|
دين الهي, محور وحدت مسلمانان جهان است؛ چنان كه علي (ع) هنگام نكوهش كوفيان ـ كه در برابر عامل معاويه يعني نعمان بن بشير بيتفاوت بودند ـ فرمود «... لاأَباً لَكم! ما تَنتظرون بِنَصركم رَبّكم؟ أَما دين يَجمعكم و لا حَميّه تُحمِشكم...» [اي بي اصل ها! در ياري پروردگارتان منتظر چه چيزي هستيد؟ آيا ديني نداريد كه شما را گرد آورد؟ يا غيرتي كه شما را به خشم آورد؟] (نهج البلاغه, خطبه39)
امير مؤمنان (ع) در اين خطبه, به وحدت آفريني دين تصريح ميكند؛ ليكن چون دين , در قرآن و سنّت پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) متبلور ميشود, بايد اين سه محور را بررسي نماييم.
محوريت رسول اكرم (ص)
امير مؤمنان (ع) در باره وجود پيامبر اسلام (ص) ميفرمايد
به بركت وجودش خداوند كينهها را دفن كرد و آتش دشمني ها را با او خاموش ساخت و به واسطه وجود او در ميان دلها اُلفت افكند «دَفن الله بهِ الضَّغائن وَ أَطفأ بِه الثَّوائر, أَلّف بِه إِخواناً...». (نهج البلاغه, خطبه 96)
انسان سالك إلي الله, همواره نيازمند اُسوه و الگوست تا عقايد و اخلاق و رفتار خود را بر عقيده و خلق و كردار او منطبق كند و چون رسول اكرم (ص) از لحاظ علمي و عملي سرآمد همه راهيان به سوي حق است, اُسوه همگان قرار ميگيرد و قلمرو اُسوه بودن او همسان منطقه رسالت او, جهاني خواهد بود.
خداي سبحان حضرت رسول (ص) را ابتدا به آداب خاص متأدّب ساخت, سپس او را اُسوه ديگران قرار داد و تمام جوامع بشري را به اقتداي به وحي امر كرد. همه اوامر علمي و عملي أن حضرت خواه در معراج و خواه در غير معراج و خواه به صورت وحي قرآني و خواه به صورت الهام و حديث قدسي, به عنوان تعليم كتاب و حكمت وتأديب به آداب الاهي است. رسول اكرم نيز در قبول آن مواهب غيبي, قابليت تمام داشت و همه فيض هايي را كه از مبدأ «تام الفاعليه» تنزّل يافت, دريافت كرد؛ مانند «خذ العفْو وَاْمُر بالعُرف وأَعرض عَن الجاهلين» اعراف /199 «وَمِن الّيل فَتَهجّد بِه نافِله لَك عسي أَن يَبعَثك رَبُّك مَقاماً مَحموداً». إسراء / 79
همچنين آياتي كه كمال هاي علميو عملي را در بردارند؛ مانند «شرح صدر», «تلقي قرآن از نزد خداوند به عنوان أُم الكتاب», «استقامت در برابر هر سانحه سنگين و رويداد دردناك», «هجرت و جهاد», «اجتهاد», «قيام به قسط و عدل و انصاف و...», همگي نشانه كمال انساني حضرت رسول اكرم (ص) است.
آن گاه خداي سبحان به تخلق آن حضرت به خُلق عظيم الاهي اشاره كرد و فرمود «وإنّك لَعلي خُلُقٍ عظيم» (سوره قلم, آيه 4) گرچه اين آيه, قبل از بسياري از آيات ديگر كه شارحِ اخلاقِ برجسته آن حضرت است, نازل شده است؛ ولي سير طولي بحث و نظم صناعي آن, همين است كه قبلاً اصل اتصاف به كمال حاصل شود, سپس تصديق به خلق عظيم محقّق گردد.
چون رسول اكرم (ص) داراي خلق عظيم است, سنت و سيرت و همه شوؤن زندگي آن حضرت (ص) اُسوه همه سالكان است؛ مگر آن كه دليلي بر اختصاص در مورد وصف يا فعل معين اقام گردد «لَقد كان لَكم في رَسول الله أُسوه حَسنه لِمن كان يَرجوا الله واليَوم الاخر و ذَكر الله كَثيراً» احزاب / 21 «... و ما اتاكم الرَسول فَخُذوه ومانَهاكم عَنه فانتَهوا واتَّقوا الله إِنّ اللهَ شديد العِقاب» حشر / 7
سرّ آن كه بايد همه اوامر و نواهي ان حضرت را امتثال كرد, اين است كه طبق آيه «اَلّذين يَتّبِعون الّرَسول النَّبيّ الأُمي الّذي يَجدونه مَكتوباً عِندهم فِي التّوراه والاِنجيل يَأمرهم بِالمَعروف و يَنها هم عَن المُنكر ويُحلّ لَهم الطَيّبات و يّحرَّم عَليهم الخَبائث ويَضع عنهم إِصرهم وَالأَغلال اَلّتي كانت عَليهم فالّذين امنوا به وعَزّروه ونَصروه واتَّبعوا النُّور الَذي أُنرل مَعه أولئك هُم المُفلحون» اعراف / 157 همه رهنمودهاي آنحضرت, بر اساس مصالح وحكمت هاي الاهي است كه ضامن كمال همه انسان ها در همه ابعاد و جهات علميو عملي خواهد بود.
قرآن كريم به صراحت از پيامبر (ص) به عنوان محور و حدت و رفع اختلاف امت ياد كرده است «... فَإِن تَنازعتم في شَئ فَرُدّوه إِلي الله والرَّسول...» نساء / 59
هچنين اميرمؤمنان (ع) درباره محوريت پيامبر اسلام (ص) ميفرمايد «من تقدّمها مَرق و من تخلّف عنها زهَق ومن لزِمها لَحِق»؛(نهج البلاغه، خطبه 100) [هر كسي كه از آن پيشي گيرد, از دين خارج شود و آن كسي كه از آن عقب بماند, هلاك گردد و هر كسي كه از آن جدا نشود, به او رسد.]
محوريت قرآن و عترت (حبل الله)
سير تكاملي انسان به سوي خداوند, سير صعودي است. از اين رو, قرآن كريم ميفرمايد كه به حبل و ريسمان الاهي چنگ بزنيد «واعتَصِموا بِحَبل الله جَميعاً ولا تَفرقوا...»؛ آل عمران / 103.چنان كه كوه نوردان براي صعود بر صخره هاي بلند, نيازمند طناب و دستگيرهاند تا سقوط نكنند.
قرآن كريم در آيه ديگر, اعتصام به الله را مطرح كرده, ميفرمايد «...وَمَن يَعتَصم بِالله فَقد هُدي إِلي صِراط مستقيم»؛ (سوره آل عمران, آيه 101) [هركس به خداوند اعتصام كند, قطعاً به صراط مستقيم هدايت شده است.]
حبل الله, همان دين خداست كه مشتمل بر عقايد, اخلاق واحكام است و اعتصام به حبل الله, اعتصام به الله است. دين, حقيقت واحدي است كه در قرآن و عترت ظهور كرده است و قرآن و عترت, بيان تفصيلي رسول اكرم (ص) هستند. پس, براي نجات خود, راهي جز تمسك به قرآن نداريم و چون حقيقت قرآن در عقايد, اخلاق و اعمال عترت پاك رسول الله (ع) ظهور كرده است, عترت نيز حبل خدايند؛ چنان كه در ادعيه, اهل بيت (ع) را با عبارت «حبل الله المتين» و «العروه الوثقي» (مفاتيح الجنان, زيارت اميرالمؤمنين (ع)) ميخوانيم و آنان نيز قرآن را با اين وصف معرفي ميكنند؛نظير اين كه اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد «عَليكم بِكتاب الله فَإِنّه الحَبل المَتين...»؛(نهج البلاغه، 856، بند 7) [بر شما بادْ عمل به قرآن زيرا آن ريسمان محكم الاهي است... . ]
| جواب : |