مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / کلام - معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خانه داری
مهربانی در زندگی مشترک
آنچه باید والدین بدانند
آنچه باید همسران بدانند
همسران نمونه
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
پوچ انگارى زندگى (نهيليسم) بيش از هر چيز ريشه روانى و پسيكولوژيك دارد نه ريشه منطقى. زيرا نه تنها انسان بلكه هر موجود زنده‏اى ذاتا داراى حب نفس، حب بقا و حب كمالات لايق مرتبه وجودى خود مى‏باشد و حركت در جهت خلاف آن به معناى مقابله با غريزه ذاتى است. بنابراين در مرحله نخستين بايد ديد چرا و چگونه شما گرفتار چنين انديشه‏اى شده‏ايد؟ به نظر مى‏رسد چند عامل در اين رابطه مؤثر باشد: 1) مشكلات زندگى و فشارهاى روحى و احيانا بى‏صبرى در برابر ناملايمات.
2) نشناختن فلسفه صحيح زندگى.
3) نداشتن مفهوم درستى از «كمال».
4) در سر نداشتن مفهوم درست نسبت به تكليف و آن را امرى دشوار و فوق توان به حساب آوردن.
5) ندانستن كرامت‏ها و فضايل انسان و جايگاه بلند و مقام خليفه‏اللهى او در هستى.
6) نداشتن آشنايى دقيق با الطاف بى‏كران الهى نسبت به انسان و او را موجودى رها و سرگردان در كوير خشك زندگى ديدن. اكنون اگر در هر يك از موارد فوق با سير مطالعاتى منظم ديدگاه خود را تصحيح نماييد ريشه اين انديشه خشكانده مى‏شود.
شما چند اصل براى خود فرض كرده‏ايد آنگاه بنايى را بر آن ساخته‏ايد: بناى پوچى و بى‏هدفى و بى‏معنا بودن زندگى ولى منطق ايجاب مى‏كند كه در مبانى خود، تجديد نظر كرده و آنها را به دقت مورد ارزيابى قرار دهيد.
اولين مبنايى كه در ساختمان فكرى شما وجود دارد اين اصل است كه: «آدمى در اين جهان بايستى آسوده و راحت باشد»، وقتى اين چنين نيست پس زندگى مفهومى ندارد.
ولى اگر قدرى عميق‏تر به حيات انسان بنگريم، خواهيم ديد كه رشد و سازندگى و تكامل مادى و معنوى انسان در زمينه سختى‏ها و رنج‏ها شكل گرفته و مى‏گيرد. تمدن‏ها در نقاطى به وجود آمده‏اند كه شرايط زندگى دشوار بوده و انسان مجبور به مبارزه با طبيعت شده است.
رشد علمى مرهون درگير شدن بشر با مشكلات است. اگر بشر، جهانى همواره روشن داشت، هيچ‏گاه به فكر كشف الكتريسته نمى‏افتاد و اگر بيمارى‏ها وجود نداشتند، هيچ‏گاه اندام خود و عوامل مؤثر بر سلامت و يا بيمارى آن را نمى‏شناخت.
اين بناى كار جهان و متناسب با روندى است كه براى بشر در نظر گرفته شده است: لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ ما آدمى را در رنج و فشار آفريديم»،(1). پس كمال انسان در سختى‏ها است چه در عرصه مادى و چه در عرصه معنوى. اگر جهانى بدون مشكل در برابر انسان بود، آدمى به جهت خصوصياتش آن را بر هم مى‏زد تا مشكلى پديد آورد و آن را حل كند.
برداشتن رنج و مشكلات از زندگى بشر، مساوى با ركود و سكون او است پس وجود مشكل، زمينه‏ساز رشد و پيشرفت بشر است.
دومين اصلى كه ظاهراً انديشه خود را بر آن بنا نهاده‏ايد آن است كه: «انسان با مرگ فاصله‏اى ندارد و بالاخره با آن درگير خواهد شد»، پس معناى زندگى چيست؟ آرى اگر مرگ فنا باشد نظر شما كاملاً منطقى است ولى آيا مرگ پايان كار انسان است يا مرگ مرحله‏اى است براى عبور انسان به حياتى برتر؟ آيا دنيا همه چيز است يا دنيا مزرعه آخرت است؟ آيا انسان زندانى در اين دنيا است يا مرغ باغ ملكوت است و پس از مرگ با جهانى بزرگ‏تر روبه‏رو است؟
