|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
ركوع (يا ركوعات) يكى از تقسيمهاى قرآنى است. عدد ركوعات طبق قول مشهور، 540 فقره است. هر ركوع متشكل از چند آيه است كه هم موضوع و هم معنا است. به ديگر سخن اين كه هر ركوع در قرآن، مبيّن قضيّهاى خاص در هر سوره است و ركوعات بيشتر در سورههاى بزرگ وجود دارد. تقسيمبندى ركوعات، ريشه در رسمها و احكام فقهى اهل سنت دارد زيرا آنان برخلاف شيعيان، خواندن بخشى از سوره را به عنوان سوره در نمازها جايز مىدانند. بنابراين نمازگزار يا امام جماعت با انتخاب بخشى از سوره (جايى كه يك موضوع خاص تمام مىشود) خواندن سوره را ترك كرده و به ركوع مىرود.
علامت ركوع كه در برخى قرآنها وجود دارد، حرف «ع» است كه روى آخرين كلمه آيه آخرين مىگذارند.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: فرهنگ تجويد، ص 56 دانشنامه قرآن، ج 1، ص 1117.
مسأله غرور كه عنوان شده است و در خود آن را يافتهايد. اين خود يك موفقيت محسوب مىشود. كسى كه چشمش به عيب خويش بينا باشد، يك گام به پيش نهاده است. غرور، عجب و تكبر عناوينى هستند كه به هم نزديكاند. تكبر آن است كه كسى خود را بزرگتر و برتر از ديگران بداند و ريشه آن عجب و غرور است يعنى، اگر اين احساس در درون آدمى باشد و در مقام عمل اثرى آشكار نداشته باشد. اما اگر اين احساس زشت و برتر بينى، آثار بيرونى و ابراز داشته باشد، تكبر محسوب مىگردد. امام صادق (علیه السلام) فرمودهاند: «تكبر آن است كه مردم را خوار و حق را سبك شمارى»،(1). امام حسن (علیه السلام) نيز فرمودهاند: هلاك الناس فى ثلاث الكبر والحرص والحسد نابودى مردم در سه چيز است: تكبر، حرص و حسد،(2).
همچنين پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمودهاند: «به بهشت داخل نمىشود كسى كه به سنگينى ذرهاى در دلش كبر باشد». امام على (علیه السلام) آن قدر در اين مسأله پيش رفتهاند كه فرمودهاند: «اگر كسى بگويد بند كفش من بهتر از بند كفش ديگرى است، مصداق عُلوّ و فساد است كه از آخرت نصيبى نخواهد داشت». اما عامل تكبر چيست؟ مغرور شدن به عبادت، علم، حسب و نسب، قدرت، زيبايى، ثروت. راه نجات آن عبارت است از: 1- تغيير ذهنيت اولين موضوع اين است كه بدانيم ما از خود چيزى نداريم. ما همانند شيرهاى آب هستيم كه وقتى از سرچشمه بسته مىشود، جز صدايى خفيف و هوايى خارج نمىشود. چرا پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) هر روز صد بار ذكر لاحول ولا قوة الا باللَّه تكرار مىكرد؟ چرا در نماز مىگوييم بحول اللَّه و قوته اقوم و اقعد؟ همه چيز از آن خدا است و اگر يك لحظه اراده كند حمد و سوره را هم فراموش مىكنيم چنان كه بسيارى از افراد چنين بودند. پس غرور از آن جا برمىخيزد كه نسبت نعمتها را از نعمت دهنده برگردانده و فقط مسحور نعمتها مىشويم و به جاى شكر تكبر مىورزيم حال آن كه كفر نعمت، نعمت را از كف انسان بيرون مىكند. بيشتر تأمل كنيم و به جاى شگفتى در خويش، فقر خود و محبت نعمت دهنده را ببينيم تا احساس سپاس در ما زنده گردد. فهم اين مسائل خيلى مهمتر از چيزهايى است كه ما را به غرور واداشته است. آيا دچار غفلت نيستيم. بدترين درد غفلت است و حال آن كه مغرور هم هستيم كه خوب مىفهميم؟ پس بهتر است براى رفتار مسالمتجو و محبتآميز با دوستان، به اين فكر كنيم كه چه بسا آنها از ما بهتر باشند. در روايتى آمده است: خداوند مرگ را پنهان نمود و زمانش را مشخص نكرد تا آدمها هميشه آماده باشند و خداوند دوستانش را در بين آدمها پنهان نمود تا به همه احترام گذاشته شود».
ما كه هستيم كه از ديگران بدون هيچ گناهى متنفر باشيم؟ به حضرت موسى (علیه السلام) دستور داده شد چيزى يا كسى را كه بهتر از خودت مىدانى به كوه طور بياور. او به هر كس نگاه كرد گفت شايد او بهتر باشد يا صفتى محبوب نزد خدا داشته باشد. سرانجام سگى مرده را برداشت و به دنبال خود كشيد. نيمه راه آن را هم رها كرد؟ و گفت چه مىدانم شايد او هم صفتى عزيز نزد خدا داشته باشد. او وقتى به كوه طور آمد، خداوند فرمود: اى موسى اگر آن سگ را رها نكرده بودى، از پيامبرى خلع مىشدى. آرى مؤمن فقط بايد بداند كه خداوند به او اكرام نمود و هدايت شد پس بايد سپاسگزار باشد تا خدا او را رفعت و آبرو دهد. از طرفى قرآن مىگويد: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ أَتْقاكُمْ آيا تحقير ديگران، تنفر نسبت به آنان تقوا است؟.
