|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
در باب ظهور امام زمان (عج) انباشته گشتن جامعه از ظلم و ستم شرط فرج آن بزرگوار نمىباشد. بلكه شرط فرج، آمادگى و لياقت انسانهاى متعدد منتظر است. در حالى كه ظلم و ستم از جمله نشانهها و علامات عصر ظهور است و تفاوت شرط و نشانه در اين است كه اولاً در صورت تحقق شرط (آمادگى و لياقت انسانها) مشروط (فرج و ظهور) نيز محقق مىگردد، ولو اين كه جامعه در حد فوران معصيت و تعدى نباشد. اما در صورت نمايان گشتن نشانه و عدم تحقق شرط به هيچ وجه فرج و ظهور صورت نمىگيرد. چرا كه استعداد و قابليت افراد زمينهساز و مقدمه ظهور است و تا مقدمه فراهم نگردد نوبت به ذىالمقدمه نمىرسد.
ثانياً، شرط جزء سلسله علل و اسباب تحقق شىء (مشروط) واقع ميشود در حالى كه علامت و نشانه نمايشگر و حكايتگر يك واقعيت است و اصلاً در سلسله اسباب و علل واقع نمىگردد. مثل اين كه مىگوييم سرخى چهره نشانه و علامت خجالت است. يعنى خجالت و شرم يك امر نفسانى و باطنى است و سرخى چهره گوارشگر آن حالت باطنى مىباشد و چه بسا در افرادى حالت شرم و خجالت باشد اما سرخى چهره نباشد و يا سرخى چهره باشد اما به خاطر خجالت و شرم نباشد.
در روايات حضرات معصومين (ع) به روشنى و صراحت ظلم و جور از نشانههاى عصر ظهور برشمرده شده است نه علت و شرط ظهور.
به فرموده امام صادق (ع): براى قيام قائم (عج) علاماتى است كه مىبايد از ناحيه خداوند براى انسانهاى مؤمن و وقتى راوى سؤال مىكند كه آن علامات و نشانهها چيست؟ حضرت مىفرمايد: آن قول خداست كه هر آينه ما شما را آزمايش مىكنيم (ولنبلونّكم) يعنى انسانهاى مؤمن قبل از خروج حضرت قائم (عج) آزمايش مىشوند به ترس و گرسنگى و كاستى در اموال و نفوس و ثمرات و بشارت بده افراد شكيبا را،(1).
در باب اين كه در صورت تحقق شرط (استقرار و آمادگى) بىدرنگ فرج و ظهور صورت مىگيرد امام موسى بن جعفر (ع) مىفرمايد: لوكان فيلكم عدة اهل بدر لقام قائمنا اگر به عدد (سپاهيان اسلام در جنگ) بدر انسانهاى مستعد و آماده موجود بود هر آينه حضرت قيام مىنمود»،(2).
در باب فراهم ساختن زمينههاى ظهور آن حضرت همه حقايق در واژه انتظار نهفته است به فرموده حضرت رسول اكرم (ص) با فضيلتترين اعمال امت من انتظار فرج است از خداوند سنخيت و هماهنگى ميان انسان منتظر و كسى كه در انتظار او هستيم. بزرگترين درس براى فراهم ساختن زمينه ظهور آن حضرت مىباشد، چرا كه انسان منتظر رنگ و بوى منتظر را به خود مىگيرد.
آن كه منتظر مصلح جهانى است خود نيز بايد صالح و مصلح باشد. آنچه ما را از مسير حضرتش دور مىسازد خلاف انتظار است و آنچه باعث شادى و خرسندى و رضايت امام عصر (عج) مىگردد عين انتظار است.
درك دقيق معناى انتظار مبتنى بر فهم جامع انديشه مهدويت است وانديشه مهدويت را بايد با توجه به مجموعه معارف اسلامى و در راستاى هدف كلى دين اسلام ديد.
بنا بر آموزههاى دينى، مهدى (عج) روزى ظهور كرده و وعدههاى الهى را به اجرا درمىآورد او برپا كننده حكومت صالحان مىباشد و مؤمنان به ميزان ايمان و عمل صالحشان در حكومت مهدى (عج) قرب و منزلت دارند. اين انديشه پايانى زيبا و نورانى براى جريان زندگى انسان تصوير مىكند و عامل شعلهور شدن اميد در دلهاى مؤمنين است.
اميد به ظهور مهدى (عج) همان اميد به خداست. اميد موتور حركت انسان در زندگى است و اميد به مهدى (عج) عامل حركت استوارتر انسان در مسير خوبىها يعنى همان هدف اصلى دين مىباشد.
مقصود از انتظار فرج، اميد و دلبستگى به مهدى (عج) است. بنابراين انتظار فرج مقصود دين به تعبير شهيد مطهرى، انتظارى سازنده و نگهدارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحركبخش است. به گونهاى كه خود نوعى عبادت و حقپرستى است.
برخى به خطا به گونهاى انديشه مهدويت را تصوير مىكنند كه انتظار براساس آن به معناى كمك به رشد ظلم و فساد و پرشدن دنيا از گناه مىباشد در حالى كه بىشك چنين امورى با هدف دين بيگانه است، بنابراين انتظار و عشق به مهدى يعنى، عشق به همه خوبىها و اميد اقامه همه خوبىها در دنيا اين عشق و اميد عاملى است كه انسان را وامىدارد تا هر چه بيشتر و محكمتر در راه خوبىها قدم بردارد، پس انتظار فرج مسؤوليتآفرين است.
بحث در اين موضوع نياز به مطالعه بيشترى دارد. منابع زير بسيار مفيد است: 1- قيام و انقلاب مهدى، شهيد مطهرى، صدرا، تهران (اين كتاب اساساً به معناى انتظار پرداخته است).
2- امامت و مهدويت، آيتاللهصافى، انتشارات اسلامى قم، 1375 (اين اثر به مجموعهاى از بحثها پيرامون امام مهدى (عج) پرداخته و خصوص بحث انتظار نيز يكى از فصلهاى كتاب است، ج 1، صص 351- 398).
انتظار فرج بيش از هر چيز به معناى آماده شدن و آماده ساختن جامعه براى پذيرش و لبيك گفتن به دعوت حق و زمينه سازى ظهور امام زمان (عج) است. بنابراين مهمترين وظيفه ما در اين عصر آشنايى و التزام هر چه بيشتر با مكتب گران قدر اسلام و معرفى چهره درخشان آن به جهانيان است. از طرف ديگر ايمان خود و ديگران را تقويت كردن و براى فداكارى در راه اسلام و قرآن سر از پاى نشناختن. در كنار اين امور توجه به آن حضرت و زنده داشتن نام و ياد و دعا براى فرجشان نيز لازم است.
پىنوشت
(1) (ر. ك: نورالثقلين، ج 1، ص 314)
(2) (ر. ك: مشكاتالانوار، ص 63
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|