مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / مدیریت زندگی - اجتماعی
 تبلیغات در سایت   
خانه داری
مهربانی در زندگی مشترک
آنچه باید والدین بدانند
آنچه باید همسران بدانند
همسران نمونه
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
من دانشجوي سال آخر رشته پزشکي و مقلد جناب آقاي بهجت(حفظه الله) هستم تقريباً دو سال پيش از دفتر معظم له استفتاء کردم که من در اين رشته با شرايط موجود نمي توانم حدود الهي را رعايت کنم و در توانم نيست و اجازه خواستم تا اين رشته را ترک کنم، اجازه ندادند و گفتند که با تلاش و با رعايت موازين ذکر شده در اين رشته بمانم اکنون درسم در حال اتمام است و باز حديث گذشته است و قادر به رعايت موازين اعلام شده از طرف مراجع در اين رشته نيستم ولي از طرفي حزب الهي ها مي گويند که تو خيلي بهتر از سايرين که در اين رشته مشغول هستند اين موازين را رعايت مي کني و چطور غيرتت اجازه مي دهد که ناموس جامعه مسلمين زيردست افرادي باشد که از تو و يا به قولي بي قيدتر هستند. باش در سختترين و موثرترين رشته هاي تخصصي ادامه تحصيل بده اگر چه ابتلاء فلان رشته تخصصي بسيار زياد باشد و تماس زيادي با مريض دارد. اين افراد مي گويند بمان تا دفع افسد به فاسد کني و بر خدا توکل کن و خدا هم يقيناً تو را کمک خواهد کرد. من ظرفيتم در برخورد با جنس مخالف از ساير هم جنسانم علي الظاهر کمتر است ولي در شوراي مرکزي بسيج هستم و ظاهر الصلاح هستم و سايرين از آنچه در دلم و آشوبي که در قلبم مي گذرد بي خبرند و بر ظاهرم قضاوت مي کنند بر گفته هايم و بر آرزوهايم که گاهاً آنها از آن باخبرند به قضاوت مي نشينند. حال مانده ام چه کنم؟ 1) بيايم و طبق گفته برادرم شهيد چمران يا بهتر بگويم کسي که با او زندگي کرده ام يعني شهيد مصطفي چمران که گفته است ارزش هر انساني به ميزان درد و رنج سبزي است که مي برد، من نيز بروم به رشته تخصصي جراحي عمومي که به خاطر استرس فراواني که دارد و درآمدي که نسبت به شرايط کاري آن در ايران بسيار ناچيز است، بروم به اين اميد که در اين رشته که بسيار مؤثر و مورد نياز جامعه ما و مورد نياز جنگ حضرت حجت(عج) مي باشد چرا که مي خواهم در دستگاه حکومتي و انقلابي ايشان بسيار مورد فايده باشم و با عنايت به اين نکته که در اين رشته با توجه به تجربه 7 ساله خواندن پزشکي رعايت موازين شرعي بسيار ناچيز مي باشد و من شهادت مي دهم شايد کمتر ولي گناه مي کنم طبق رساله آقايان مراجع. ذکر اين نکته لازم است که اين رشته ها خالي نمانده و هستند افرادي که از روي علاقه وافر و يا اجبار به اين که به هر حال در يک رشته قبول شوند اين رشته ها را انتخاب مي کنند. 2) يک راه ديگر آن است که به رشته تخصصي ديگري بروم که با توجه به شرايط آن رشته تماس حداقلي با بيماران داشته باشد و خود را از ابتلائات اين رشته تا جاي ممکن دور کنم چون در کشور ما پزشکي اسلامي اداره نمي شود. اگر چه اين رشته به رفاه خيلي نزديکتر است و شايد درآمد بهتري هم دارد و بچه هاي غيرمذهبي هم به دليل هايي که در آخر ذکر شد به اين جور رشته ها خيلي مشتاقند. 3) بعد از اتمام درس پزشکي عمومي رجوع کنم به رشته هاي تئوري که به تدريس در دانشگاه منتج مي شود و يکي از رشته هايي که روي آن فکر کرده ام گرفتن P.H.T در رشته مديريت مراکز درماني و بهداشتي است که متعاقب آن مدير مراکز درماني کشور شوم و به نظام درماني سامان ببخشم و آن را نزديک رضايت و يا لايق خدمت به قيام و حکومت حضرت حجت(عج) گردانم. عذر مي خواهم ولي چون مي بايست شرايط را کاملاً روشن کنم تا شما بدانيد و از حضرت آقاي بهجت و يا دفتر ايشان کسب تکليف کنيد و از طرفي پاسختان در سرنوشتم خيلي مهم است، مجبور به اطاله کلام شدم.
طرح سوال :   
توجه به چند نکته ضروري لازم است:
