مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / قرآن - معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خانه داری
مهربانی در زندگی مشترک
آنچه باید والدین بدانند
آنچه باید همسران بدانند
همسران نمونه
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
صورتهاي ممنوع تفسير به رأي، به اجمال عبارت است از: 1 ـ تفسير جاهلانه نسبت به اصل محتوا؛ يعني مطلبي از آيه‌اي برداشت و بر آن تحميل شود، در حالي كه آن مطلب مطابق با برهان نيست و در اين جهت فرقي نيست بين اين كه برهان مطلب فلسفي يا كلامي باشد يا تجربي و يا نقلي؛ زيرا برهان هر مطلب وابسته به سنخ آن مطلب و محتواست؛ اگر محتوا از معارف تجريدي بود، اثبات آن مضمونْ برهان فلسفي ياكلامي مي‌طلبد و اگر محتوا از مسائل تجربي بود، اثبات آن شاهد آزمايشي و تجربه طلب مي‌كند. چنانكه اگر از قصص و سيره‌هاي انبيا و اوليا (عليهم‌السلام) بود اثبات آن، سند معتبر نقلي مي‌خواهد. پس اگر مطلبي وابسته به يكي از رشته‌هاي عقلي يا نقلي بود و بدون دليل، از آيه استظهار شد و بر آن تحميل گشت، سپس آيه بر معناي تحميلي حمل شد، چنين تفسير جاهلانه‌اي تفسير به رأي و ممنوع است و قرآن كريم در اين باره به عنوان يكي از جوامع‌الكلم بدون اختصاص به مسئله تفسير، راجع به منع قول بدون علم مي‌فرمايد: "ولا تَقْفُ ما ليس لك به علم إنّ السمع والبصر والفؤاد كلّ أولئك كان عنه مسئولا".(1) 2 ـ تفسير جاهلانه نسبت به اراده جدّي متكلم و اسناد محتوا به او؛ يعني مطلبي از آيه برداشت شود كه آن مطلب از جهت اسناد به برهان مناسب خود اعم از عقلي، تجربي و نقلي صحيح و تامّ است، ليكن از جهت اراده جدّي متكلم و اين كه وي همين محتوا را از آيه اراده كرده، نيازمند به دليل معتبر است و دليلي كه عهده‌دار صحت استناد محتواي مزبور به متكلم است يا عقلي است و يا نقلي؛ اگر دليل عقلي تامّ بر استحاله يا بطلان معناي ديگر و عدم تناسب محتواي ديگر با پيام آيه اقامه نشد، يا دليل نقلي معتبر بر اراده خصوص معناي مزبور از آيه مورد نظر، ارائه نشد، اسناد اراده جدي و حتمي خصوص مطلب معهود به متكلم از سنخ تفسير به رأي مذموم است. وظيفه مفسّر در اين حال، استناد احتمالي معناي مزبور به متكلم است؛ يعني محتواي ياد شده را بايد يكي از معاني احتمالي مراد متكلم بداند و بگويد: ممكن است متكلمْ اين محتوا را اراده كرده باشد، نه اين كه بگويد حتماً همين را اراده كرده است، نه غير آن را. 3 ـ تفسير جاهلانه نسبت به اراده جدّي متكلم و اسناد اراده احتمالي به وي؛ يعني مطلبي از آيه برداشت شود كه با برهان مناسب با فنّ خود مطابق است، ليكن دليل عقلي يا نقلي معتبر قائم است كه متكلم در خصوص آيه محلّ بحث، حتماً آن را اراده نكرده، بلكه محتواي ديگري را اراده كرده است؛ كه در اين صورت نه تنها اسناد قطعي مطلب مزبور به متكلم نارواست و از قبيل تفسير به رأي مذموم است، بلكه اسناد احتمالي آن به متكلم نيز از اين قبيل خواهد بود؛ زيرا با قيام شاهد عقلي يا نقلي معتبر بر عدم اراده مطلب مزبور از طرف متكلم و اراده مطلب ديگر، نمي‌توان محتواي ياد شده را از معاني احتمالي آيه دانست. به هر تقدير، همه اينها از نظر قرآن كريم ممنوع است و دليل قرآني بر منع امور ياد شده، يكي آيه "... ألم يُؤخذ عليهم ميثاق الكتاب أن لا يقولوا علي الله إلا الحق ودرسوا ما فيه والدار الاخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون"(2) است؛ زيرا بر اساس اين آيه، اسناد مطلب غير عالمانه به خداوند روا نيست و عالمانه نبودن آن به دو قسم است: يكي آن كه اصل مطلب مطابق علم نباشد؛ ديگر آن كه گرچه اصل مطلب صحيح و علمي است، ليكن اسناد مطلب علمي به خداوند بدون شاهد باشد كه روا نيست؛ زيرا گرچه خداوند هر چه مي‌فرمايد عالمانه و علمي است، اما در خصوص آيه محل بحث، آيا فلان مطلب علمي را اراده كرد، يا مطلب علمي ديگر را، نيازمند به دليل جداگانه است. اگر دليل بر حصر مطلب صحيح اقامه شد، فقط همان مطلب محصور به صورت معيّن به خداوند اسناد داده مي‌شود وگرنه به صورت احتمال به خداوند مستند خواهد بود. دليل قرآني ديگر بر منع اسناد چيزي به خداوند با عدم علم به استناد، آيه "أتقولون علي الله ما لا تعلمون"(3) است؛ زيرا چيزي را كه معلوم نيست خداوند گفته باشد، نمي‌توان به ذات اقدس وي اسناد داد، هر چند آن مطلب در جاي خود صحيح باشد، ولي اثبات اراده جدّي خداوند نسبت به آن مطلب معيّن از آيه محلّ بحث، نيازمند به دليل است و بدون دليل نمي‌توان چيزي را به خداوند اسناد داد. البته اگر آن مطلب باطل باشد، نظير شرك و بت‌پرستي، اسناد آن به خداوند افتراي مهم و "ظلم أفْحَش" است و اگر اصل مطلب درست باشد و در خصوص آيه محلّ بحث بدون دليل به خداوند اسناد داده شود "ظلم فاحش" خواهد بود. تنها موردي كه مي‌توان به خداوند اسناد داد آن است كه اصل مطلب في نفسه، صحيح باشد و استناد صدور آن به خداوند نيز احراز شده باشد. 4 ـ تفسير و نسبت غافلانه به اراده جدّي متكلّم در صورتي كه اصل مطلبِ برداشت شده از آيه محل بحث صحيح باشد و متكلم نيز همان مطلبِ درست را اراده كرده باشد، ليكن مفسِّرْ راهي براي اثبات اراده متكلم نداشته باشد و يا آن را نپيموده باشد؛ كه در اين صورت با اين كه حُسْنِ فعلي محفوظ است، ليكن حُسْنِ فاعلي محفوظ نيست؛ زيرا مفسِّر بدون تحقيق از صحّت استناد مطلب مزبور به متكلم، آن را به وي نسبت داده است و اين كار دوم روا نبود؛ گرچه كار اول يعني اصل استنباط مطلبِ معهودْ از آيه محلّ بحث درست بوده است. از اين جا مي‌توان گفت: مفسِّر دو كار انجام داد كه اوّلي واجدِ حُسن بود و دومي فاقد حُسن؛ زيرا كار دوم گرچه تصادفاً مطابق با واقع شد، ليكن مفسِّر در اين كار، برهاني فراهم نكرد و بدون بينش حركت كرد. او گرچه بدون تصادم به مقصد رسيد، ليكن از توبيخ تجرّي و سرزنش سركشي مصون نيست. 5 ـ تفسير غافلانه نسبت به اصل محتوا در صورتي كه هم آن مطلب معهودْ في نفسه صحيح باشد و هم آن محتواي صحيح را متكلم اراده كرده باشد، ليكن مفسِّر مزبور نه تنها درباره صحت صدور و استنادِ مطلبِ معيّن به متكلم تحقيقي نكرده، بلكه در صحت اصل مطلب نيز هيچ‌گونه تحقيقي نكرده است و صرفاً به تخمين خود هم آيه را معنا كرده و هم معناي تخميني خود را به متكلم اسناد داده است. چنين تجرّي و بي‌باكي نيز مي‌تواند مشمول تفسير به رأي باشد كه شاهد بي‌مبالاتي مُفَسِّر و محروميّت وي از قِماط احتياط و از حِزام حزم لازم است؛ زيرا چنين مُفَسِّري هم در استنباط مطلب از آيه، به رأي خود بسنده مي‌كند و به ادلّه آن نمي‌پردازد و هم در اسناد محتواي آن به متكلم به پندار خويش مراجعه مي‌كند، نه به شواهد عقلي يا نقلي؛ پس او رأي‌پسند است و بدون علم سخن مي‌گويد؛ خواه مطابق با واقع قرار بگيرد و خواه نگيرد و در اين بي‌مبالاتي بين اصل استنباط مطلب از آيه و بين اسناد آن به متكلم فرقي قائل نيست. پس او به رأي خود تفسير مي‌كند، نه به دليل و به رأي خويش اسناد مي‌دهد، نه به شاهد، و اطلاق دليلِ "مَنْ فسّر القرآن برأيه..."(4) يا اطلاق دليلِ "من قال فى القرآن بغير علم... من تكلم فى القرآن برأيه"(5) از برخي جهات شامل صورتهاي ياد شده خواهد شد.