اما درباره ازدواج، گفتنى است شايد كسانى شما را بدبين نمودهاند. ازدواج دستور خداوند است و هر چه زودتر بهتر. الكسيس كارل مىگويد: بستر اجتنابناپذير كمال زن، ازدواج و مادر شدن است. شما فقط مىتوانيد قبول يا رد كنيد و بگوييد در اينباره صحبت نكنند تا شما در آرامش تصميم بگيريد ولى قضاوت ديگرى را نبايد در خود ايجاد كنيد.
اتفاقاً فكر خوبى كردهايد. از محيط دانشگاه خود را بيرون ببريد و به انجام وظيفه بپردازيد. زن و مرد بايد به همديگر كمك بكنند تا هر دو به مقصد برسند. پس بهترين راه قرب خداوند نيز، همين است كه به تكليف عمل كنيد و به يكى از خواستگاران جواب مثبت دهيد. البته نه زياد وسواس به خرج دهيد و نه بىگدار به آب بزنيد. صادقانهترين تصميم همين است. ازدواج به اين توهمات و خيالات، پايان خواهد داد و شما به آرامش مطلوب خواهيد رسيد. در اين راستا بايد به حضرت فاطمه (علیها السلام) اقتدا نموده و سهل و آسان بگيريد تا الگويى براى ديگران شويد و خداوند و ائمه (علیهم السلام) را هم از خود راضى كنيد. اين يكى از بزرگترين وظيفههاى يك زن است. ملاكهاى ازدواج هم بسيار روشن است. عقل، تديّن، اشتغال به يك كار، داشتن هدف مثبت، حسن معاشرت و. از ملاكهاى پايدار ازدواج است.
حضرت مولىالموحدين على (علیه السلام) فرموده است: «انسان زير زبان خويش پنهان است». با فرد مورد نظر گفت و گو كنيد. از مشاوره با اطرافيان دلسوز هم استفاده نماييد. تحقيق درباره شخص و خانواده او از مهمترين اقدامات است. از همه مهمتر توكل بر خدا و آماده شدن براى فراز و نشيبهاى زندگى است. چنين هم نيست كه هميشه زندگى بر طبق تمايلات ما باشد. مهم اين است كه ما با آمادگى كامل، با زندگى و مشكلاتش برخورد كنيم.
بعضى از حالات خودتان هم مقدمه خوبى براى زندگى است، يعنى، شايد نويد يك تولد ديگر باشد. انسان نبايد به همين دلخوشىهاى معمولى راضى باشد. دنيا و آفرينش، هدف بالاترى دارد. براى همين است كه امام صادق (علیه السلام) از قول حضرت مسيح (علیه السلام) فرمودهاند: «به ملكوت خداوند وارد نمىشود كسى كه دوبار متولد نشود». تولد اول را حيوانات هم دارند. مهم تولد دوباره و رهايى از محبس عادتها، غريزهها و خصلتهاى ناپسند است. شما داريد آماده مىشويد، از اين فرصت استفاده كنيد و پيوند را با خدا محكمتر نماييد (همان نافلهها كه نوشتهايد خيلى خوب است). اما نبايد از ديگران انتظار داشته باشيم كه همه مثل ما باشند و همراه ما. تنها مىتوانيم به ديگران افقهاى بلندتر را نشان بدهيم تا حركت كنند. سزاوار است اما تحميل بر ديگران حق ما نيست.
درباره دوستتان هم گفتنى است كه خواندن دو نفرى از روى قرآن مفيد است. با آيات الهى مأنوس باشيد اما زيادهروى نكنيد. برعكس با هم از محيطهاى با نشاط و سبز استفاده كنيد. از مجلهها، بخش طنز آن را بخوانيد. گفتوگوهاى شيرين با دوستان را زيادتر كنيد. از سفر دستهجمعى به محلهاى زيارتى يا اردوى تفريحى سالم (مربوط به نهاد رهبرى) استقبال كنيد. اين نياز شما و دوست شما است. عبادات بايد در حد خاصى باشند (افراط و تفريط صورت نگيرد).
حضرت على (علیه السلام) با آن همه عبادات فرمودهاند: دلها كشش و گريزش دارند. اگر كشش داشتند، مستحبات را انجام دهيد ولى اگر آمادگى نبود به واجبات اكتفا كنيد. به خود و دوستتان تحميل نكنيد زيرا عبادت ملالانگيز، در انسان احساس ناخوشايندى ايجاد مىكند. در هر حال، توكل به خدا، اميد به زندگى معنوى و سعادتآفرين، توسل و نزديكى به اهل بيت (علیهم السلام)، الگوگيرى از زندگى پيشوايان معصوم و. بهترين راهنماى شما در زندگى خواهد بود.
پىنوشت
(1) (اصول كافى)
(2) (اصول كافى)
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|