|
عناد به معناي مخالفت با حق و موضع گيري در برابر آن است و در موردي به كار مي رود كه فردي به حقانيت و درستي چيزي پي برده باشد ولي از پذيرفتن آن سرپيچي و تمرد كند و در برابر آن ايستادگي و مقاومت كند و حتي آن را انكار نمايد. اين صفت از آنجا ناشي مي شود كه فرد در اثر خوي تكبر و خودپرستي و خود محوري، پذيرفتن حق و تمكين در برابر آن را به زيان منافع و خواست خود مي بيند و عليرغم اعتراف دروني به حق آن را عملا انكار مي نمايد.
قرآن كريم در سوره مباركه نمل آيه 14 مي فرمايد: «وجحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا؛ آل فرعون معجزات و آيات الهي را از روي ظلم و برتري جويي انكار كردند در حالي كه در دل به آن يقين و اطمينان داشتند».
حضرت صادق(ع) در حديثي ضمن بر شمردن اقسام پنجگانه كفر، يكي از اقسام آن را كفر جحود مي شمرند و يكي از شعبه هاي جحود و انكار را چنين بيان مي فرمايد: «هو ان يجحد الجلحد و هو يعلم انه حق قد استقر عنده؛ آن عبارت از چيزي است كه انسان آن را انكار كند در حالي كه مي داند حق اين و نزد او ثابت است و سپس به آيه فوق استدلال كرده اند» (اصول كافي، ج 2، باب وجوه الكفر، ص 287 به نقل از تفسير نمونه، ج 15، ص 412، ذيل آيه 14 سوره نمل).
بنابراين پيروي از هوا و هوس و خوي استكباري و خود بزرگ بيني و دنياطلبي و علاقه افراطي به دنيا كار را به جايي مي رساند كه انسان عليرغم اعتراف به حق، در برابر آن ايستادگي مي كند و به خاطر در خطر افتادن منافع نامشروع با آن در مي افتد، چنين شخصي را معاند و مخالف با حق مي گويند. چنانچه عمر سعد در جريان حادثه عاشورا عليرغم اعتراف به حقانيت و منزلت والاي سيدالشهدا(ع) و به خاطر فريفته شدن به حكومت ري - كه هرگز به آن نرسيد - در برابر مظهر حق يعني امام حسين(ع) صف آرايي كرد و آن جنايت هولناك در تاريخ را رقم زد.
|