|
قبلاً و در پاسخ به سؤال نخستين اين نكته اثبات شد كه محبت و تشيع نسبت به اهل بيت (علیه السلام) تنها از حيث مفهوم اختلاف داشته، هر دو از مصداق واحدى برخوردار مىباشند زيرا كه نه تشيع و پيروى، بدون محبت و عشق واقعى مقدور است و نه عشق و محبت واقعى، بدون دنباله روى تصور مىشود ولى در عين حال بايد توجه نمود كه محبت به اهل بيت به طور كلى از دو مرحله: 1- عنوان، اسمى، شناسنامهاى و ادعائى، 2- محبت واقعى برخاسته از شناخت و آگاهى، برخوردار است كه تنها عشق ومحبت واقعى برخاسته از شناخت و عمق است كه انسان را به مشابهت و پيروى عملى و مشاكلت با شخصيت و زندگى امام محبوب (علیه السلام) وا مىدارد و محبت ادعائى سطحى و شناسنامهاى ارزش كاربردى چندانى ندارد و به حقيقت نمىتوان هر مدعى محبت را شيعه واقعى به شمار آورد. اما ناگفته نماند كه محبت يك شعله گرمى بخش درونى است كه فروزش آن داراى درجات مىباشد و به هر مقدار محبت به شوق نزديك شود ثمر بخشى آن در رفتار نمايانتر است ولى بايد دانست كه محبت اهل بيت (علیه السلام)، چنان اكسير اعظم و گوهر گرانبهائى است كه پايدارى آن محبت در دل و جان هر انسانى حتى به مقدار اندك، منشاء بركات و توفيقات فراوان در دنيا و آخرت مىشود. بنابراين اگر چه محبان على (علیه السلام)، شيعه واقعى نباشند، امّا زمينه مساعد بسيار خوبى براى نجات از آلودگى و راهيابى به سعادت دارند.
|