|
رقابت اگر مثبت و سازنده باشد و عاملى براى پيشرفت و ترقى و جلوگيرى از سستى و تنبلى باشد، امرى مطلوب و نيكوست و اصلى است كه در جهان امروز در بين صاحبان فكر سليم و علما نيز پذيرفته است. البته اگر رقابت در امورى قابل قبول و مفيد مثل رقابت در درسخواندن و يا حفظ قرآن و يا پيشرفت در رشتهاى تخصصى و به طور كلى پيشرفت در خوبىها و كمالات باشد، چنانچه قرآن كريم مىفرمايد: سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ از يكديگر براى رسيدن به مغفرت و بخشش الهى سبقت بگيريد»،(1).
ولى اگر منظور از رقابت، خارج كردن حريف و رقيب و حسادت ورزيدن نسبت به او باشد، به طورى كه خارج شدن او از گردونه رقابت و يا گرفتارى او، سبب خوشحالى گردد، اين صفت مذموم و ناپسندى است كه هم عقل و هم عرف و هم قرآن و روايات، آن را ناپسند مىشمرند.
در رقابت صحيح، انسان به فكر پيشرفت خود مىباشد نه در انديشه عقب ماندن ديگران و دوست دارد علاوه بر ترقى و پيشرفت خودش ديگران نيز راه كمال را بپيمايند و به اهداف والا و شايسته خود برسند.
پىنوشت
(1) (حديد، آيه 21)
|