|
توريه اين است كه انسان بدون اين كه دروغ بگويد، به گونهاي حرف بزند كه طرف مقابل برداشت ديگري كند. نقل است يكي از اهل سنت از شيعهاي پرسيد جانشين بعد از پيامبر(ص) كيست؟ شيعه جواب دادند كسي كه دخترش در خانه او است. آن شخص تصور كرد كه ابوبكر را ميگويد؛ چون دخترش عايشه زن پيامبر بود. ازاينرو آزاري به شخص شيعه نرساند؛ در حالي كه منظور او اميرالمؤمنين(ع) بود.
استفاده از توريه در موردي كه گفتن سخن راست براي انسان يا مؤمني ايجاد مزاحمت كند، مانعي ندارد.
دروغ مصلحتي تنها در صورتي جايز است كه موضوع بسيار با اهميتي مانند: حفظ جان مؤمن، حفظ آبروي مؤمن، دفع فتنه و فساد و دفع ضرر بدني و مالي در برابر ظالم يا اصلاح بين دو نفر باشد.
در چنين مواردي دروغ مجاز شمرده شده است، گرچه در همين موارد نيز بهتر است توريه كند (يعني به گونهاي بگويد كه دروغ نگفته باشد).
دروغ به لحاظ اخلاقي از بزرگترين گناهان است و به لحاظ شرعي از حرام هاي مسلم شريعت است، زيرا كليد تمامي بدي ها و سرمنشأ همه شرها است. امام حسن عسكري در اين زمينه در طي روايت فرموده است: تمام خباثت ها در خانه اي قرار دارد و كليه آن خانه، دروغ است (جامع السعادات، ج 2، ص 323).
دروغ آدمي را از جرگه اهل ايمان خارج و در زمره اهل كفر و نفاق وارد مي نمايد و بازتاب سوء فراوان بر نفس، روح و شخصيت انسان دارد. امام صادق(ع) فرمودند: دروغ همانا باعث خرابي ايمان مي شود و قرآن كريم فرموده است: تنها كساني دروغ مي گويند كه ايمان ندارند (نحل، آيه 105) و نيز در آيه ديگري فرموده است: دل هاي ايشان دچار بيماري نفاق مي شود تا روزي كه او را ملاقات نمايند، به خاطر خلف وعده با خداوند و به خاطر دروغ گويي (توبه، آيه 78).
دروغ با انگيزه هاي فراوان همچون دشمن، حسادت، تأمين منافع دنيوي، طمع و يا عادت انجام مي شود، ولي مهمترين عامل آن ضعف نفساني است، به عبارت ديگر دروغ كار آدم هاي ضعيف و ترسو است و انسان قوي و شجاع دروغ نمي گويد؛ زيرا كه نيازي به استفاده از اين روش غلط ندارد.
اصولا چرا بايد انسان مرتكب خطا و خلافي بشود و سپس بخواهد براي اين كه مورد سرزنش ديگران قرار نگيرد، دچار خطاي بزرگتر و گناه عظيم تري همچون دروغ گردد. آيا پسنديده تر آن نيست كه آدمي رفتار روزانه خويش را به نحوي تنظيم نمايد كه مجبور به دروغ گويي نگردد؟ البته دروغ از گناهاني نيست كه هيچگونه مورد استثنايي نداشته باشد و تمام مصاديق آن، همچون مصاديق «ظلم» قبيح و حرام باشد. گاهي برخي از مصاديق دروغ در شرايط خاصي جايز و بلكه واجب مي شود، مانند نجات جان مسلمان از كشته شدن و يا اسير گشتن، حفظ مال و آبروي مؤمن، اصلاح نمودن ميان مردم و ايجاد صلح و دوستي، فريب دشمن و غلبه بر او در جنگ ها و كسب رضايت و خشنودي همسر، كه البته در همين موارد نيز بهتر است در صورت امكان توريه نمايد، يعني به گونه اي سخن بگويد كه دروغ محسوب نشود، زيرا دروغ در هر صورت بازتاب ناهنجاري بر روح و شخصيت او خواهد داشت و جرئت او را بر دروغ گويي خواهد افزود.
فلسفه و حكمتي كه باعث مي شود برخي از اقسام دروغ جايز شمرده شود، وجود مصلحت برتري، همچون حفظ منافع معنوي مؤمنين، سلامت و امنيت جامعه ايماني و خانواده است كه در آن موارد بر مفسده دروغ گويي ترجيح مي يابد.
جهت مطالعه بيشتر ر.ك:
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقي، ج 2، بحث دروغ
- اصول كافي، ج 2، باب الكذب
- ميزان الحكمه، ج 11، ص 5119 با ترجمه فارسي، عنوان 457
|