خرم آن روز كزين منزل ويران بروم راحت جان طلبم وزپى جانان بروم‏
گرچه دانم كه به جايى نبرد راه غريب من به بوى سر آن زلف پريشان بروم‏
پس مرگ اگر انتقال به حيات ديگر است، از مردن چه باك؟
از جمادى مردم وتا مى‏شدم وزنما مردم به حيوان بر زدم‏
مردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى زمردن كم شدم‏
حمله ديگر بميرم از بشر تا برآرم از ملايك پرّ و سر
بار ديگر از ملك پرّان شوم آنچه را در وهم نايد آن شوم‏
آرى مرگ براى كسى كه معاد را نبيند جز تباهى چيز ديگرى نيست ولى آن كس كه مرگ را پلى مى‏داند كه او را به حيات برتر انتقال خواهد داد، براى او مرگ نه تنها تباهى و موجب يأس نيست بلكه عاملى است براى تحرّك بيشتر و ثمر فزون‏تر بردن از زندگى دنيوى.
البته مقصود از «ثمر» خانه و ماشين و. نيست بلكه آن متاعى است كه آدمى با آن ارزش واقعى پيدا مى‏كند يعنى، معرفت و عمل نيك. (شناخت اين جهان و خودى واحد واحد آن، وانگهى عمل كردن در مسير او).
«قسم به عصر كه انسان در زيان است، مگر كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند»،(2).
آرى اگر آدمى گوهر حيات را نيابد زندگى‏اش چيزى جز پوچى نخواهد بود. گوهر حيات نيز همان رشد كمالات نفسانى و كرامت‏هاى انسانى است. اين‏ها هستند كه به انسان بها مى‏دهند و به زندگى او معنا مى‏بخشند.
تو به قيمت وراى دو جهانى چه كنم قدر خود نمى‏دانى‏
توصيه مى‏كنيم براى درك معناى واقعى حيات و ارزشمندى آن بيشتر تفكر كنيد. تلاوت و تدبر در آيات قرآن، خواندن آثار بزرگان انديشه (همانند ملاى رومى «مثنوى معنوى» و آثار ديگرى كه درباره هدف حيات و فلسفه آن نوشته شده است) و. ره‏توشه خوبى براى شما است.
فقر و غنا هم در ميان مؤمنين و هم در ميان كفار وجود دارد و بهره‏مندى از ثروت ها و لذايذ دنيوى اختصاصى به كفار ندارد. البته افراد ثروتمند فعلا در ميان كفار بيشتر مى‏باشند چون تمام هدف و تلاش آنها در راستاى جمع‏آورى ثروت و برخوردارى از لذايذ دنيوى است.
2- رنج و شادى دو قسم است يكى رنج و شادى روحى و ديگرى جسمى كه اولى بسيار مهم‏تر است. گاهى انسان رنج جسمى دارد ولى رنج روحى ندارد و تحمل آن برايش راحت است ولى رنج روحى تحملش دشوارتر است كه رنج كفار اغلب از نوع روحى است. چون عامل اساسى در رنج روحى دورى و بعد از خداست كه آنان از خدا دورند. و عامل امنيت روحى قرب به خداست كه اين عامل در اختيار مؤمنين است.
3- بسيارى از امورى كه در نظر مردم موجب راحتى است همان‏ها مجراى عذاب اخروى مى‏باشند چنان كه آيه شريفه در مورد منافقان مى‏فرمايد: فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اَللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا و يا در مورد كفار آمده است كه: جهنم همين الان بر آنان احاطه دارد و آنان در يك شرايط روحى جهنمى بسر مى‏برند: وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ*،(3).
4- حداكثر بهره‏مندى كفار از لذايذ در دنياست كه وقتى اين لذت هارابالذايذ بهشتيان كه قرآن بيان مى‏فرمايد مقايسه كنيم مى‏بينيم كه بسيار ناچيز است.
5- بسيارى از مشكلات داراى اثر تربيتى و سازنده است و رفاه و تنعم بيش از حد سستى و غفلت‏آور است.
6- برخى از مصايب كفاره گناهان است.
7- بعضى از سختى‏ها نتيجه طبيعى عمل انسان است.
پى‏نوشت‏
(1) (البلد، آيه 4)
(2) (سوره والعصر)
(3) (عنكبوت، آيه 54)
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

