|
هر عمل نيك يا زشت، اقتضاى آن را دارد كه پاداش و يا كيفر خود را به دنبال داشته باشند. اين يك اصل كلى و عمومى است كه در سوره «زلزال» به آن اشاره شده است. اما شرطهاى اساسى و موانع بازدارنده آن، در آيات ديگر آمده است: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُغَفُوراً رَحِيماً»؛ فرقان (25)، آيه 70. ؛ «مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته انجام دهد.پس خداوند بدىهاىشان را به نيكىها تبديل مىكند و او همواره آمرزنده مهربان است». به تعبير علامه طباطبايى، آيه توبه در اصطلاح علم اصول، «حاكم» بر آيه «زلزال» است. ر.ك: تفسير الميزان، ج 20، ص 486، (دارالكتب الاسلامية).
البته اين روش در ساير قانونگذارىهاى بشرى نيز جارى است كه از آن به عنوان تبصره يا متمم ياد مىشود. به عبارت ديگر اعمالى را كه انسان انجام مىدهد، در قيامت مىبيند. اما اين در صورتى است كه اعمال خوب يا بد، تا هنگامه قيامت بماند؛ ولى اگر با توبه و انجام دادن حسنات، اعمال بد انسان محو شود و يا به جهت غيبت و ظلم، اعمال خوب انسان محو گردد، چيزى باقى نمىماند كه در هنگامه قيامت آن را ببيند. همان، ج 20، سوره زلزال.
در علم اخلاق نيز گفته شده است: اعمال انسان گاهى به صورت «حال» و ناپايدار و گاهى به صورت «ملكه» و پايدار است. آنچه در قيامت مورد بازخواست قرار مىگيرد، آن ويژگىهاى ثابت آدمى و اعمال پايدار او است. اما آنچه به طور گذرا و مقطعى انجام داده و اصرارى بر آن نداشته است؛ بلكه از انجام دادن آن پشيمان شده است، آثار آن از صحيفه اعمال و صفحه دل او، پاك و به لطف خداوند ناديده گرفته مىشود و در قيامت مورد بازخواست و حسابرسى قرار نمىگيرد. ازاينرو گفته شده است: «توبه» عمل خيرى است كه تائب جزاى آن را خواهد ديد و يك شاخه از جزاى آن، محو خطاها و جرايم است.
|