت ابتدا اصل ايمان را مشروحاً به حب خود مىدانند و سپس در ضمن آن حب خود را توضيح مىدهند در روايتى ديگر حضرت براى حب خود مرتبه بالاترى را مىفرمايند: لايومن عبد حتى اكون احب اليه من نفسه و يكون عترتى احب اليه من عترته و يكون اهلى احب اليه من اهله و يكون ذاتى احب اليه من ذاته هيچ بندهاى ايمان ندارد مگر اين كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم و ذريه من پيش او از ذريه خودش محبوبتر باشد واهل من پيش او از اهل خودش محبوبتر باشد و ذات من پيش او از ذات خودش محبوبتر باشد.(2). در اين روايت هم حضرت شرط ايمان را حب خود و اهل بيت خود مىدانند و هم تنها به مرتبه پايين حب اكتفا نمىكنند بلكه مرتبه بالاى آن را مىفرمايند زيرا يك انسان طبيعى و عادى خودش پيش خودش از همه محبوبتر است سپس فرزندان و سپس نزديكان ولى انسان فوق طبيعى وقتى در حب كسى به مرتبه بالاى آن مىرسد آن كس را بر خود و فرزندان و نزديكان و همه ترجيح مىدهد و اين همان مرتبه شديد و قوى حب است كه به آن عشق مىنامند بنابراين حب اهل بيت و ائمه اطهار (ع) بايد در اين حد اعلى باشد و اگر هر اندازه از اين حد پايينتر باشد به همان اندازه ايمان نقص و كاستى دارد به عبارت ديگر درجات ايمان با درجات حب پيامبر اكرم واهل بيت (ع) سنجيده مىشود. حب عملى اهل بيت (ع) امام محمد باقر (ع) مىفرمايند: يا جابر بلغ شيعتى عنى السلام و اعلمهم انه لا قرابه بينا و بين الله غزوجل و لا يتقرب اليه الا بالطاعة يا جابر من اطاع الله و احبنافهو ولينا و من عصى الله لم ينفعه حبنا اى جابر از طرف من به شيعه من سلام برسان و به آنهااعلام كن كه هيچ قرابت وخويشاوندى بين ما و خداى عزوجل نيست و فقط با طاعت و بندگى به درگاه الهى تقرب جسته مىشود اى جابر هر كس اطاعت خدا را كند و (همراه آن) به مامحبت ورزد و دوست و محب ما مىباشد و هركس معصيت خدا را كند حب ما برايش نافع نمىباشد.(3).
بنابراين اولين شرط حب اهل بيت (ع) اطاعت حق تعالى وپرهيز از گناه مىباشد ممكن است درجه پايين محبت يعنى همان ميل باطنى و رغبت درونى را داشته باشد ولى عملاً اهل معصيت هم باشد چنين حبى سود بخش نيست. (لازم به يادآورى است معصيتهاى اتفاقى كه بعدش توبه هم باشد باعث نمىشود كه حب اهل بيت (ع) سودى نبخشد.) روايتى از حضرت على كه مىفرمايند: انا مع رسول الله (ص) و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فليأخذ بقولنا و ليعمل بعلمنا من با رسول الله (ص) در حالى كه عترت من هم با من هستند بر حوض (كوثر) اشراف داريم پس هر كس ما را مىخواهد هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را عمل كند»،(4). بنابراين اين حب بايد در عمل متجلى شود.
راههاى عملى كسب حب اهلبيت (ع): 1- معرفت اهل بيت (ع): در سايه معرفت امام به كمالات و ويژگىهاى منحصر به امام بيشتر واقف مىگرديم و اين وقوف خود فطرتاً شيفتگى و محبت نسبت به اهل بيت (ع) را در پى دارد. امام صادق (ع) مىفرمايند: الامام علم بين الله عزوجل و بين خلقه، فمن عرفه كان مومناً و من انكره كان كافراً امام آن شاخص (و دليل و راهنماى) آشكار است كه بين خداى عزوجل و خلقش قرار گرفته، پس هر كس او را شناخت مؤمن مىگردد و هر كس او را انكار كرد (و نشناخت) كافر مىگردد»،(5).
مؤمن بودن فرع بر شناختن امام است از طرفى ايمان عين حب و بغض است امام محمد باقر (ع) مىفرمايند: الايمان حب و بغض ايمان حب و بغض است»،(6). حب به تمامى خوبىها و كمالات و. و بغض از همه بدىها، كژىها و. پس در پرتو شناخت و معرفت ايمان حاصل مىشود و ايمان هم جز حب و بغض نيست. نتيجه اين مىشود كه يكى از راههاى عملى مهم كسب حب اهل بيت (ع) معرفت آن بزرگواران است.
2- اطاعت از اهل بيت (ع): اگر كسى شناخت لازم و كافى به اهل بيت (ع) پيدا كرد اطاعت از آنان را بر خود لازم مىداند ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نيست در اين صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان عصيان شود، عصيان هم به هر اندازه باشد به همان اندازه كدورت و بغض مىآورد. كدورت و بغض هم ضد صفا و حب است، پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصيان شود به همان اندازه بغض و كدورت نسبت به آنان در دل ايجاد مىشود و برعكس هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود به همان اندازه حب و صفا به آنان دل را فرا مىگيرد. امام رضا (ع) مىفرمايند: اللهم انى اسئلك. العمل الذى يبلغنى حبك. الها از تو آن عملى را مسألت مىكنم كه حب خودت را به من برساند»،(7). بنابراين يكى از راههاى عملى وصول به حب اصل عمل و طاعت عملى مىباشد.
3- توسل با حال: در سايه شناخت امام مىفهميم همه چيزمان به امام وابسته است. واسطه فيض و كمال و همه چيزمان امام مىباشد(8) اگر توسل بعد از شناخت و با حال همراه باشد ترنم عاجزانه و عاشقانهاى است كه حب را در دل بيش از پيش مىپروراند.
4- تولى و تبرى: دو اصلى كه با حب اهل بيت (ع) تأثير متقابل دارند يعنى، حب اهل بيت (ع) تولى (و دوستى با دوستان خدا و آنان) و تبرى (و بىزارى از دشمنان خدا و آنان) را مىآورد و تولى و تبرى هم محبت اهل بيت (ع) را در پى دارد.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: 1- فلسفه امامت، دكتر يحيى يثربى 2- رهبران بزرگ، آيتاللهمكارم شيرازى
پىنوشت
(1) (ميزان الحكمه، ج 2، ص 236، ر 3197)
(2) (همان، ر 3199)
(3) (همان، ص 238، ر 3211)
(4) (همان، ر 3212)
(5) (همان، ج 1، ص 170، ر 839)
(6) (همان، ج 2، ص 214، ر 3095)
(7) (همان، ر 3093)
(8) (براى آشنايى بيشتر ترجمه زيارت جامعه كبيره را مطالعه كنيد)
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|