اگر امام حى و قيوم هست پس علت زيارتشان از طريق مرقد مطهر چيست؟

چرا چهارده معصوم، ائمه مى‏شوند و ما انسانهاى معمولى نمى‏توانيم به آن مقام‏برسيم؟ و با توجه به اكتسابى بودن مقام آنها چگونه اينگونه ميشوند؟

با دلائل محكم و قانع‏كننده حقانيت شيعه 12 امامى را براى من ثابت كنيد.

چگونه آيه‏ى (لا اكراه فى الدين) با آيه‏ى ديگرى كه مى‏فرمايد: (و هر كس غيراز اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود، سازگار است؟

آنچه مهم است دل پاك است، چگونه عبادت در حال خستگى با (لا اكراه فى‏الدين) سازگار است؟

چرا معجزات الهى در زمان ما كمتر مشاهده مى‏شود و اكثر آنها زمان پيامبر(ص)رخ داده‏اند؟

انسان از كجا آمده و به كجا مى‏رود و هدف از آفرينش چيست؟

فردى كه در مشكلات شديد زندگى غوطه‏ور و راه نجاتى براى خود نمى‏يابد چرانمى‏تواند براى نجات خود خودكشى كند؟

لطفا از راه عقلى و به زبان ساده خدا را برايم ثابت كنيد؟

چگونگى غيبت حضرت عيسى(ع) و دليل اين مسأله چه بوده است؟

با توجه به اين كه رزق و روزى هر فردى دست خداست نقش خود انسان را دركم و زيادى رزق و روزى چگونه توجيه مى‏كنيد؟

با توجه به اين كه فراگير شدن ظلم و جور در جهان از نشانه‏هاى ظهور است پس‏چرا مردم را براى زمينه‏سازى ظهور دعوت به صلح و ترك ظلم و گناه مى‏كنند؟

آيا انسان آزاد است يا مجبور؟ مرز آزادى تا كجاست؟

با وجود علم وعقل، چه نيازى به وحى داريم؟

چرا بعضى از دستورات اسلام تغيير يافته است؟

آيا عاقبت هركس به دست اوست؟

اگر همان‏طور كه خدا را در هر مكاني صداي ما را مي‏شنود، ائمه(ع) هم مي‏شنوند؛ پس فرق خدا با بنده چيست؟

از استاد شهيد مرتضي‏ مطهّري نقل شده است كه كار كردن براي خلق بت‏پرستي است؛ معناي اين جمله چيست؟

آيا با توجه به اينكه خواندن غير خدا (درخواست از غير خدا) شرك مي‏باشد، دعاي ندبه كه در آن امام زمان(عج) خوانده مي‏شود، شرك نيست؟

در قسمت زيارت اهل قبور گفته شده است كه دادن صفت شفادهندگي به طور مستقيم به ائمة اطهار شرك است. پس چرا در بعضي مجالس روضه مي گويند اگر مريضي داريد يا حاجتي داريد به فلان امام متوسل شويد؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما