مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / جهان بینی - معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خانه داری
مهربانی در زندگی مشترک
آنچه باید والدین بدانند
آنچه باید همسران بدانند
همسران نمونه
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
از زمانى كه حيات بشرى در اين كره خاكى شكل گرفته، هميشه سؤال مهمى ذهن او را مشغول ساخته كه هدف از خلقت انسان و مجتمع بشرى چيست؟ آيا زندگى همين جلوه صورى و ظاهرى آن يعنى خوردن و خوابيدن و شهوترانى كردن است؟ يا در پشت اين حركات، غايت رفيع و هدف بلندى خوابيده است، در ادامه همين تفكرات و تاملات است كه مى‏توان دريافت كه ارسال پيامبران الهى آنهم در تمام عصرها به چه جهت و هدفى بوده است، آيا پس از اين عالم خاكى، جهان ديگرى كه در آن به حساب اعمال مردم رسيدگى مى‏شود، نخواهد بود، در اين صورت هر لحظه با تصور مرگ و نابودى، زندگى در كام انسان تلخ شده و با هر تأملى در عاقبت كار خود پشتش خواهد لرزيد و دستش به هيچ كارى پيش نخواهد رفت، واقعيت اين است كه خداوند راز خلقت انسان را در هنگام خلق آدم (علیه السلام) به ملائكه بيان نمود: « إِنِّي جاعِلٌ فِي اَلْأَرْضِ خَلِيفَةً» فلك‏ها اين كه پيش از وى آدمى را نديده و از كارها و اعمال وى اطلاعى نداشتند (البته مطابق يكى از اقوال) ولى از تركيب ساخت وى كه تلفيقى از خاك و ماده و روح الهى بود توانستند حدس بزنند كه انسان كارش فساد در روى زمين و خونريزى خواهد بود، ولى سجده آنها در برابر آدم (علیه السلام) نشان داد كه در پشت اين اعمال احتمالى ظاهرى رازى بزرگ نهفته و آن مقام عبوديت انسان در مقابل خداوند، با وجود دارا بودن بُعد مُلكى و طبيعى وى است، چندان كه هر لحظه او را به فساد، گناه و غفلت مى‏كشاند، از همان ابتداى خلقت دو نيروى ظاهرى و باطنى در درون انسان صف‏آرايى كرده و هر كدام سعى كرده قلب انسان را كه مطابق برخى روايات عرش خداوند و حرم الهى است تسخير نمايند: شيطان و نفس اماره در مقابل پيامبران الهى و عقل كه هر كدام بنا به تناسب حقيقت ظلمانى و نورانى خود انسان را در اين مرحله از وجودش- حيات ملكى و طبيعى- به تسخير خود در مى‏آورد، حال اگر اين انسان در مقابل خداوند متعال خاضع و خاشع شده و تنها او را پرستش كند به جهت دارا بودن قوه شهوانى و شيطانى و تحت تأثير آنها واقع نشده بر ملائكه (كه تنها بُعد روحانى و الهى بر وجود آنها سيطره دارد و كارى جز خير و نور نمى‏توانند انجام دهند) برترى دارد، ولى چون اين انسان هر لحظه در حال نسيان و غفلت قرار دارد و عقلش به تنهايى در مقابل شيطان و نفس سركش درونى ياراى مقابله ندارد، خداوند متعال با ارسال انبياى بى‏شمار و ابلاغ احكام و فرامين الهى و تشويق وى در انجام آنها و رسيدگى به مقام بندگى وى را در مقابل شيطان يارى نمود. و با اين ديدگاه مى‏توان دريافت كه ارسال پيامبران الهى يكى از الطاف عظيم خداوند متعال بر ايشان است، از همين روى بدست آوردن معرفت و بصيرت در منابع روايى ما از اهميت بسيار زيادى برخوردار است، يك ساعت تفكر در صنع خداوند، عاقبت انسان و آينده جهان كه مى‏تواند فكر انسان را تصحيح كرده و او را براه راست رهنمون سازد از هفتاد سال عبادت برتر شناخته شده است. در مقابل، شيطان بزرگترين دشمن انسان معرفى شده است إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* و مخالفت با وى راه نجات دانسته شده است و كشاكش و تضاد اين دو مقوله (اطاعت- معصيت) است كه انسان را مى‏تواند به هدايت و رهنمون و يا در وادى ضلالت سرگردان سازد، براى استحكام در امر طاعت و بندگى خداوند قبل از هر عمل بايد بصيرت و معرفت بدست آورد، همانند عمارت رفيعى كه تمام زينتها، زيبائيها و ظرافتها در آن بكار رفته و بچشم بسيار زيبا مى‏آيد در نگاه افراد عادى زيبائيهاى اين عمارت به تزئينات داخلى، دكوراسيون، گچ‏بريها و نماهايش ديده مى‏شود ولى از نظر گاه يك مهندس و معمار حرفه‏اى ارزش اين ساختمان به اسكلت بندى و مواد استفاده شده