1. شناخت وظيفه و عمل به آن يکي از مهمترين وظايف هر انساني است زيرا اگر مشخص شد که انجام کاري وظيفه شرعي و انساني ماست بايد آن وظيفه را به نحو احسن انجام دهيم و در عين حال ملزم به رعايت حدود الهي نيز باشيم و هيچگاه ما حق نداريم از وظيفه شرعي و انساني خود شانه خالي کنيم صرفاً به خاطر اينکه ممکن است به گناه بيفتيم بلکه بايد به گناه نيفتيم و وظيفه خود را انجام دهيم.
2. نکته بعد اين است که تقوا دو نوع است تقواي گريز و تقواي ستيز. کداميک از اين دو نوع تقوا مطلوب است و مي تواند در شرايط حساس و خطرات انسان را حفظ کند؟ به نظر مي آيد گرچه تقواي گريز در حد خودش مفيد است اما نمي تواند در شرايط بحراني کارساز باشد افراد زيادي تقواي گريز _ دوري کارها، مکانها و مسؤوليت هاي که زمينه آلوده شدن به گناه در آنها وجود دارد _ داشته اند ولي در شرايط بحراني اين نوع تقوا نتوانسته است به آنها کمک کند بنابراين بعد از دستيابي به تقواي گريز بتدريج بايد از آن عبور کرد و تقواي ستيز را در خود ايجاد نمود. تقواي ستيز يعني انسان در متن جامعه قرار گيرد و مسؤوليتهاي مهم اجتماعي يا حرفه اي که وظيفه اوست به عهده بگيردو در عين حال خودش را از گناه حفظ کند براي اينکه مطلب بهتر روشن شود يک مثال پزشکي و بهداشتي مي زنيم. در بحث بهداشت حداقل دو ديدگاه از گذشته مطرح بوده و شايد هنوز هم مطرح باشد
الف. دوري از آلودگيها و حفظ محيط زندگي از ميکروبهايي که مضر براي سلامتي انسانها هستند.
ب. ديدگاه دوم اينست که با افزايش جمعيت و پيشرفت تکنولوژي و پر شدن زندگي انسانها از وسايل الکترونيکي _ شيميايي و انواع آلاينده ها، گسترش کارخانه هايي که قطعاً محيط زيست را آلوده مي کنند، وخلاصه آلوده شدن آسمان و زمين و دريا بوسيله هواپيما ها، انواع وسايل نقليه و کشتيها و ... اجتناب صد در صد از ميکروب و آلودگي امکان پذير نيست مگر اينکه بشر همه اين مصنوعات و محصولان صنعتي را از زندگي خود دور کند و دوباره برگردد به زندگي ساده و بي آلايش چند قرن پيش!!!
بر اساس ديدگاه دوم که ورود انواع و اقسام ميکروبها و آلاينده ها امري اجتناب ناپذير است مسئولان بهداشت به فکر واکسينه کردن انسان در مقابل برخي از بيماريها شده اند و خود شما بهتر از ما در اين زمينه اطلاعات لازم را داريد. امروز با ساختن انواع واکسن ها ترس ابتلا به برخي از بيماريها، بسيار کاهش پيدا کرده و عليرغم آلودگيهاي زياد در محيط زندگي انسانها در نوبت هاي متعددي از بدو تولد واکسينه مي شوند تا مقاومت بدن آنها يا بعبارت ديگر سيستم دفاعي بدن آنها تقويت شود. در مورد مسائل اخلاقي و معنوي نيز وضع به همين منوال است يعني امروزه نمي توان از بعضي مسؤوليت ها فرار کرد به خاطر اينکه از گناه خود را حفظ نمود بلکه بايد سيستم ايمني و دفاعي روح را چندين برابر گذشته تقويت نمود و الا شما امروز هر کجاي اين عالم بروي از حضور فعال زنان در بسياري از کارها در امان نخواهيد بود و بالعکس زنان نيز با همين مشکل مواجهند بنابراين راه حل اساسي واکسينه کردن خود در مقابل هر چيزي که مي تواند به روح و اخلاق و اعتمادات انسان آسيب وارد کند و از همه مهمتر جهاد دائمي با نفس اماره لذا توصيه مي شود با جديت تمام شما در همين رشته به تحصيلات خود ادامه دهيد و حتي به فکر ادامه تحصيل و دستيابي به بهترين تخصص ها نيز باشيد اما هيچگاه از امور معنوي مانند نماز - تلاوت آيات قرآن و ادعيه، حضور در جلسات مذهبي _ معاشرت با انسانهاي وارسته و اهل معنويت، توسل به اهل بيت و توکل به ذات باري تعالي بي نياز ندانيد و مواظب باشيد غفلت شما را نگيرد و غرق در کار و تحصيل نشويد بلکه هر شبانه روز وقتي را اختصاص دهيد به خودتان که وضعيت روحي و اخلاقي خود را کنترل و حسابرسي کنيد مطمئن باشيد اگر هر روز و لو براي چند دقيقه از نفس خود حساب پس بگيريد و محاسبه اي داشته باشيد خداوند شما را کمک خواهد کرد و از گناه حفظ خواهد نمود. سعي کنيد همه مسائل شرعي مربوط به رشته خود را ياد بگيريد و هر روز آنها را نصب العين خود قرار دهيد.
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

چگونه مشكلات زندگي خودراحل كنيم؟

در ابتداي يك زندگي مشترك دانستن چه مسائلي يا انجام دادن چه كارهايي زندگي را زيباتر مي كند؟

مادر شوهري با عروس مشكل دارد و دائما در حال دعوا و...... .هستند، راه حل اين مشكل چیست؟

چگونه مشكلات زندگي خودراحل كنيم؟

چه برنامه‌اي را براي رشد متوازن و هماهنگ تمام ابعاد شخصيت انساني مي‌توان در پيش گرفت؟


راههاي رسيدن به موفقيت در تمامي مراحل زندگي مخصوصاً درسي و ديني چيست؟

باتوجه به اينكه مدت اندكي است حدود6ماه شاغل شده ام به اين مهم رسيده ام كه فردي بسيارساده وبي تدبيرهستم.البته نقاط مثبت زيادي دارم وليكن چون مي خواهم نقاط منفي خود را از بين ببرم ياكمرنگ كنم خدمتتان مطرح كردم.درادامه مطلب بالابايدبگويم به واقع دريافته ام كه اگرديگري به خط وجهت دادومرادرمسيري درست قراردادمي توانم موفق شوم يعني نيازبه يك هادي قوي دارم به ويژه درعرصهء زندگي بيشتر براي آينده نگرانم مثلا"اگردرآينده فردمقابل من بسياركاردان وباسياست وزيرك باشدباداشتن خانمي ساده وبي تدبيرشايدبنيان زندگي اندكي ويافراترازآن سست شود.علت اين امرراخودم مي دانم طي نامهءقبلي هم بصورت تذكري وگذرااشاره كردم اين مسئله خانوادگي است يعني مابه واقع ودرعمل يادنگرفته ايم زيرك باشيم همهءاعضاي خانواده خيلي دوست داشتيم كه زيرك وباسياست باشيم .ليكن چون به طور عملي تجربه نكرده ايم حتي درمحدودهءخودمان براي همين شايدانجام آن برايمان سخت باشد.منظورم ازسياست وتدبيروزيركي يك زن اين است كه او بايدبتواندگاهي اوقات خط مشيءيك خانواده راتعيين كند.اگرنيك بنگريم مي بينيم اكثرخانوادهها زيربناي فكري آن مادرخانواده است.اين مادرخانواده است كه راه درجلوي پاي همه حتي همسرخودمي گذارد البته اين گفتهءمن مديريت مردرازيرسئوال نمي بردومقصودمن ازگفتهءبالازن سالاري ومادرسالاري نيست به هيچ وجه .چنانچه زودباوروساده لوح وخيلي خيلي صادق باشيم ضربه مي خوريم خيلي هاقدرخوبيهارانمي دانند البته ماخوبيهارابراي رضاي خداانجام ميدهيم نه براي افرادولي موءمن بايدزيرك باشدخواهشمندم بطورگسترده وواضح جواب مرادهيد.اگركتاب مرجع خاصي سي دي آموزشي واستادويامشاوره باافرادخاصي راحتي اگرزمان زيادي راببردنيازمي بينيدسپاسگزارتان خواهم بودمرامطلع كنيد.رسيدن من به اينكه فردي بسيار ساده لوح وبي سياست هستم راهم ازجانب خودم به اين امررسيده ام وهم بارها دوستان دلسوزوفداكارم به من متذكرشده اندكه چنانچه اين رويه راپيش بگيرم دچارضربه هايي عميق درزندگي خواهم شدپس مرادرست وحسابي راهنمايي كنيد.

فرق بين امل و آرزو كه در احاديث از آن نهي شده، با مديريت و برنامه ريزي براي آينده چيست؟

به نظر شما راه رسيدن به خوشبختي و موفقيت در زندگي چيست؟

من دانشجوي سال آخر رشته پزشکي و مقلد جناب آقاي بهجت(حفظه الله) هستم تقريباً دو سال پيش از دفتر معظم له استفتاء کردم که من در اين رشته با شرايط موجود نمي توانم حدود الهي را رعايت کنم و در توانم نيست و اجازه خواستم تا اين رشته را ترک کنم، اجازه ندادند و گفتند که با تلاش و با رعايت موازين ذکر شده در اين رشته بمانم اکنون درسم در حال اتمام است و باز حديث گذشته است و قادر به رعايت موازين اعلام شده از طرف مراجع در اين رشته نيستم ولي از طرفي حزب الهي ها مي گويند که تو خيلي بهتر از سايرين که در اين رشته مشغول هستند اين موازين را رعايت مي کني و چطور غيرتت اجازه مي دهد که ناموس جامعه مسلمين زيردست افرادي باشد که از تو و يا به قولي بي قيدتر هستند. باش در سختترين و موثرترين رشته هاي تخصصي ادامه تحصيل بده اگر چه ابتلاء فلان رشته تخصصي بسيار زياد باشد و تماس زيادي با مريض دارد. اين افراد مي گويند بمان تا دفع افسد به فاسد کني و بر خدا توکل کن و خدا هم يقيناً تو را کمک خواهد کرد. من ظرفيتم در برخورد با جنس مخالف از ساير هم جنسانم علي الظاهر کمتر است ولي در شوراي مرکزي بسيج هستم و ظاهر الصلاح هستم و سايرين از آنچه در دلم و آشوبي که در قلبم مي گذرد بي خبرند و بر ظاهرم قضاوت مي کنند بر گفته هايم و بر آرزوهايم که گاهاً آنها از آن باخبرند به قضاوت مي نشينند. حال مانده ام چه کنم؟ 1) بيايم و طبق گفته برادرم شهيد چمران يا بهتر بگويم کسي که با او زندگي کرده ام يعني شهيد مصطفي چمران که گفته است ارزش هر انساني به ميزان درد و رنج سبزي است که مي برد، من نيز بروم به رشته تخصصي جراحي عمومي که به خاطر استرس فراواني که دارد و درآمدي که نسبت به شرايط کاري آن در ايران بسيار ناچيز است، بروم به اين اميد که در اين رشته که بسيار مؤثر و مورد نياز جامعه ما و مورد نياز جنگ حضرت حجت(عج) مي باشد چرا که مي خواهم در دستگاه حکومتي و انقلابي ايشان بسيار مورد فايده باشم و با عنايت به اين نکته که در اين رشته با توجه به تجربه 7 ساله خواندن پزشکي رعايت موازين شرعي بسيار ناچيز مي باشد و من شهادت مي دهم شايد کمتر ولي گناه مي کنم طبق رساله آقايان مراجع. ذکر اين نکته لازم است که اين رشته ها خالي نمانده و هستند افرادي که از روي علاقه وافر و يا اجبار به اين که به هر حال در يک رشته قبول شوند اين رشته ها را انتخاب مي کنند. 2) يک راه ديگر آن است که به رشته تخصصي ديگري بروم که با توجه به شرايط آن رشته تماس حداقلي با بيماران داشته باشد و خود را از ابتلائات اين رشته تا جاي ممکن دور کنم چون در کشور ما پزشکي اسلامي اداره نمي شود. اگر چه اين رشته به رفاه خيلي نزديکتر است و شايد درآمد بهتري هم دارد و بچه هاي غيرمذهبي هم به دليل هايي که در آخر ذکر شد به اين جور رشته ها خيلي مشتاقند. 3) بعد از اتمام درس پزشکي عمومي رجوع کنم به رشته هاي تئوري که به تدريس در دانشگاه منتج مي شود و يکي از رشته هايي که روي آن فکر کرده ام گرفتن P.H.T در رشته مديريت مراکز درماني و بهداشتي است که متعاقب آن مدير مراکز درماني کشور شوم و به نظام درماني سامان ببخشم و آن را نزديک رضايت و يا لايق خدمت به قيام و حکومت حضرت حجت(عج) گردانم. عذر مي خواهم ولي چون مي بايست شرايط را کاملاً روشن کنم تا شما بدانيد و از حضرت آقاي بهجت و يا دفتر ايشان کسب تکليف کنيد و از طرفي پاسختان در سرنوشتم خيلي مهم است، مجبور به اطاله کلام شدم.

چگونه افراد مي توانند با نگاه به اشخاص شخصيت آنها را ببينند؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما