|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
ائمّه اطهار(عليهم السَّلام) نوروز را به روزى كه خداوند در آن معبود و مسجود شده و دين و امر خداوند در آن ظاهر و غالب شده است، تفسير كردهاند.
اين معنا از احاديثى كه از اميرالمؤمنين على(ع) روايت شده است، كاملا به دست مىآيد چنانكه آن حضرت فرمود: «هر روزِ ما نوروز است.» [12] ،چون ائمّه اطهار(عليهم السَّلام) همواره به طاعت و پرستش خداوند مشغولند.
يا در حديثى ديگر فرمود: « چيزى براى ما اختيار كنيد كه در اين صورت هر روزتان نوروز است.» [13] و يا در حديثى ديگر فرمود: «اگر قدر بدانيد، هر روز نوروز است.» [14] ؛يعنى اگر معصيت خداوند نكنيد و قدر عمر خود را بدانيد و هر روز پيشرفتى داشته باشيد، آن روزتان نو و تازه است و الّا اگر پيشرفت نداشته باشيد، پيداست كه اين روز همان روز گذشته مى شود و در اين صورت نه نوروز بلكه كهنه روز خواهد بود.
چنانكه در حديث آمده است كه: «هركس دو روزش باهم مساوى باشد،زيان كرده است.» [15]
و بالاخره كلام گهربار على(ع) كه فرمود: «هر روز كه در آن معصيت نكنيد، آن روز عيد است.» [16] در باره نوروز هم همين حكم صادق است.
بنابر اين از ديدگاه ائمّه اطهار(عليهم السَّلام) هر روز كه در آن معصيت خداوند نشود بلكه در آن روز امر دين خداوند ظهور و تبلور داشته باشد، آن روز نوروز است. به همين خاطر امام صادق(ع) آن ايّام را نوروز خواند، چون در غدير خم امر خداوند ظاهر و غالب و دين او كامل شد و يا در جنگ نهروان كه على(ع) پيروز شد، دين خدا پيروز شد و به اين سبب خداوند عبادت شد.
و يا روز نزول جبرئيل بر پيامبر اكرم(ص) به اين خاطر نوروز است كه سرآغاز توحيد، عبادت خداوند و دورى از شرك و جهالت است.
و بالاخره اگر روز ظهور مهدى(ع) نوروز ناميده مى شود، به خاطر پيروزى كامل دين خداوند بر شرك و نفاق مى باشد و به همين خاطر روزى تازه و نو ناميده مى شود، چون دنيا روزى تازه را شروع مى كند و باری،اگر تمام اين امور كه در حديث ذكر شده، نوروز ناميده مى شود به این خاطر است كه دنيا با اين اتّفاقات مهم، روزى جديد و تازه را آغاز
مى كند. به همين اعتبار (22 )بهمن(1357)را هم بايد نوروز بناميم.
بنابراين به اين نتيجه مى رسيم كه نوروز در احاديث، روز خاصّى از سال نمى باشد. پس نمى توانیم براى اثبات مدّعاى خود به احادیث یاد شده تمسك بجوييم، که مدّعاى ما نوروز معروف و مشهور در موقعى خاص از سال است.
نوروز سند افتخار ايرانيان
امّا تحقيق مطلب اين است كه با توجّه به سؤال و جواب راويان به نظر مى رسد كه مقصود از نوروز، همان روز خاص است. مثلا «مُعَلَّى» مى گويد:
«در روز نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم. امام سؤال كرد: «آيا اين روز را مى شناسى؟»
مُعَلَّى: «اين روزى است كه ايرانيان آن را تعظيم مى كنند و در آن به همديگر هديّه مى دهند.»
امام(ع): «قسم به خانه كعبه كه در مكّه است، اين روز [بزرگ] نمى باشد مگر به خاطر يك امر كهن.» و يا جملات پايانى حديث امام(ع) كه مى فرمايد:
«هيچ نوروزى نمى باشد جز این كه ما در آن فرج را انتظار داريم، براى اين كه آن از ايّام ما و ايّام شيعيان ماست [18] كه ايرانيان آن را حفظ كرده اند و شما (اعراب) آن را تباه كرده ايد.»
اينها همه شاهد بر اين مطلب است كه از نوروز روز خاصّى را اراده كرده اند كه همان نخستین روز سالِ ايرانيان باشد. حتى در بعضى از احاديث تصريح شده است كه نوروز اوّلین روز سال ايرانيان است.
پيداست نوروزى كه ايرانيان آن را از قديم الأَيام حفظ كرده اند، جز همان عيد نوروز معروف و مشهور روز ديگرى
نمى باشد.
پس اين شبهه كه منظور از نوروز در احاديث، نوروز «وصفى» است نه نوروز «علمى»، بى مورد است.
همين جواب را مى شود در مورد احاديث مروى از على(ع) هم داد چون على(ع) اين سخنان را براى كسى كه در روز نوروز براى حضرت فالوده برده بود، بيان داشتند. مطلبى كه از اين احاديث استفاده مى شود، اين است كه نوروز در طول اعصار مختلف به وسيله وقوع تحوّلات بزرگ دينى و اجتماعى در آن، همواره روح و حيات تازه اى گرفته است به نحوى كه آن تحوّلات شايسته بوده اند كه آن روز را نوروزى ديگر بناميم.
شايد كسانى كه جلوس جمشيد بر تختِ پادشاهى [19] و يا ورود او به آذربايجان را [20] علّت پيدايش نوروز
مى دانند، همين مطلب را در نظر داشته اند؛ يعنى چون تجديد آیين ايزد پرستى در روزگارى كه صابئين پادشاه زمان را هم به پيروى از خود وادار كرده بودند، در نظر مردم بسيار با اهميت و بزرگ جلوه كرد، آن روز را نوروز خواندند.
و همين باعث شد كسانى كه اطّلاع دقيقى از تاريخ پيدايش نوروز نداشتند، آن روز را علّت پيدايش نوروز بدانند؛ غافل از اين كه نوروز از زمان حضرت آدم(ع) موجود بوده است.
در واقع منظور از خواندن چنين ايّامى به «نوروز» نه اين بوده كه آنها اين امر را منشأ پيدايش نوروز بدانند، بلكه فقط خواسته اند، اهمّيت و عظمت آن روز را بيان و معرّفى كنند.
بنابراين با كمى دقّت به اين نتيجه مى رسيم كه احاديث، نوروز را به روزى كه براى تمام انسانها روزى نو و تازه است تفسير كرده اند، نه روزى نو و تازه براى هر كه در طول شب و روز فردى مؤمن و موفّقى بوده است. يعنى احاديث ،همان طور كه از مواردى كه برشمرده اند به دست مىآيد، به افراد و جزئيات زندگى روز مرّه آنها نظرى ندارند، بلكه به تحوّلات اجتماعى و سياسى كه بر تمام انسانها و عقايد آنها حكومت دارد نظر داشته و نوروز را از اين حيث تعريف و تفسير
مى كنند.
نوروز آئينه تمام نماى ولايت على(ع)
اشكال: برداشت مذكور با احاديث مروى از على(ع) مخالف است، چون احاديث در امور جزئى و فردى ظهوردارند، نه امور كلّى و عام.
جواب: امام على(ع) در شرایطی نبوده اند كه بتوانند مطلب را، آن گونه كه هست، بيان كنند؛ يعنى چنانكه از قرائن به دست مىآيد، دشمنان على(ع) و اولاد آن حضرت با نوروز مخالف بوده اند و علّت مخالفتشان هم با نوروز نه به خاطر اين بوده كه نوروز را از رسوم مجوسيان و كفّار مى دانسته اند، بلكه از این رو بوده كه مى ديده اند
اين روز از قديم الأَيّام در عالَم به نام على(ع) و اولاد آن حضرت معروف و مشهور بوده است.
دليل ما همان حديثى است كه «ابن عباس» از پيامبر اكرم(ص) نقل مى كند و در اين حديث پيامبر اكرم(ص) نوروز را نام على(ع) مى داند و مى فرمايد: در ميان ايرانيان اسم على(ع) نوروز است، يعنى ايرانيان در زمانهاى گذشته على(ع) را به نام نوروز مى شناخته اند و عيد بزرگ خود را به نام على(ع) متبرّک كرده اند.
البته ايرانيان اين عيد را از پيامبران و طبق حديثى كه از امام باقر(ع) نقل خواهيم كرد، از حضرت آدم(ع) به ارث بردهاند.
بنابراين علّت مخالفت اهل سنّت با عيد نوروز كاملا روشن مى شود و آن اين كه چون از پيامبر اكرم(ص) اين حديث و ده ها حديث مشابه ديگر را درباره نوروز و على(ع) شنيده بودند، با اين روز مخالفت مى كردند.
آنها مى دانستند كه اگر با نوروز مخالفت نكنند، بايد مقام خلافت و سرپرستى مسلمانان را كه به بهاى از دست دادن دين و آخرت خود به دست آورده بودند، از كف بدهند، چون حيات و گسترش اين عيد، حيات و گسترش امامت على(ع) را به دنبال داشت.
پيداست كه اين نکته يك پيام بزرگ داشت و آن اين كه از اوّل خلقت و آغاز حيات اولاد آدم(ع)، على (ع) را به عنوان وصى و كامل كننده دين پيامبر آخرالزّمان مى شناختند و به او اعتقاد داشتهاند.
و اگر آنها کُلاً با سنّت مخالف بودند، در نماز تكتف. [21] نمى كردند.
لذا آنها با نوروزى كه به روز ميثاق و پيمان بستن با توحيد، نبوّت و امامت ائمّه اطهار(عليهم السَّلام) تفسير شده است، مخالف هستند نه با نوروزى كه به هر روزِ پر خير و سعادت تفسير شود،
بنابراين على(ع) ناچار بود كه از تعريف نوروز واقعى دست بردارد و نوروز را گونه ای تفسير و تعريف كند كه با مذاق آنها سازگار باشند.
پس على(ع) در كلام خود تقيّه كرده اند و در صدد بيان نوروز واقعى نبوده اند
از جمله دلائلى كه بر تقيّه در زمان على(ع) دلالت مى كند، حديث امام صادق(ع) است كه فرمود: «شما (اعراب) نوروز را ضايع كرديد.»
از دیگر دلائلی كه دلالت مى كند بر این كه ائمّه اطهار(عليهم السَّلام) به خصوص على(ع) تقيّه مى كردند، حديثى است كه قبلا از «سنن بيهقى» نقل كرديم. در پايان اين حديث «ابو اسامه» مى گويد: «على كراهت داشت بگويد نيروز و به جاى نيروز گفت: «فيروز».
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|