1 ـ سوره إسراء، آيه 36. 2 ـ سوره اعراف، آيه 169. 3 ـ سوره اعراف، آيه 28؛ سوره يونس، آيه 68. 4 ـ بحار، ج 89، ص 110. 5 ـ همان، ص 111. مأخذ: (تسنيم، ج 1، ص 180)
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

آيا تفسير سمبليك از قرآن صحيح است؟ و آيا مى‏توان داستان حضرت آدم(ع) وفرشتگان را سمبليك دانست؟

استخاره به قرآن چه شرايطى مى‏خواهد و آيه مورد نظر را چگونه بايد تفسير كرد؟

الفاظ عربى قرآن از سوى خداست يا از زبان پيامبر(صلی الله علیه وآله) است؟

چرا خداوند در آيه 176 سوره اعراف مثل بلعم باعورا را به سگ تشبيه كرده‏است؟

آيا بسم الله الرحمن الرحيم در تمام سوره‏ها يك آيه محسوب مى‏شود؟

نماز وسطى در قرآن به كلام نماز تعبير شده است و براى چه به اين نام شهرت‏پيدا كرده است؟

منظور از جمله (هيزمهاى جهنم را صخره‏ها و انسانها تشكيل مى‏دهند) در قرآن‏چيست؟

ابراز و بيان برداشتهاى فردى از قرآن صحيح است؟

چگونه آيه‏ى (لا اكراه فى الدين) با آيه‏ى ديگرى كه مى‏فرمايد: (و هر كس غيراز اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود، سازگار است؟

چرا در قرآن آسمان به صورت جمع آورده شده و تفسير قرآن در اين باره چه‏مى‏باشد؟


آنچه مهم است دل پاك است، چگونه عبادت در حال خستگى با (لا اكراه فى‏الدين) سازگار است؟

آيا مستقيما مى‏توانيم از قرآن استفاده كنيم يا بايستى حتما از تفسير استفاده‏كرد؟

بهترين روش براى حفظ قرآن و احاديث چيست؟

مفهوم آيه (لا يكلف الله نفسا الا وسعها) چيست؟

آيا منظور از امانات الهى همان اسمأ هستند يا اعضأ و جوارح؟

با توجه به اين كه نمى‏توان پيامبرى را يافت كه به حق كشته شده باشد چراخداوند در قرآن قتل پيامبران به (غيرحق) مقيد ساخته است؟

اسمأ الحسنايى كه خداوند به آدم(ع) القأ فرمود چه بود؟

معنى و تفسير آيه كن فيكون چيست و خداوند اوامر خود را در كجا بصورت‏علت و معلول و در كجا بصورت معجزه انجام مى‏دهد؟

منظور از عبارات (اكثرهم لا يعقلون) يا (لا يعلمون) در قرآن چيست؟ و چرااسلام دمكراسى را پذيرفته است؟

با توجه به آيه 102 بقره شياطين در ملك سليمان چه كسانى‏اند و به هاروت‏و ماروت چه چيزهايى نازل شد؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما