|
همه گناهان، در اين دنيا قابل اصلاح و جبران و در نتيجه بخشش و آمرزش الهى است. و اين در صورت توبه حقيقى و ندامت انسان گنهكار و در صدد اصلاح و جبران برآمدن وى خواهد بود. يعنى اولاً حقيقتاً از عصيان و تمرّد فرمان الهى پشيمان شود و به درگاه او باز گردد و از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و ثانياً اگر گناه او به حقالناس (حقوق مردم) مرتبط است به آنان مراجعه كند و حق آنان را ادا نمايد. در اين صورت خداوند او را مىبخشد اما اگر نتواند حق مردم را جبران كند، تسويه حساب با خلق خدا به روز رستاخيز كشيده خواهد شد. به همين جهت گناهانى كه در ارتباط با ظلم و تجاوز به حريم حقوق مردم است، خيلى خطرناكتر است. به هر حال، تا زمانى كه انسان زنده است و مرگ او فرا نرسيده، هر گناهى را انسان مىتواند با توبه واقعى بشويد و خداوند او را خواهد بخشيد قرآن كريم مىفرمايد لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ يَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِيعاً از رحمت خداوند مأيوس نشويد، خداوند تمام گناهان را مىآمرزد»،(1). اما آنگاه كه عمر انسان به پايان برسد و لحظه مرگ فرا رسيد و ملك الموت براى قبض روح حاضر شود، ديگر زمان توبه پايان يافته و ديگر هيچ گناهى بخشيده نمىشود، چرا كه در چنين لحظهاى همه قدرت الهى را مشاهده مىكنند در آن هنگام فرعون هم ديگر حقيقت را مشاهده مىكند اما آن هنگام توبه پذيرفته نيست و گناه آمرزيده نخواهد شد وَ لَيْسَتِ اَلتَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ اَلسَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ اَلْآنَ وَ لاَ اَلَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ كسانى كه به گناه اشتغال دارند تا آنگاه كه به يقين مرگ را مشاهده مىكنند و در آن لحظه مىگويد اكنون توبه كردم، توبه چنين كسانى پذيرفته نيست همچنانكه توبه كسانى كه به حال كفر بميرند قبول نمىشود»،(2).
حاصل سخن: جميع گناهان، در صورت بازگشت و پشيمانى واقعى و طلب مغفرت در دنيا، قابل بخشش و آمرزش است و هيچ گناهى، پس از فرا رسيدن لحظهى مرگ قابل تدارك و جبران نيست و حساب به عالم پس از مرگ كشيده مىشود.
تذكر يك نكته: باز نمودن باب توبه، براى جلوگيرى از خطر يأس و نااميدى و گشودن در اميد به سوى بنده گنهكار است كه از كرده خود پشيمان گشته است. اين امر نبايد سبب گمراهى شود و كسى امروز مرتكب گناه شود به اميد آنكه فردا توبه خواهم كرد چون توبه صرف لقلقه زبان نيست، توبه ندامت و پشيمانى واقعى است و كسى كه با چنين انديشهاى گناه مىكند اولاً خداوند را به استهزا گرفته است و چه بسا همين سبب مىشود كه هيچ گاه حال ندامت و توبه واقعى و حقيقى در او پيدا نشود و ثانياً خود اين گناهان سبب شود كم كم پايههاى ايمان و باور او ضعيف شود به گونهاى كه منكر بسيارى از عقايد اصولى شود و اصلاً به طرف توبه نيايد و ثالثاً چه بسا مرگ او به صورت ناگهانى (تصادف، غرق شدن، زلزله و.) فرا رسد و هرگز موفق به توبه نشود.
و اما فكر گناه: بر اساس آنچه در منابع دينى آمده است، صرف فكر گناه تا به مرحلهى عمل نرسيده است به لطف خداوند براى انسان گناه محسوب نمىشود و به سبب آن عقاب نمىگردد. هر چند فكر گناه و تصميم بر گناه، اثرات روحى در انسان مىگذارد و موجب سقوط معنوى و روحى انسان مىشود. لكن در صورتى كه انسان پشيمان شود، جلوى همين اثرات سوء معنوى نيز، گرفته مىشود.
پىنوشت
(1) (سوره زمر، آيه 53)
(2) (سوره نساء، آيهى 18)
|