در پى‏ريزى آن است و اگر چارچوب و اسكلت‏بندى عمارت سست و ضعيف باشد اين ساختمان با تمام زيبائيهايش به هيچ نمى‏ارزد، چون اولين باد سخت بنيانش در هم فرو خواهد ريخت، در ايمان و اعتقاد افراد هم كه اعمال خير و صلاح آن را زينت مى‏دهند اگر بر روى بنيانى اساسى و پايه‏اى راسخ يعنى عقل و استدلال مبتنى شده باشد، اعمال او هر چند كم و جلوه‏اش اندك باشد او را در نجات اين دنيا و دنياى پسين كافى است، معرفت مستحكم و متين او را به هدف خواهد رسانيد، اين معرفت همان «چشم دل» است كه در سؤال به آن اشاره شده است، يعنى شخص چشم حقيقت‏بين و نظرى باطنى به طبيعت و اطرافيان خود نگاه مى‏كند، نعمتى كه در نهان همه انسانها بوديعت گزارده شده و تنها غفلت و توجه به جنبه‏هاى فلكى و طبيعى آن را كند و ضعيف و ديد آن را كم سو ساخته است و با اعتقاد راسخ و عمل صالح و اقبال به خداوند آن دوباره فعال و احياء شده و باعث نجات وى خواهد شد در روايات منقول از على (ع) از معرفت و بصيرت به عنوان «نور قلب»، «غايت فضايل»، «اصل هر خير»، «گنج عظيم فناناپذير»،(1) ياد شده است. نكته قابل تأمل اين كه در روايات ما از عقل طورى تعبير و تعريف شده كه با تعريف عرفى بسيار متفاوت است، در عرف مردم هر كس زيرك و زرنگ در كارهاى مادى و امور دنيوى باشد عاقل شمرده مى‏شود هر چند در كارهاى اخروى و الهى ضعيف و ناتوان باشد، در حالى كه از نظر قرآن و روايات كسى كه بتواند آخرت خود را تضمين و خود را بخدا نزديك سازد عاقل و زيرك است هر چند در امور دنيايى و مادى ضعيف و ناتوان بوده باشد، العقل فاعبد به الرحمن و اكتسب به الجنان عقل آن است كه به واسطه آن خداوند پرستش و بهشت عدن بدست آورده شود، از نظر گاه على (علیه السلام) «كم سخنى و گزيده گويى»، «ملازمت با حق»، «استقامت در دين»، «همنشينى با نيكان»، «انجام عمل صالح»، «مدارا با مردم»، «صدق و دوستى»، «ادب ورزيدين»، «عفت ورزيدن»، «عفو و گذشت كردن از مردم»، «تجاهل كردن به خطاهاى مردم»، «غيبت نكردن»، «زهد ورزيدن در دنيا»، «موقع سكوت ذكر گفتن»، «اخلاص در عمل داشتن» و «جدال و مراء نكردن»،(2) نشانه‏هاى عقل و بصيرت شمرده شده است، قرآن مى‏فرمايد: إِنْ تَتَّقُوا اَللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً هر كس تقوا پيشه كند خداوند به او فرقان «قدرت تميز بين حق و باطل» عطا مى‏كند» اين فرقان كه همان چشم دل و چشم حقيقت‏بين است مومن را از مهلكه‏هاى گوناگون نجات داده و بسوى رستگارى رهنمون مى‏نمايد. پس معلوم شد كه چشم دل در اثر عادت و انس به طبيعت و عالم ملكى كم سو شده و توان ديدن حقايق را ندارد، تنها راه چاره روشن نمودن آن از طريق اطاعت خداوند (انجام واجبات و ترك محرمات) مى‏باشد كه آنهم بمرور زمان و بتدريج به دست مى‏آيد، چنانكه كند شدنش نيز بتدريج و در طول زمان متمادى بوده است، از طرفى حقايق زندگى نيز همان حقايق هستى و خلقت است كه براى كشف آن حقايق پيامبران الهى مبعوث شده و عقل ما را به آن راهنمايى و دلالت مى‏كند، از جمله حقايق زندگى فانى بودن حيات دنيوى و كوتاه بودن مدت آن و دل نبستن بدان است كه هر شخص عاقلى با اندك تامل و دقتى آن را تائيد و تصديق مى‏نمايد، شخص عاقل اين دنياى كوتاه مدت را بسان مزرعه و كشتزارى مى‏داند كه بايد محصول مورد نياز را در آن كاشته تا پس از كمال آن را در دنياى ديگر، چنين شخصى در سايه فرقان و بصيرت معنوى آن ديدگاه و برداشت عرفى از زندگى و هدفهاى آن را از ذهن خود دور ساخته و خود را بخاطر افكار و عقايد است و بى پايه در وادى هلاكت نمى‏اندازد، چرا كه تمام عمرش را- كه از مدت دقيق آن هم بى اطلاع است- براى رسيدن به هدف بلند باز هم كوتاه مى‏داند، او از تمام ساعات و عمرش براى ذخيره ثواب و بالا بردن درجاتش در بهشت تلاش مى‏كند و اين است معنى زيرك بودن مؤمن: المؤمن كيّسٌ. پى‏نوشت‏ (1) (غررالحكم و درر الكلم، عبدالواحد آمدى (چاپ دفتر تبليغات)، ص 41- 42 و 52- 55) (2) (همان)
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

چرا تقواى انسان هر چه بيشتر مى‏شود خداوند زندگى را بر او سخت‏تر مى‏گيرد؟

چگونه مى‏توان با چشم دل به حقايق و مسائل زندگى نگريست؟

چه كنيم تا در دنيا راحت زندگى كنيم؟

شهادت و رفتار ايثارگرايانه چه نسبتي با عقلانيت دارد؟ آيا اين موضوع در دو انديشه سياسي غرب و اسلام متفاوت است؟

اسلام به كيفيّت بيشتر توجّه دارد يا به كمّيت؟

نظر اسلام درباره‏ى «وطن» چيست؟

ارتباط علم اليقين و ديدن جهنم و عين اليقين و بازپرسي شدن از نعمت ها در جهنم چيست و چرا مرحله ديگر يقين (حق اليقين) ذكر نشده است(سوره تكاثر/8-5)

چرا در دنيا زشتى و زيبايى درهم آميخته است و آيا بهتر نبود خداوند تنها زيبائى‏ها را مى‏آفريد

در اسلام گفته شده كه انسان بايد ابتدا تحقيق كند و بعد از تحقيق به اسلام ايمان بياورد پس چرا براي كساني كه از اسلام بيرون مي روند، حكم مرگ صادر مي شود؟

ايا دو تكه چوب ميتواند عذاب را بكاهد چطور ؟

اگر اسلام قائل به آزادي انديشه و تحمل مخالف باشد و بشر را داراي اختيار و حق انتخاب عقيده بداند آيا بين اين ارزش ها و احكامي مثل ارتداد و جزيه و مرزبندي ميان مسلمان و غير مسلمان تناقض وجود ندارد؟

آيا ما اولين باري است كه در اين دنيا آمده ايم؟ من احساس عجيبي نسبت به اين موضوع دارم، آيا در احاديث چيزي در اين رابطه وجود دارد؟

دليل تبعيت از مراجع؟ فرض كنيد يه نفر مسيحي، شيعه شده، لزوم تقليد از مراجع را چطوري به او بفهمانيم؟ براي خود ما شيعه ها چطور؟

چرا خداوند اجازه مى‏دهد تا افراد معلول و ناقص‏الخلقه متولد شوند؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما