|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
نخست بايد دانست كه نكته اساسى در وفادارى نسبت به ديگران، علاقه و جاذبه روحى است و علاقه آنگاه پايدار مىماند و عمق بيشترى پيدا مىكند كه انسان، زيبايىها و لطفهايى را از آن سو مشاهده كند، به همين جهت تأمل در زيبايىهاى آفرينش و يادآورى نعمتهاى الهى و همچنين فراموش نكردن محبتها و دلسوزىهاى پدر و مادر و ديگران در افزايش محبت و وفادارى انسان بسيار مؤثر است. علاوه بر آن چه گفته شد، درباره رهايى از غفلت نسبت به ياد خدا، نظر شما را به مطالب زير جلب مىكنيم: براى درمان غفلت اولين مرحله به تعبير اصحاب سيرو سلوك «يقظه و بيدارى از خواب غفلت و توجه به غافل بودن خويش» مىباشد. خوشبختانه شما اين احساس را داريد كه انشاءالله شروع خوب و مباركى برايتان خواهد بود. پس از آن مىبايست انسان عزم خود را جزم كرده و تصميم قاطع بگيرد هميشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تكاليف الهى باشد. چه در امورى عبادى و چه در امور اجتماعى و ديگر ابعاد زندگى. هر قدمى كه بر مىدارد و هر سخنى كه مىگويد و هر برنامهاى كه دارد نخست ببيند آيا رضاى خداوند در آن مىباشد يا نه والا از آن صرف نظر نمايد. در حديثى آمده است: «كمال در اين است كه انسان خواستههايش را در مسير الهى قرار دهد و نيرويش را در جهت رضايت حضرتش صرف كند. در مرحله اول بايد انسان خود را مقيد به انجام واجبات و ترك محرمات نمايد و پس از مدتى كه بدين كار عادت كرد و انجام آن برايش آسان شده خود را مقيد به انجام مستحبات و ترك مكروهات نمايد و گرنه چنين تقيدى در قدمهاى اوليه آثار سوئى به دنبال خواهد داشت. به هر حال رعايت تقوا و انجام تكاليف الهى در هر مرحلهاى خود زمينه ساز درك بيشتر و توفيق افزونتر و توجه و تقرب والاترى به ذات بارى تعالى خواهد بود. چنانكه در سوره «انفال آيه 29» آمده است: يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اَللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اَللَّهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِيمِ اى اهل ايمان اگر پرهيزگار بوده و تقواى الهى پيشه كنيد خداوند براى شما نيروى تشخيص حق از باطل قرار داده و بدىهاى شما را پوشانده و شما را بيامرزد و خداوند داراى فضل و رحمت بزرگ است. آرى اگر قدمهاى اوليه برداشته شود زمينهاى براى دريافت برنامه و ادامه مسير فراهم مىشود. به قول شاعر:
گر مرد رهى ميان خون بايد رفت از پاى فتاده سرنگون بايد رفت
تو پاى در راه نه و هيچ مترس خود راه بگويدت كه چون بايد رفت
و به تعبير خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم: وَ اَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا كسانى كه در راه ما تلاش نمايند ما ايشان را به راههاى خويش هدايت مىكنيم. براى تقويت اين حركت و رشد آن توجه به چند نكته لازم است: 1- پرهيز از مجالست و همنشينى با اهل دنيا و دور از معنويت. چه آنكه از رسول اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنيا قلبم زنگار گرفته و مكدر مىشود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مىكنم». خداوند نيز در سوره «نجم آيه 29» مىفرمايد: فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ اَلْحَياةَ اَلدُّنْيا
پس از كسانى كه از ياد ما روى گرداندند و جز زندگى دنيا را نخواستند اعراض كن و روى بگردان».
2- محاسبه نفس كه هر شب يا هر هفته و يا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نمايد و به تعبيرى به خود نمره بدهد. اگر كار شايستهاى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفيق را بخواهد و اگر مرتكب خلافى شده استغفار نموده و تصميم بر ترك آن بگيرد.
3- بهرهگيرى از ثقل اكبر و قرآن كريم و انس با آن چه اين كه هم تلاوت و حفظ قرآن به انسان نورانيت بخشيده و معنويت مىدهد و هم آشنايى با معارف آن (هركسى در حد خودش حتى در حد ترجمه) موجب رشد روحى مىباشد. زيرا معارف قرآن و آياتش نسخههايى است براى درمان دردها و مشكلات. گرچه در برداشت از آيات متشابه بايد جانب احتياط را پيشه كرد و آن را به اهلش واگذار نمود و گرنه ممكن است خود آن موجب گرفتارى گردد.
4- بهرهگيرى از ثقل اصغر و ائمه هدا- عليهم السلام- و توسل به ايشان. بايد توجه داشت كه توسل به حضرات معصومين (ع) هم خود توجه به حق تعالى و عالم ملكوت است و هم زمينهساز بهرهگيرى بيشتر از فيض ربوبى و كسب توفيقات بيشتر.
بنابراين نمىتوان چنين پنداشت كه به ائمه (ع) توسل داشتهايم ولى جوابى نگرفتهايم. زيرا همان توفيق توسل خود توجه به حق بوده است و مايه دورى از غفلت. پس خود جواب بوده است و چه بسا كه همين روحيه كمال خواهى و به دنبال معنويت بودن از آثار و بركات همان توسلات باشد كه بايد ادامه يابد. چه بسيارند كسانى كه از غفلت خود نيز غافلند و يا پس از توجه در صدد درمان بر نمىآيند. از اين رو بايد سپاسگزار نعمتها و معنويات به دست آمده بود و درخواست استمرار و افزايش آن را از خداوند داشت.
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|