|
مسأله تقليد از مجتهد جامع الشرايط غير از وجوب شناخت امام زمان «عج» است و هيچ يك از علما مسأله تقليد رامستند به روايت شريفه: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه» نميدانند. زيرا همان طور كه خود نيز اشاره فرمودهايد اين روايت مربوط به شناخت امام معصوم(ع) در هر عصر است و تقليد از مجتهد جامع الشرايط در مسائل ديني به عنوان مراجعه به كارشناس برجسته ديني است كه بعد از غيبت كبراي حضرت ولي عصر«عج» و به دستورخود آن حضرت مورد عمل بوده و تبعيت از فقهاي بزرگي همچون شيخ طوسي (شيخ الطائفه) علامه حلي مقدس اردبيلي و امام خميني«ره» از اين باب بوده است. و در نامههاي امام زمان«عج» به علي بن محمد سمري آمده است كه فرمود: «و اما من كان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه. هر كدام ازفقيهان كه بر نفس خود مسلط و پاسدار دين الهي و مخالف هواي نفس بود و در كارها فقط اطاعت از خدايش را ملاككار قرار داد بر مردم لازم است او را مرجع و مقلد خود قرار دهند و از او تقليد كنند». پس تقليد از مرجعي بيدار و آگاهكه حصن اسلام است و در مقابل دشمنان اسلام از دين پاسداري ميكند ربطي به صفويها ندارد. البته در دوره حكومت صفويها مرجعيت شيعه از آزادي عمل بيشتري برخوردار شد و توانست در رشد و گسترش فرهنگ غني اسلام گام بلندتري بردارد.
براي آگاهي بيشتر ر . ك : «منابع فقه» محمد تقي جعفري و «وظايف شيعه در عصر غيبت»
|